• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گويش سمناني (در حال انقراض)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Pewit
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

خیلی باحال بود ! :))
می دونستید الو یه کلمه ی سمنانیه ! الو در زبان سمنانی ! وقتی اتیش زیاد می شه می گند اتیش الو گرفته ! حالا فرض کنبد وقتی پشت تلفن به طرف مقابلتون می گید الو یعنی ..... ;D
وللللللللللللللللللللللللی: در واقع اینکلمه برگرفته ی Hello هست که به مرور زمان و تغییرات به این شکل در امده ! [-(
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

خيار -------------جورونگ
انار---------------نار
انگور-------------انگير
رزد آلو-----------شيلًك
درخت-------------بُنه
باغچه------------ كَرده
باغ----------------رَض

غير از ونگون براي آشنايي اوليه چندتا كلمه را گذاشتم،اما در مورد كهن بودن سمناني:
اگر در كتب مانوي, پهلوي, اوستايي و ... تعمق كنيم متوجه ميشويم كه لغات آن كتب از نظر آوايي و اجزاي موسيقي با لغات گويش سمناني نزديك هستند. لغت ( اِپاژييه) به معناي ( مهر, عود به زبان پهلوي) با كلمه ( واپاژيون) كه مصدر متلاشي شدن است با تمام مشتقاتش چقدر هم آوا و هم نت است. يا كلماتي چون ( دروندييه, دروند)( بمعني ديو خوئي, ديو خو به زبان پهلوي) با كلمات ( درود, سَرورد, وروند, ورود) به معناي( جوشي كردن, ظلم به كسي كردن, برانداختن, شيئي رت به زحمت كندن به زبان سمناني) هم آوا و هم نت است. يا كلمه ( مَرويژك) به زبان پهلوي كه به معناي مرغ آمده, در گويش سمناني با كلمه ( مرگوژا) به معناي گنجشك هم آوا و هم تلفظ است.يا بطور كلي كلماتي از گويش سمناني با زبان پهلوي مشابه است مثل ( كوتِر) به معناي كبوتر( وَس) به معناي بس (زِفان) كه با تحولي (زِفون) به معناي زبان( ا’شتر) به معناي شتر (تيژ) بمعناي تيز(دِواج) به معنای لحاف یا بعضی کلمات اوستایی با کلمات گویش سمنانی یکی است مانند(واج, واجَه) به معنای کلمه, که در گويش سمنانی با ترکيباتی چون(سَرَه واجَه, واتَ واجَه) بکار می رود. يا کلمه (دَسَه) به معنای ده در اوستا با کلمه (دَس) به معنای ده در گويش سمنانی.واژه ( جِنيكا) كه به زن يا زنيكه اطلاق ميشود در قطعه اي كردي به زبان پهلوي كه در سليمانيه كشف شده, بصورت ( كِنيكا) آمده است. يا كلمه ( واژه) كه ( واج و واجه) هم گفته ميشود ريشه در ( واتَه واجَه) سمناني دادرد كه به معناي گفتگو و سر و كله زدن است و يا واژه ( مَرتومي) كه به معناي مردم است ريشه در كلمه ( مَرتومان) در شعر درخت آسوريك دارد. و يا واژه (وِروِنييَه) كه در كتاب سبك شناسي به شقاوت معنا شده با كلمه (وِروِند) سمناني كه به معناي برانداختن است چقدر تشابه املائي, لفظي و معنايي دارد.
فکر می کنم برآيند لغات فوق برای اثبات ريشه دار بودن گويش سمنانی کافی باشد. با کمی دقت مشخص می شود که گويش سمنانی نفس های آخر خود را می کشد و در حال انقراض است :( :((
و حالا متاسفانه ما گويشي در ايران داريم كه در ادبيات روسيه در مدارس تدريس مي شود و ما خود بي خبريم كه چنين زبا ني است و باز غصه اي فراتر اينكه جوانان سمناني از جمله من ديگر سمناني را نمي توانند با آن قواعد فوق العاده اي كه شباهت تقريبي با زبان فرانسوي دارد تكلم كنند...و اين چرايي است به پدرانمان كه اهميت آن را از كوچيكي به ما گوشزد نكرده اند.
ویژگی دیگری سمناني در این است که به علاوه اینکه مونث و مذکر در ضمیرها دیده می شود در فعل ها محسوس تر است كه درآينده به آن اشاره خواهيم كرد.
ولي اي كاش مهد كودك ها و آموزش و پرورش بيشتر اهميت دهد...حد اقل فكر مي كنم از زبان عربي نيازش بيشتر باشد و مي گوييم سمناني در ايران است ولي عربي چه؟در كجاي ايران در كدام تاريخي مورد استفاده بوده است؟
بیما سمنی حکاتی هاکرین : بیایید سمنانی سخن بگوییم...
سوالات خود را میتوانید از من که سمنانی رو دوست دارم ولی به طور کامل بلد نیستم بپرسید....
ما همه ایرانی هستیم و اگر فرهنگهای از دست رفته مان را بیشتر بها دهیم شاید بتوانیم بلندتر قریاد بزنیم که
ما ایرانی هستیم
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

به نقل از Pewit :

و حالا متاسفانه ما گويشي در ايران داريم كه در ادبيات روسيه در مدارس تدريس مي شود و ما خود بي خبريم كه چنين زبا ني است و باز غصه اي فراتر اينكه جوانان سمناني از جمله من ديگر سمناني را نمي توانند با آن قواعد فوق العاده اي كه شباهت تقريبي با زبان فرانسوي دارد تكلم كنند...و اين چرايي است به پدرانمان كه اهميت آن را از كوچيكي به ما گوشزد نكرده اند.


شما می گی سمنانی؟ پدر من حتی به ماها آذری یاد نداد که یکی از متداول ترین زبان های ایرانه! حالا بابای من که تهران بود اما الآن تو خود آذربایجان بعضی خونواده ها از اول به ضرب و زور با لهجه ی غلیظ آذری با بچه هاشون فارسی صحبت می کنن!!! آخه یکی نیست بگه بابا الآن که عهد دقیانوس نیست که، بچه ها تو مهد کودک و مدرسه و از تلویزیون و اینها همه فارسی یاد می گیرن به اندازه ی کافی... برای مثال بابای من کافی بود با ما از اول آذری حرف می زد، برای خودشم بهتر بود، اون وقت می تونست حداقل تو خونه ی خودش همیشه به زبان مادری اش حرف بزنه.
 
احوال پرسی تلفنی به گويش سمناني

آلو، سلام ، ته حال خوره ؟ الو ، سلام ، حالت خوبست
مناده اي کاغه چره؟ چرا یک نامه نمیدهی ؟
چن روئه ته منتظرون چند روز است منتظر تو هستم
چش به ري و بی خبرون چشم براه و بی خبرم
با ته میا هما کی یه گفتی به خانه ما میاي
ولا هما کی یه ته یه بخدا که خانه ما از تست
با شما تارف ندارین با شما تعارف نداریم
ریکتري تشریف بیارین زودتر تشریف بیاورید
وختی کو تشریف میارین وقتی که تشریف میاورید
زیکوتن همپا بیارین بچه ها را هم همراه بیاورید
ناکره ته پی واشی چی نکنه از یادت رفته است
یا ته کاري زیاد بیچی یا کارت زیاد بوده است
کاري تمومی نداره کار تمومی ندارد
هر چی هاکه مینه دره هر چی میکنی می بینی (باز هم)است
ان هکاتون پی بویرین ازاین حرفها بگذریم
بایین دیگه چه مکرین بگوئید دیگه چکار میکنید ؟
با بی نون ته حال چطوره ؟ بگوبه بینم حال تو چطور است ؟
خانمین احوال چطوره ؟ حال خانم چطور است ؟
زیکه زري سالمی ین ؟ برو بچه ها سالم اند ؟
خویشه قومی چه مکرن ؟ قوم و خویش ها چه میکنند
ایزي ته پیر انجودبا دیروز پسرت اینجا بود
چه گوزبه بیچی ماشالا چقدر بزرگ شده ماشاءالله
ژو کاروباري بدنی یه کار وبارش بد نیست
وچه سربرایی یه بچه سر براهی است
ماتش مگن درس بخنون میگفت میخواهم درس بخوانم
تا بلکی دیپلم ها گیرون بلکه دیپلمبگیرم
اگه ته – ره زحمت تی یه اگر برایت زحمت نیست
دوهیره مون نون وسی که دو سه من نان بفرست
آ همیشه ته یی درون من همیشه بیادت هستم
ته خوري بی منا کرون خوبی ترا فراموش نمی کنم
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

ایــــــــــــــــــول
چه تفاوتی داره ها
اصلا کلا فرق داره
اگه فارسیشو نمیگفتی نمیفهمیدم
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

این مال یه شاعره متخلص به ناظم :
خدایا تو هما دردی دوا که گرفتاری هما سر پی تو واکه
بجز تو ای خدا هیشکین ندارین محبت که هما حاجت روا که
گرفتاری و دردی از همایه خرابی مو و گردی از همایه
همیشه کرمه دارین پی عمل می مریضی رونگ زردی از همایه

معنیشو نمی ذارم حدساتونو راجع به معنیش بگید هر چند خیلی آسونه.
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

به نقل از secret :
این مال یه شاعره متخلص به ناظم :
خدایا تو هما دردی دوا که گرفتاری هما سر پی تو واکه
بجز تو ای خدا هیشکین ندارین محبت که هما حاجت روا که
گرفتاری و دردی از همایه خرابی مو و گردی از همایه
همیشه کرمه دارین پی عمل می مریضی رونگ زردی از همایه

معنیشو نمی ذارم حدساتونو راجع به معنیش بگید هر چند خیلی آسونه.
خدایا تو درد ما را دوا کن گرفتاری را از سر ما تو باز کن
خدایا به جز تو هیچ کس را نداریم محبت کن و حاجت ما را روا کن
گرفتاری و درد از ماست(؟) خرابی و گرد از ماست(؟)
همیشه........دارین در عمل مریضی و زرد رنگی از ماست(؟)

وای چه آسون بود! ذوق کردم! ;D
یه دونه دیگه! یه دونه دیگه! ;D ;D
مرسیsecret جان :-*
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

سکرت تو سمنانی بلدی؟ رو نکرده بودیا!
سمنانی هم قشنگه ها! فقط موندم چرا هیچکدوم از دوستام صحبت نمی کنن!
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

خب یه سختشو می ذارم حالتون جا بیاد .اگه کسی هم نتونست ......رو پر کنه من بعدا می گم.
قابل توجهastr...منم خیلی بلد نیستم حیف ولی تو این چند سال انقدر از این شهر به اون شهر شدیم لهجه های مختلف روم اثر گذاشته وسط حرف زدنام یه تیکه هایی می پرونم که کلا خودش یه زبان جدیده.
پیره جنیکا مش مصوما ساعتی چاری رادیو که میره کش مگیره با چشی تاری
هی انور و اونور مبره چرخکی ایسکن گوش تیژ ما کره تا کو سمن می سری ایسکن
اونوخ منینه گوش ما کره از سری صبری تا مائه کوپنی روئنی ما شوژین ابری
جون می ره زمین پی پی مبو با نیشی وائی دبه که میره کیژه طرف مو خونه دائی
مایه دیگه امشو مپزوم چربه پلا که موشی ره کوکارین پی می و خیلی هلاکه
.....
اینم یه دونه دیگه.
 
پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)

فکر کنم اون مصرعی که ناقص گفتم میشه:
تو در اعمال و کارهای من کرم و بخشش داری
هوم؟
 
Back
بالا