Wulfric
Percival's daddy
- ارسالها
- 227
- امتیاز
- 1,767
- نام مرکز سمپاد
- حلی
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 95
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟
هری پاتر و فرزند نفرین شده / جی کی رولینگ - جان تیفانی - جک ثرون
حدود 2 هفته س که کتاب پخش شده، حتی تا جایی که میدونم ترجمه اصلی (ویدا اسلامیه) هم هنوز توی بازار نیومده! ولی موفق شدم pdf ش رو پیدا کنم، یه جاهاییش هم مجبور شدم زبون اصلی بخونم.
در کل برای یک بار خوندن کتاب خوبی بود، ولی نه چیز بیشتری. به شدت تخیلی بود. شاید مثبت ترین چیزی که توش میشه پیدا کرد داستان های به شدت تخیلی و عجیب غریبشه که باعث میشه هر لحظه با خودت فکر کنی که "یعنی بعدش چی میشه
" یا چیزایی شبیه به این!
اضافه شدن جان تیفانی و جک ثرون رسما ثمری جز خراب کردن اعتبار قبلی کتاب های جی کی رولینگ نداشته. کمبود انتقال احساس و عدم درک بعضی شخصیت ها(خود هری حتی
) به شدت توی کتاب حس میشه! شاید نقطه ی قوت کتاب های هری پاتر رولینگ تا الان اون احساس به شدت قوی بود که به خواننده منتقل می کردن؛ خیلی از خواننده های هری پاتر راجع با شنیدن کلماتی مثل هاگوارتز، دره ی گودریک، کارت بازی انفجاری، قورباغه شکلاتی، پناهگاه، بدعنق و... هیجان زده و حتی احساساتی میشن.
دلیلش هم صرفا اون حس خوبیه که رولینگ با موفقیت تمام در طول 7 جلد موفق شده به اونا منتقل کنه. ولی خیالتون راحت باشه که توی جلد هشتم از این خبرا نیست. این جلد بیشتر به ماجراجویی های وحشتناک آلبوس و دوست صمیمیش اسکورپیوس می پردازه که لحظه به لحظه جنون آمیز تر میشن.
بخشی از کتاب:
اسکورپیوس: هنوز کامل باورم نشده که همچین کاری کردم.
آلبوس: منم هنوز باورم نشده که تو همچین کاری کردی.
اسکورپیوس: رُز گرنجر-ویزلی. من به رُز گرنجر-ویزلی درخواست قرار
دوستانه دادم.
آلبوس: و اونم جواب رد بهت داد.
اسکورپیوس: ولی مهم اینه که درخواست دادم. الان بذر بلوط رو کاشتم.
حالا این بلوط رشد میکنه و سرانجام تبدیل به ازدواج میشه.
آلبوس: خودتم میدونی که زیادی اهل خیالبافی هستی.
هری پاتر و فرزند نفرین شده / جی کی رولینگ - جان تیفانی - جک ثرون
حدود 2 هفته س که کتاب پخش شده، حتی تا جایی که میدونم ترجمه اصلی (ویدا اسلامیه) هم هنوز توی بازار نیومده! ولی موفق شدم pdf ش رو پیدا کنم، یه جاهاییش هم مجبور شدم زبون اصلی بخونم.
در کل برای یک بار خوندن کتاب خوبی بود، ولی نه چیز بیشتری. به شدت تخیلی بود. شاید مثبت ترین چیزی که توش میشه پیدا کرد داستان های به شدت تخیلی و عجیب غریبشه که باعث میشه هر لحظه با خودت فکر کنی که "یعنی بعدش چی میشه
" یا چیزایی شبیه به این!اضافه شدن جان تیفانی و جک ثرون رسما ثمری جز خراب کردن اعتبار قبلی کتاب های جی کی رولینگ نداشته. کمبود انتقال احساس و عدم درک بعضی شخصیت ها(خود هری حتی
) به شدت توی کتاب حس میشه! شاید نقطه ی قوت کتاب های هری پاتر رولینگ تا الان اون احساس به شدت قوی بود که به خواننده منتقل می کردن؛ خیلی از خواننده های هری پاتر راجع با شنیدن کلماتی مثل هاگوارتز، دره ی گودریک، کارت بازی انفجاری، قورباغه شکلاتی، پناهگاه، بدعنق و... هیجان زده و حتی احساساتی میشن.
دلیلش هم صرفا اون حس خوبیه که رولینگ با موفقیت تمام در طول 7 جلد موفق شده به اونا منتقل کنه. ولی خیالتون راحت باشه که توی جلد هشتم از این خبرا نیست. این جلد بیشتر به ماجراجویی های وحشتناک آلبوس و دوست صمیمیش اسکورپیوس می پردازه که لحظه به لحظه جنون آمیز تر میشن.بخشی از کتاب:
اسکورپیوس: هنوز کامل باورم نشده که همچین کاری کردم.
آلبوس: منم هنوز باورم نشده که تو همچین کاری کردی.
اسکورپیوس: رُز گرنجر-ویزلی. من به رُز گرنجر-ویزلی درخواست قرار
دوستانه دادم.
آلبوس: و اونم جواب رد بهت داد.
اسکورپیوس: ولی مهم اینه که درخواست دادم. الان بذر بلوط رو کاشتم.
حالا این بلوط رشد میکنه و سرانجام تبدیل به ازدواج میشه.
آلبوس: خودتم میدونی که زیادی اهل خیالبافی هستی.



احتمالا از شدت غصه ی وارده میره کتابشو پاره میکنه 


با بعضی قسمتاش موافق و البته مخالف بعضی قسمتاشم بودم




ای ملّا!نصیحتی دارم که زیانکار نخواهی شد اگربشنوی.))