- ارسالها
- 3,382
- امتیاز
- 31,824
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- شـیراز
- سال فارغ التحصیلی
- 93
منطقم بهم میگه خدا نیست
اما
افکاری که وقتی بزرگ میشدم در اطرافم جریان داشته
و اینکه قلبم میخواد که وجود داشته باشه
چون احساس ضعف و تنهایی میکنم وقتی فکر میکنم خدا نیست
باعث شده که نه حرف عقلمو بتونم گوش بدم
و نه حرف احساسمو
کاش یکی میتونست کاری کنه که ی طرفه بشه ...
واقعن همینه
همیشه ی چیزیو میپرستیده بشر
ماه خورشید سنگ خاک گاو الله و..
نیاز ب پرستیدن و تکیه کردن ب ی چیز بزرگتر از خودش داره
اینجوری اروم میشه مثلن مشکلی براش پیش میاد ک خودش ازش بر نمیاد دعا میکنه متوسل میشه ب اون قدرتی ک باور داره






