• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آخرین کتابی که خوندید؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

بلندی های بادگیر
الانم دارم قمار باز رو میخونم!! :x
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

دن‌کامیلو و پسر ناخلف! جوانی گوارسکی
۲ ماه پیش رفتیم تئاتر شهر تئاتر دن‌کامیلو رو دیدیم که واقعا عــــــــــــــــــــــالی بود! بعدش دوستم گفت که کتابش از تئاترش هم بهتره حتی!
فعلا داره کتاب دن‌کامیلو و پسر ناخلف رو می‌خونم. سه تا کتابه. کتاب دوم اسمش دن‌کامیلو بر سر دوراهیه. کتاب سوم هم اسمش دن‌کامیلو و شیطانه.
دومی رو ندارم. ولی بعد از خوندن اولی می‌رم سراغ سومی.
داستان طنزه و درمورد یه کشیش و یه کمونیسته تقریبا! خیلی باحاله :)به‌خصوص قسمت مکالمات دن‌کامیلوی کشیش با مسیح :)
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

پرسی جکسون.داستانش باحاله آدمو مجبور می کنه تا آخرش ادامه بده!
بعد خاطرات به بچه ی بی عرضه که اونم قشنگه.
هر دو ی این مجموعه ها به شدت توصیه می شود!
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

"چشم هایش" بزرگ علوی
دیروز شروع کردم به خوندنش ، حتا یک دقیقه نذاشتمش کنار تا وقتی که تمومش نکردم ... خیلی خیلی خیلی عالی بود ، نمی شد گفت که داستان ، اجتماعیه یا عاشقانه . مبارزات سیاسی ِ دوره ی رضاخان با یه داستان ِ عاشقانه ی فوق العاده ترکیب شده ... نثر کتابم اصلن آدمُ خسته نمی کنه . اگه دنبال کتابی هستین که احساساتتونُ تحت تاثیر قرار بده و در عین حال شُما رو وادار به تحسین ِ شخصیت های مبارز بکنه ، از دستش ندید :X
 
  • لایک
امتیازات: fteh
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

آخرین کتابی که خوندم کتاب هزار یک شب بود در دو جلد درواقع به نثر اصلی بود و واقعا خوندنش کمی مشکل بود...ترجمش هم عبداللطیف تسوجی بود....
 
  • لایک
امتیازات: fteh
سینوهه ، پزشک مخصوص فرعون

مشخصات کتاب :
نام کتاب : - سینوهه ، پزشک مخصوص فرعون -
نویسنده : - میکا والتاری ( Mika Waltari ) -
مترجم : - هادی عادلپور -

ماجرا : - سینوهه پسر خوانده ی "سنموت" و "کیپا" هست ، که خودشون بچه دار نمی شدن . وقتی سینوهه نوزاد بود "کیپا" اون رو توی یه سبد پیدا می کنه و به اصرار ،همسرش رو که یک پزشکِ فقراست ، راضی به بزرگ کردن این کودک می کنه . اسم "سینوهه" از روی یک افسانه ی معروف توی سرزمینشون "کِم" روی این کودک گذاشته میشه . ...

نظر من : روند داستان کاملا زیبا و با قلمی گیرا و جذاب نوشته شده . داستان از زبان سینوهه ی میان سال نوشته شده که به دلیل دونستن راز های فروان و چیز هایی که نباید می دونست در تبعید به سر می بره . از توصیف بیش از حد پرهیز کرده ، احساسات سینوهه رو به زیبایی شرح داده و یه تصویر کامل از مصرِ اون زمان به آدم میده . وقتی از تجربه های سینوهه می گه آدم خیلی چیزا از زندگی دستگیرش می شه . از اشتباهاتی که سینوهه مرتکب میشه ، از کنجکاویاش و ... .
در کل کتابیه که ارزش خوندن داره .

قسمتی از کتاب : - ... هیچ کس بدون آنکه تا این حد فروتن باشد ، نمی تواند در حرفه ی پزشکی موفق باشد و آن را دنبال کند . تو وقتی به میان آن ها بروی ، باید مثل شغال هشیار و مانند شیطان زیرک باشی تا کور و گمراه نشوی . اما در ظاهر لازم است که بی ضرر تر از یک کبوتر به نظر بیایی . زیرا یک مرد تا وقتی به هدفش نرسد ، نباید خود را به دیگران معرفی و ذات خود را آشکار کند ... - !!
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

[جهتِ ثبت در تاریخ جهتِ واردکردن در گودریدز. :-"]
آقا من مُردم این‌همه کتابِ قبل‍اًهزاربارخونده‌شده خوندم این چند وقته :‌))
«دشمن عزیز» و «هرگز رهایم مکن» -کازوئو ایشی‌گورو، نشر ققنوس، ترجمه‌ی سهیل سمّی- رو دی‌روز شروع و تموم کردم. یه مقدار ابهام داشتم هنوز درباره‌ی «هرگز رهایم مکن» که رفع شد بحمدالله :-" دوران رفع‌اشکال و جمع‌بندی ه به‌هرحال :-" و «دشمن عزیز» هم که مورد حبّ قرار گرفته‌بود و هست. :ط
سه‌گانه‌ی ایزابل آلنده رو هم چندوقت پیش خوندم. «شهر جانوران»، «سرزمین اژدهای طلایی» و «جنگل کوتوله‌ها»؛ نشر تندیس؛ ترجمه‌ی اسدالله امرایی. اینا رو فکر کنم اول راهنمایی خونده‌بودم اوّلین بار و کلّی راضی بودم؛ بعد الان دوباره که خوندم دیدم چه کودک بوده‌م و چه سریع هیجان‌زده می‌شده‌م با هر اتفاق کوچیکی :‌)) برای اون سن کلّی خوب بود؛ ولی طبیعتا الان نه دیگه. :ی
ممم.. «عطر سنبل، عطر کاج» رو هم خوندم؛ و «داستانی مرموز» از مارکز، نشر نی. همچنان بسیار دوست‌داشتنی و کیوت بودن هر دو.
«عادت می‌کنیم» و «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» از زویا پیرزاد -نشر مرکز- هم. «عادت می‌کنیم»، بیش‌تر از قبل روی اعصاب‌م بود رفتارهای «آیه». فضای داستان هم خیــلی غیرواقعی بود که قبلاً متوجه‌ش نشده‌بودم. با این که مدام می‌گه داستان توی تهران اتفاق می‌افته، ولی اصلا فضای ملموسی نداشت برای من. از وب‌لاگِ آیه بگیر تا وصف‌ش از اون بچه‌های دست‌فروش مسیر شمال و عروسی دوست آیه و خونه‌ی شیرین و خونه‌ای که سهراب زرجو می‌خره. نمی‌دونم به خاطرِ این ه که حداقل ده سال از نوشتن‌ش می‌گذره، یا کلا فضای فکری یه زن چهل‌واندی ساله فرق داره، یا چی. و البته که این‌ها باعث نمی‌شن حتی ذره‌ای کم‌تر از قبل دوست داشته‌باشم کتاب رو! با «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» هم که خب مُردم از فرط نوستالژیِ وصفِ فضای ولایت‌مون :-"
کلا خیلی هم خوب. من یک کنکوری هستم. :-"

پی‌نوشت.
به نقل از ALI79 :
آخرین کتابی که خوندم کتاب هزار یک شب بود در دو جلد درواقع به نثر اصلی بود و واقعا خوندنش کمی مشکل بود...ترجمش هم عبداللطیف تسوجی بود....
«طسوجی» نیستن دوست‌مون؟ :-"
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

دن کیشوت
نویسنده:سروانتس/نشر هرمس
دلیل خواندن این کتاب این بود که تو روزنامه خواندم:پادشاهی( فکر کنم یکی از لویی ها بود )با همراهانش در ساحل قدم می زد که می بیند یک مرد دارد کتاب می خواند و بلند بلند می خندد و همان موقع می گوید:این شخص یا دیوانه ست یا دارد دن کیشوت می خواند.

البته من نخندیدم.
---
اسم من میناست
نویسنده:دیوید آلمون/نشر ایران بان
برای دومین بار خوندم.
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟


پس کوچه های سکوت
م مودب پور.


از رمان های عشق و عاشقی اصلا خوشم نمیاد و هیچ علاقه ای هم ندارم پول توجیبیم رو خرجشون کنم ولی دیروز یه دفعه هوس کردم از م مودب پور یه کتابی خونده باشم و 12 تومن خرج هوسم کردم و تا سه بیدار بودم که تموم شه بد نبود ولی از اولش میشد حدس زد تهش چی میشه خلاصه که از 10 نمره 5 رو میگیره کلا زده فک مردا رو اورده پایین :دی
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

{بادبادک باز/خالد حسینی}

واقعا قلم قوی نویسنده آدمُ مبهوت میکنه 8-^ به همون زیبایی ـه کتاب "هزاران خورشید رخشان" ـش بود !
توصیف احساسات شخصیت ها به حدی خوب بود که منم با شخصیت اصلی داستان عذاب وجدان گرفته بودم :-<
واقعا شرایط افغانستان وحشتناک بوده ها 8-| اصن آدم یه جوریش میشه !
بخونیــــد !واقعا خوب بود >:D<


بادبادک باز (در افغانستان: کاغذپران باز)اولین رمان این نویسنده جوان افغانی - آمریکایی است. این رمان که در سال ۲۰۰۳ میلادی منتشر شد، در آمریکا و اروپا فروش خوبی داشت و به عنوان سومین اثر پرفروش همین سال شناخته شد. بن‌مایه‌های این اثر شامل زندگی امیر و پدرش به عنوان دو مهاجر در آمریکا و نیز تنش‌های قومیتی میان پشتون‌ها و هزاره‌ها است. این اثر با صدای خود نویسنده به صورت صوتی نیز وارد بازار نشر شده‌است. همچنین در دسامبر سال ۲۰۰۷ فیلمی با بازی (همایون ارشادی) به همین نام با اقتباس از این داستان ساخته شد.
 
Back
بالا