• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آخرین کتابی که خوندید؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

دمیان
سیذارتا

اثر:هرمان هسه
مثل بقیه کتاب های اقای هسه,تاکید بر شناخت وجودی انسان داره..و سرچشمه سعادت و ارامش رو در وجود خود انسان میدونه..و در کتاب ها,اغلب انسان های امروزی رو متهم به خودفراموشی میکنه...
ب نظر من,به رمان کیمیاگر اقای کوئیلو شباهت زیادی داشتن...
کتابایی بودن که خوندنشون واقعا ارزش وقت گذاشتن و فکر کردن بهشون رو داشت
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

هفته پیش راز فال ورق رو خوندم و خب اینقدر به نظرم خوب بود که بلافاصله با اشتیاق رفتم سراغ "دختر پرتقال" که از همین نویسنده س. راز فال ورق هم از لحاظ داستانی جذب م کرد و هم از لحاظ مسائل فلسفی ای که توش مطرح شده بود. دیدگاه پدر هانس توماس خیلی برام جالب بود. سوالاتی که مطرح میکرد و نظرش درباره خدا و ماهیت جهان و انسان ها و فکر کردن به زندگی خیلی جاها به فکر وادارم میکرد :-" از لحاظ داستانی هم که خوشم اومد. تبدیل هرکدوم از ورق ها به یک انسان و متفاوت بودن جوکر جالب بود برام. در کل توصیه میشه! بخونین :د

پ.ن: با تشکر از فصلنامه و ادیبه جان که معرفی کردن این کتاب رو و از اون مهم تر این نویسنده رو :د
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

درمان شوپنهاور، اروین یالوم

یه کتاب فوق‌العاده در زمینه روانکاوی و فلسفه

میشه گفت آغاز دوران کتابخونی من رو باعث شد

در قالب یه رمان جذاب که همزمان دو داستان رو پیش ميبره

اولی دکتر روانکاوی که از ملانوم یا سرطان پوست ش آگاه شده و میدونه که یک سال دیگه در شرایط مطلوب جسمانی باقی خواهد بود و جلسات گروه درمانی ش

و دومی داستان زندگی آرتور شوپنهاور
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

قلعه حیوانات - جورج اورول

کتابی بس فوق العاده! کتاب مشهوریه و اسمش رو شنیدین قطعا. درباره یه مزرعه س که حیووناش بر ضد صاحب مزرعه شورش میکنن و خودشون مزرعه رو اداره میکنن. اول کار همه چی خوب و گل و بلبل عه ولی بعد با طمع و حس قدرت طلبی خوک ها همه چی به هم میریزه. هرکدوم از شخصیت های کتاب نماد یک شخصیت در دوران واقعی (در حکومت شوروی) هستن. خیلی خیلی جالب بود به نظرم. در قالب همین رفتارهای بین حیوانات، مسائل مهمی مطرح شده بود. مثلا گوسفندا که همیشه هر چیزی بهشون میگفتن قبول میکردن و هر شعاری رو بدون چون و چرا یاد میگرفتن یا بوکسر که هرکاری برای بهتر شدنِ شرایط میکرد اما نمیدونست که کارش واقعا کمک میکنه یا نه.
ایشون هم به شدت خوندنش توصیه میشه :د
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

یگانه,ریچارد باخ
کتابی متفاوت
میتونه به نوعی پاسخگوی سوالی باشه ک ذهن رو خیلی درگیر میکنه و اون:"اگر فلان کارو کرده بودم چی؟!" باشه!
این رو هم بگم که اب در خیلی از باور ها و اعتقادات و حتی بحث های روانشناسی,میتونه به عنوان نمادی برای تولد دوباره باشه و کل داستان این کتاب بر فراز دریا شکل میگیره..
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

"دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد" شهرام رحیمیان

عالی عالی عالی ^_^
متن فوق العاده ست!
عالی حس ها رو منتقل میکنه!عشق و عذاب وجدان آدما رو
یه شناوری باحالی تو زمان داره که نمیذاره سرسری بخونیش و خلاصه که از دست ندید : )
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

چشم هایش شاید بهترین اثر بزرگ علوی ( :D ) . همون اولش که بزرگ جان علوی گفت که بعد ازاون ماجرا آخوند ها وارد شدن با کتاب قرن دریک دست ولشکر وامانده ها درپشست سروفیلان فهمیدم که این کتاب کتابه منه .
داستان درمورد استاد ماکان نقاش ـه ویک تابلو که استاد ازچشم هایی مرموز کشیده واین تابلو توی نمایشگاه هه وهیچکس نمیتونه رازچشم ها رو بفهمه تا اینکه اون دخترمیاد ووقایع رو برای یک نفرتوضیح میده وراوی کتاب میشه گفت بیشترش اون زنه . یک کلوم بخونید لذتشو ببرید .
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

«در سینه‌ات نهنگی می‌تپد.»؛ اثرِ عرفان نظرآهاری.


3588969._UY200_.jpg

بازهم مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه که خودِ کتاب هم به صورتِ کلّی کوتاهه و زیاد وقت نمی‌گیره.

فَرازی از متنِ کتاب[از بخشِ «دوبالِ کوچکِ نارنجی»]:
«یک روز او بی آن‌که چیزی بگوید، لباس‌های نامناسبش را از تن در آورد و اشتباه‌های کوچکش را دور انداخت و ما دیدیم که او دو بالِ کوچکِ نارنجی هم دارد؛ دوبال کوچک که سال‌ها از ما پنهان کرده بود و پَر زد مثلِ پرنده‌ای که به آشیانه‌اش برمی‌گردد.
او به بهشت برگشت و حالا هر صُبح وقتی خورشید طلوع می‌کند، صدایش را می‌شنویم، زیرا او قناریِ کوچکی‌است که روی انگشتِ خُدا آواز می‌خواند.»

و

[از بخشِ «در سینه‌ات نهنگی می‌تَپَد»]:
«این‌که مُدام به سینه‌ات می‌کوبد، قلب نیست؛ ماهیِ کوچکی‌است که دارد نهنگ می‌شود.
قلب‌ها همه نهنگانند در اشتیاقِ اقیانوس. امّا کیست که باور کند در سینه‌اش نهنگی می‌تَپَد!»


#مُعرفی_کتاب
 
Back
بالا