پاسخ : گويش سمناني (در حال انقراض)
خيار -------------جورونگ
انار---------------نار
انگور-------------انگير
رزد آلو-----------شيلًك
درخت-------------بُنه
باغچه------------ كَرده
باغ----------------رَض
غير از ونگون براي آشنايي اوليه چندتا كلمه را گذاشتم،اما در مورد كهن بودن سمناني:
اگر در كتب مانوي, پهلوي, اوستايي و ... تعمق كنيم متوجه ميشويم كه لغات آن كتب از نظر آوايي و اجزاي موسيقي با لغات گويش سمناني نزديك هستند. لغت ( اِپاژييه) به معناي ( مهر, عود به زبان پهلوي) با كلمه ( واپاژيون) كه مصدر متلاشي شدن است با تمام مشتقاتش چقدر هم آوا و هم نت است. يا كلماتي چون ( دروندييه, دروند)( بمعني ديو خوئي, ديو خو به زبان پهلوي) با كلمات ( درود, سَرورد, وروند, ورود) به معناي( جوشي كردن, ظلم به كسي كردن, برانداختن, شيئي رت به زحمت كندن به زبان سمناني) هم آوا و هم نت است. يا كلمه ( مَرويژك) به زبان پهلوي كه به معناي مرغ آمده, در گويش سمناني با كلمه ( مرگوژا) به معناي گنجشك هم آوا و هم تلفظ است.يا بطور كلي كلماتي از گويش سمناني با زبان پهلوي مشابه است مثل ( كوتِر) به معناي كبوتر( وَس) به معناي بس (زِفان) كه با تحولي (زِفون) به معناي زبان( ا’شتر) به معناي شتر (تيژ) بمعناي تيز(دِواج) به معنای لحاف یا بعضی کلمات اوستایی با کلمات گویش سمنانی یکی است مانند(واج, واجَه) به معنای کلمه, که در گويش سمنانی با ترکيباتی چون(سَرَه واجَه, واتَ واجَه) بکار می رود. يا کلمه (دَسَه) به معنای ده در اوستا با کلمه (دَس) به معنای ده در گويش سمنانی.واژه ( جِنيكا) كه به زن يا زنيكه اطلاق ميشود در قطعه اي كردي به زبان پهلوي كه در سليمانيه كشف شده, بصورت ( كِنيكا) آمده است. يا كلمه ( واژه) كه ( واج و واجه) هم گفته ميشود ريشه در ( واتَه واجَه) سمناني دادرد كه به معناي گفتگو و سر و كله زدن است و يا واژه ( مَرتومي) كه به معناي مردم است ريشه در كلمه ( مَرتومان) در شعر درخت آسوريك دارد. و يا واژه (وِروِنييَه) كه در كتاب سبك شناسي به شقاوت معنا شده با كلمه (وِروِند) سمناني كه به معناي برانداختن است چقدر تشابه املائي, لفظي و معنايي دارد.
فکر می کنم برآيند لغات فوق برای اثبات ريشه دار بودن گويش سمنانی کافی باشد. با کمی دقت مشخص می شود که گويش سمنانی نفس های آخر خود را می کشد و در حال انقراض است
و حالا متاسفانه ما گويشي در ايران داريم كه در ادبيات روسيه در مدارس تدريس مي شود و ما خود بي خبريم كه چنين زبا ني است و باز غصه اي فراتر اينكه جوانان سمناني از جمله من ديگر سمناني را نمي توانند با آن قواعد فوق العاده اي كه شباهت تقريبي با زبان فرانسوي دارد تكلم كنند...و اين چرايي است به پدرانمان كه اهميت آن را از كوچيكي به ما گوشزد نكرده اند.
ویژگی دیگری سمناني در این است که به علاوه اینکه مونث و مذکر در ضمیرها دیده می شود در فعل ها محسوس تر است كه درآينده به آن اشاره خواهيم كرد.
ولي اي كاش مهد كودك ها و آموزش و پرورش بيشتر اهميت دهد...حد اقل فكر مي كنم از زبان عربي نيازش بيشتر باشد و مي گوييم سمناني در ايران است ولي عربي چه؟در كجاي ايران در كدام تاريخي مورد استفاده بوده است؟
بیما سمنی حکاتی هاکرین : بیایید سمنانی سخن بگوییم...
سوالات خود را میتوانید از من که سمنانی رو دوست دارم ولی به طور کامل بلد نیستم بپرسید....
ما همه ایرانی هستیم و اگر فرهنگهای از دست رفته مان را بیشتر بها دهیم شاید بتوانیم بلندتر قریاد بزنیم که
ما ایرانی هستیم