• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آخرین کتابی که خوندید؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

-مثل آب برای شکلات- [از لورا اسکوئیول]

داستان‌ راجع به زندگی ِ خاله‌‌بزرگه‌ی گوینده‌س که اسمش «تیتا» س. تیتا دختر آخر خانواده‌س و طبق رسومات ِ اون‌زمان دختر ِ بیچاره‌ی آخر ِ خانواده، حقّ ازدواج نداره و باید تا وقتی مادرش نفس می‌کشه ازش مراقبت کنه!
فردی به‌نام «پدرو» عاشق تیتا می‌شه، تیتا هم هم‌چنین. ولی زمانی که پدرو میاد خواستگاری ِ تیتا، مادر ِ تیتا اجازه نمی‌ده و به‌جاش، دختر دیگه‌ش، روسورا رو می‌کشه وسط برای ازدواج و پدرو هم قبول می‌کنه چون می‌بینه تنها راهی که می‌تونه با تیتا باشه همینه.داستان هم کلا راجع به رابطه پدرو و تیتا و اتفاقاتی که بین‌شون می‌افته هست.
هر فصل با دستور پخت یه نوع غذا شروع می‌شه و در طول فصل همون‌طور که خرد خرد می‌گه طرز پخت غذا رو، داستان رو هم ادامه می‌ده.[nb]گرچه به‌شخصه هیچ‌‌وقت نتونستم حتی طرز پخت یه‌دونه از غذاهاش رو بفهمم. :-‌" [/nb]

اولین کتابی که موضوع اصلی‌ش، یه ماجرای عاشقانه‌س و خوندم‌ش همین بوده و بنظرم هم خوب بود. احساسات بین دو نفر رو خوب نشون می‌داد و مثل یسری از داستان‌های عاشقانه‌ای که دیدم می‌نویسن، پر از کلمات محبت‌آمیزی که تو دنیای واقعی واقعا گفته نمی‌شن و بیشتر تصنعی و مضحک هستن تا جالب و احساسات‌برانگیز[nb]حداقل از نظر من :-؟[/nb] نبود و احساسات صرفا با یسری کلمه‌ی کلیشه‌ای بیان نمی‌شد.

-درکل-
بنظرم برای استراحت و وقتی حوصله‌ی آدم از همه‌چیز سر می‌ره و دل‌ش نمی‌خواد حتی یک کلمه‌ی دیگه از یه کتاب ِ منطقی، با جملات منطقی، و اتفاقات و انسان‌ها و مسئله‌های منطقی بخونه، خوبه! :‌دی
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

اولین تماس تلفنی از بهشت
نوشته میچ آلبوم
با ترجمه آرتمیس مسعودی

روان، درگیر کننده احساسات، بیان دقیق عواطف و حالات انسانی، دلپذیر و مطبوع و جادویی مثل بوی شکلات داغ روی پیراشکی تازه(دقیقا وقتی داشتم میخوندمش پیراشکی شکلات داشتیم درست می کردیم و به طرز عجیبی بو و فکر و کتاب با هم آمیخته شده بودن)

"کلماتی که مردم به‌زبان نمی‌آورند بلندتر از کلماتی است که می‌گویند."


"وقتی بچه هستیم به ما یاد می‌دهند به بهشت می‌رویم. اما هرگز نمی‌گویند که بهشت شاید سراغ آدم بیاید."
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

گریز دلپذیر - آنا گاوالدا

اولین کتابی بود که از آنا گاوالدا میخوندم وخب اصلا جذبم نکرد :/ ینی اصلا هیچ اتفاقی نمیفتاد فقط چند روز از زندگیِ 4تا خواهر و برادر رو روایت میکرد که هیچ اتفاق مهیجی هم نداشت! متن کتاب خیلی ساده و روون بود و خیلی زود خوندنشو تموم کردم. در کل دوست نداشتنی بود برای من. توصیه نمیشه :-"
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

.
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

«بانوی آبی‌ها»؛ اثرِ راضیه تجار.



22061_250_350.jpg

این کتاب؛ زندگی‌نامه ی خلبان «شهلا ده‌بزرگی» اوّلین زنِ خلبانِ ایران به روایت داستان‌ه.

فَرازی از متنِ کتاب:[nb]صرفاً قسمتی رو می‌ذارم که خودم حس کردم دوستش دارم، اگه حس می‌کنید مُفید نیست و می‌خواید جایی رو بخونید که واقعاً چیزی دستگیرتون شه؛ بهتره خودتون کتاب رو سرچ کنید.[/nb]
« - داداش، مگر آمدی آتش ببری که این‌قدر عجله می‌کنی؟!
- آبجی‌شهلا، خودت که می‌دانی ده‌بزرگی‌ها وقتی رگ غیرتشان جنبید، دیگر تمام است. یک نگاه به خودت بینداز. به‌جای درست‌کردن سالاد و پاک‌کردن سبزی‌خوردن، جانت را می‌گیری کف دست و می‌روی تو دل آسمان‌ها. آن‌وقت من بروم تو صندوق‌خانه قایم شوم!
- عزیزم تو خیلی جوانی.
- خیلی‌ها جوان‌اند و می‌روند. خیلی‌ها جوان بودند و رفته‌اند. خیلی‌ها جوان‌اند و خواهند رفت. می‌روم، می‌روی، می‌رود، فعل این‌روزهاست که صرف می‌شود؛ مثل غذا خوردن. »

پ.ن: از اون دسته کتاب‌هایی بود که بخاطرِ جلدش جذبش شدم توی وهله‌ی اوّل، ولی خُب ارزشِ خوندن رو داشت.

#مُعرفی_کتاب
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

کتاب بیگانه آلبر کامو.......کتاب جالبی بود .......شخصیت اصلی خیلی دید جذابی به زندگی داشت....درهمه شرایط پوکر فیس بود!!!
کلا کتابشو دوست داشتم
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

«هدیه ی ولنتاین»؛ اثرِ سارا عرفانی.


hadye_valentine.jpg

این‌کتاب مجموعه‌ی ۹داستانِ کوتاه[به‌خاطرِ تو، پارسا، نگاهِ ماه، صدف، هدیه‌ی ولنتاین، حضور آسمانی، از پُشت ابر، یک‌مدلِ خاص، در آخرین‌نگاهش] با تمِ مذهبی و نوشته‌شده بر محورِ دینداری در جهانِ مُعاصر هستش.

به‌شخصه فقط داستانِ آخرو پسندیدم؛ اون‌م یکم.البته این به اعتقادات‌م برمی‌گرده،احتمالاً هر مسلمونی ازش خوشش میاد.

#مُعرفی_کتاب
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

چارلی و کارخانه شکلات سازی- رولد دال :دی
واقعن تعجب میکنم چرا زودتر نخوندمش، کل کتاب راجبه شکلاته و این که بچه ی خوبی باشیم:دی ولی اصلن یطور اعصاب خورد کنی نصیحت نکرده:-"
اگه نخوندینش و کودک درونتون هنوز زندست همین الان برید بخریدش و شکلات درس حسابی هم بگیرید تا یکم حسرت شکلاتای تو کتابو تسکین بده:دی

فک کنین یه جا گفته: "آب نبات چوبی شب نما برای خوردن در رختخواب در شب" آدم چی میتونه بخواد از زندگی بهتر از این؟:دی
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

لحظه های سکسکه :)
 
پاسخ : آخرین کتابی که خوندید؟

«بوف‌کور»؛ اثرِ صادق هدایت.


64451828290765696639.jpg


راستش جزو معدود کتابایی بود که تا آخر نتونستم باهاش ارتباطِ خوبی برقرار کنم؛امّا قلمِ فوق‌العاده‌ای داره. از شاهکارهای ادبیات معاصر و نوشته‌شده با سبکِ «فراواقع» هستش. و البته پوچ‌گراییِ نویسنده کاملاً توش مشهوده!
کلِ رمان از زبانِ اوّل‌شخص بیان می‌شه و توی دو بخش یا بهتره بگم دو زمان اتفاق می‌افته، که البته با یه‌سری توصیف‌ها این دوبخش به هم مرتبط می‌شن مُدام.

کتاب این‌طور آغاز می‌شه:
« در زندگی زخم‌هایی هست که مثلِ خوره روح را آهسته و در انزواء می‌خورد و می‌تراشد. این دردهارا نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمد های نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکّاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خوابِ مصنوعی به وسیله‌ی افیون و موادمخدر است؛ ولی افسوس که تأثیر این‌گونه داروها موقّت است و به‌جای تسکین پس از مدتی به شدتِ درد می‌افزاید. »

#مُعرفی_کتاب
 
Back
بالا