• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آخرین کتابی که خوندید؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
کمدی انسانی
از نویسنده ی قدیمی فرانسوی اونوره دوبالزاک
این کتاب مجموعه دوتا داستان یکی دوشس دولانژه و دیگری یک حادثه ی شوم هست.
کتابی که خوندم یکی از کتاب های قدیمی کتابخونه ام بود و لذت بخش بود خوندن یک درام عاشقانه
اولا جامعه رو محکوم نمیکنه و
مفهوم جدیدی که تو این کتاب بهش میرسی
اینه که
در غالب یک انحراف هم میشه عشقی پاک جریان داشته باشه...
که به درست و غلطش کاری ندارم.
.......
و این عشق در ساعت هشت و ربع خاموش شد.
پایان
 
رمان های تخیلی :D:D:D توایلایت و ومپایر دایریز و دونده هزارتو و...:D
 
در چند روز اخیر
آخرین چیزی که خوندم دینی بود

ولی الان میخوام غرور و تعصب رو بخونم
از جین استن
مامانم خونده بود میگفت حتما بخون خیلی چیزا یاد میگیری ازش
البته ترجمه ی این کتاب من خیلی ثقیله و جملات دیریابن.
 
آخرین ویرایش:
آخرین کتابی را که خوندید نام ببرید و نظرتون را راجع به اون کتاب بگید !
ممنون :)

×ارغوان اس. : دوستان ! عزیزان ! توجه داشته باشین که اگه ارسالتون شامل اسم نویسنده یا نظرتون راجع به کتاب نباشه ، اسپم محسوب میشه و در نتیجه حذف . لطفا از این به بعد رعایت کنین ؛ ممنون :]
بچه ها ببینید،محتوای پستی که اینجا میذارین باید اینطور بشه،لطفا از این به بعد رعایت کنید.
 
قمار باز - داستایفسکی

اولین کتابی بود که از داستایوسکی خوندم . خجالت میکشم که بگم کتاب همچین نویسنده ی فاخری برام "یه کم" جالب بود .
از زبان معلم خونگی بچه های یه خانواده ی اشرافی روس روایت میشه ، معلمی که روحیات و اخلاق عجیبی داره و به دختر جوان خونواده هم به طرز عجیبی علاقه منده . چرا عجیب ؟ چون اوج علاقش اینه که خودش رو در خدمت و برده ی دختر قرار بده و بازیچه ش بشه ، بخاطرش قمار کنه و از خاصیت و جادوی قمار به یه قمارباز واقعی تبدیل بشه . به اندازه ای که دختر براش در مرتبه ی دوم بعد از قمار قرار بگیره
 
شیطان - لئو (ن) تولستو ی !!!


این کتا ب بدجو وری رفتــــــــــــــــــــــــــروناخودآگاهـمـــــــــــــــــــــــــــــه



انقدی که حتا فکرشم نمیکنید !



نکنه منم یروزی اونطور بشم خدایا خودت کمک کن !!!!



من ترسو نیستم ولی . . .
 
  • لایک
امتیازات: MHO
جلد پنجم(آخر)کتاب جایی دیگر:زندگی ساکن نویسنده ژاکلین وست
چيزي ترسناک درست پشت ديوارهاي خانه قديمي سنگي پنهان شده است...
چقدر طول خواهد کشيد تا بتواند دوباره به درون راه پيدا کنيد؟
اوليو مطمئن است که آنابل مک مارتين رفته و اين بار براي هميشه ولي چيزي بدتر، دور از چشم او دزدانه مشغول انجام کارهايي است. او را زير نظر دارد، انتظار مي کشد و آماده حمله مي شود بعد يک سفر علمي چيزي شوک آور را آشکار مي سازد. چيزي که اوليو چيدا مي کند باعث تعدادي اتفاق جديد و زنجيره وار مي شود که چيزهايي را نمايان مي کنند که او نمي خواهد آشکار شوند.
اولیو براي نجات کساني که دوستشان دارد و خانه اش تا کجا پيش خواهد رفت؟ و چه بهايي را بايد در پايان بپردازد؟
 
فریدون سه پسر داشت-عباس معروفی
فقط میتونم بگم بخونید و مقایسه کنید(همه چیزو با هم)
 
اتللو ،شکسپیر^ ^
به تقلید از این شاهکار آثار زیادی خلق شدن ):کماکان قربانی شدن عده ای بی گناه در راه انتقام...
...+ باید بیشتر فکر کنم تا بتونم یه خلاصه خوب ازش بنویسم "-:
 
آخرین ویرایش:
موسیقی برای آفتاب پرست ها
یک کتاب از : ترومن کاپوتی ، نشر چشمه

کاپوتی ، کاپوتی ، کاپوتی دیوانه ؛ یک دیوانه نابغه الکلی حسادت برانگیز با یه قلم جادویی و رشک آور . کاپوتی هیچ داستان عجیبی تعریف نمیکنه . ساده ترین اتفاقات ممکن رو تعریف میکنه ، اما یه جور که حس میکنی داری عجیب ترین اتفاقات دنیا رو میخونی.

یه قلم فوق العاده و یه کار جسورانه . جسورانه تر حتی از همینگوی مثلا در زمانه ما .

کاپوتی تو رمان به خونسردی هم یه همچین کاری میکنه ، یعنی از یه اتفاق واقعی رمان میسازه ولی اینجا دیگه آوردوز کرده و از خاطرات بدیهی خودش میگه ؛ جوری که حسرت میخوری چجوری میشه اینقد جذاب قصه گفت و از هیچ داستان درست کرد.

کتاب رو به کسی نمیتونم توصیه کنم چون واقعا ممکنه خوشش نیاد ، کتاب معمولی ای نیست ولی اگر از کارهای چخوف ، همینگوی یا کارور خوشتون میاد حتما سراغ کاپوتی هم برید! گرفتارتون میکنه :)
 
Back
بالا