Majids
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 327
- امتیاز
- 2,713
- نام مرکز سمپاد
- هاشمی نژاد 1
- شهر
- مشهد
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : سوتیها
یکی از بچه ها نصفه شب از کتابخونه مدرسه داشته میرفته خونه که ازش زورگیری کردن٬ بعد داشت سر کلاس توضیح میداد جریان رو:
-آره استاد طرف اومد سمتم حس کردم طرف یه چیزیش هست ولی دیگه دیر شد گرفت منو٬ قمه هم داشت
معلم: دیدی قمه شو؟
-نه استاد درنیاورد ولی نشون داد
یعنی چی یعنی قابشو دیدی؟
-نه همونجا از جیبش درآورد نشون داد
معلم: خوب تو چی کار کردی فرار کردی؟؟
-نه دیگه استاد قمه داشت٬ همونجا بهش دادیم
گافایی که تا اینجا داد رو بگذریم٬ این تیکه عالی بود:
معلم: مگه چه قد خلوت بود؟ کجا بودی؟
-همین جلو مدرسه دم ایستگاه اتوبوس
معلم: خوب کسی نبود؟
-نه زیاد کسی نبود ولی اینا که براشون مهم نیست
تازه یه سومیه هم پشت سر من بود اونم کر... گرفتن استاد
یعنی مردیم از خنده...
))))
یکی از بچه ها نصفه شب از کتابخونه مدرسه داشته میرفته خونه که ازش زورگیری کردن٬ بعد داشت سر کلاس توضیح میداد جریان رو:
-آره استاد طرف اومد سمتم حس کردم طرف یه چیزیش هست ولی دیگه دیر شد گرفت منو٬ قمه هم داشت
معلم: دیدی قمه شو؟
-نه استاد درنیاورد ولی نشون داد
یعنی چی یعنی قابشو دیدی؟
-نه همونجا از جیبش درآورد نشون داد
معلم: خوب تو چی کار کردی فرار کردی؟؟
-نه دیگه استاد قمه داشت٬ همونجا بهش دادیم

گافایی که تا اینجا داد رو بگذریم٬ این تیکه عالی بود:

معلم: مگه چه قد خلوت بود؟ کجا بودی؟
-همین جلو مدرسه دم ایستگاه اتوبوس
معلم: خوب کسی نبود؟
-نه زیاد کسی نبود ولی اینا که براشون مهم نیست
تازه یه سومیه هم پشت سر من بود اونم کر... گرفتن استاد

یعنی مردیم از خنده...
))))


گف ساکت
بعد دید ساکت نمیشن برگش پشت داد زد بابا ساکت شین دیگه
^#^ 







