پاسخ : خاطرات کاربران در سمپادیا دات کام
منم همین جوری دوست دارم بنویسم.
تقریبا ۲ سال پیش بود که من با این جا آشنا شدم.
در واقع برای دیدن تاریخ آزمون ورودی سمپاد ٬ دنبال سایت سازمان میگشتم.
نتیجه سرچ من "سمپاد" در اومد " سمپادیا.کام"
خب از اون جایی که خیلی قانونمند و اینا بودم٬ عضو نشدم. سمپادی نبودم اون موقع خب!
بعد از اون ٬ یاده ۳ آبان ۸۸ اومدم سایت و خواستم عضو شم. مراحل ثبت نام رو طی کردم٬ ولی در نهایت ارور داد و اینترنت هم قطع شد.
تا مدت ها به فکر سایت نبودم٬ اون موقع ها وبلاگ گرد بودم. وبلاگ دوستام٬ فرزانگانیا و اینا.
تا یک سال و یک روز و یک ساعت پیش که توی آرشیو سایت ها به سمپادیا برخوردم... یادم اومد یه موقعی میخواستم عضو بشم.
خب٬ دل به دریا زدم و عضو شدم٬ اسمم بود " settareh " .
چون یه هفته از سرودن شعر خونه ما و اجراش توی مدرسه میگذشت٬ اولین تاپیکی که زدم
این بود در باره شعر خونه ی ما.

بعد از اون فعالیتم رو توی شعر پارسی٬ نثر پارسی ٬ موسیقی و کتب و مجلات شروع کردم.
اولاش خیلی از این ستاره های درجات کاربری خوشم اومده بود٬ هی میخواستم بدونم چجوری زیاد میشه.

برای همین هی پست میدادم ( البته نصفش ـم اسپم بود ) که رنگ این ستاره ها عوض شه.
تقریبا برای هر موضوعی پست میدادم! :-$
بعدشم که نزدیک عید شد و چهارشنبه سوری و اینا.
خیلی جو سایت رو دوست داشتم٬ خیلی شاد و باحال بود.
توی عید هم همیشه توی سایت گشت میزدم که چیزهای جدید پیدا کنم٬ یادمه روزی که " چه کسی در سایت است " رو کشف کردم چقدر ذوق مرگ شدم!
آخرای فروردین یه دعوا یادمه و یه بنده خدایی که سه چهار بار مولتی ساخت و بن شد و یه دعوای مختصر بود.
از اون موقع من با دو تا انجمن "مسائل کاربران"و "مسائل سایت" آشنا شدم که الان شدن نظرات و پیشنهادات.
توی تاپیک های اون انجمنا گشت میزدم و ارسال ها رو میخوندم ٬ کم کم با نظرات مدیر ها و کاربر ها و اینا آشنا شدم.
ینی دقیقا میدونستم کاربرای متنقد از سایت کین٬ چجوری انتقاد میکنن و مدیرا اصولا چجوری جوابشون رو میدن٬
کسایی که مولتی ساز بودن و دردسر درست کردن کیا بودن٬ و این حرفا.
همین وسطا بود که سیتی فیلتر شد. من از اون تاپیک و امضا های رنگ و ورانگ عشق سیتی ها٬ با اون جا آشنا شدم.
یه سر و گوشی توش آب دادم و به نظرم اومد که عین همین جاست!
بعد هم یادمه PRO بهم سمپانت رو معرفی کرد که اون موقع یه فروم بود و خیلی خلوت و اینا.
بعدش هم با فروم های دیگه ی سمپادی آشنا شدم٬ ولی رغبت نکردم تو هیچ کدومش عضو بشم.
حالا بگذریم٬ فروردین و اردیبهشت و خرداد همین جوری گذشت٬ من فعال تر شدم٬ اسپم هام کمتر و کمتر شد٬
با کاربرای قدیمی و جدیدی بیشتر آشنا شدم و پا به مسنجر گذاشتم و خیلی ها ادم کردن و خیلی هارم اد کردم. (از کاربرای سایت)
یه ذره عقلم زیاد شد و اینا تا آخرای خرداد که جام جهانی شروع شد.
قشنگ جو انجمن ورزش رو یادمه٬ تاپیک های طرفدارا و هشت پائه و شعار ها و هرروز مسابقه دیدن!
حتی تاپیک ٍ طرفداران هندوراس رو هم یادمه !
اون جا فعال شدم ٬ تا یه شب که بعد از مسابقه یادم نیست کجا و کجا٬ تاپیک "سمپادیا رو به نابودی" رو دیدم٬ ینی شروع دعوا.
خلاصه اون جا یه گروه کاربرا بودن٬ یه گروه مدیرا که خوب هم یادتونه چی شد!
بعد هم درگیری راجع به ناظما پیش اومد و بعد پگاه و نیلوفر ناظم شدن و در عین حال تاپیک هوارادان هم بود و شیر اندر شیر.
بعد هم که دعوا خوابید٬ تا یه مدت از همه ناظما و مدیرای کل متنفر بودم.
خلاصه٬ درجه های مدیریت تغییر کرد٬ TnT و نیـما ارشد شدن٬ پارسا و محسن و پگاه و نیلوفر معاون٬ علی و بیتا و نرگس هم داخلی.
بعد هم من توی مدیر گزینی درخواست مدیریت انجمن ورزش رو دادم که مدیر شدم و خیلی هم خوشحال شدم.
ولی بعد از اون موقع انجمن ورزش خوابید٬ هیچ فعالیتی توش نبود. همه هم هی به من تیکه مینداختن.
بیشتر تابستون ٬ به یه عده توی ورزش و کتب و مجلات فعال بودیم. بحث میکردیم و اینا.
اوایل مرداد٬ تصمیم گرفتم آدم مفیدی بشم (!) ٬ کم پست بدم٬ بیشتر بخونم٬ منطقی بحث کنم٬ الکی زر نزنم ٬ تو یه سری بحث های خاص شرکت کنم و این حرفا.
همین جوری ادامه دادم٬ یواش یواش با بحث منطقی و اینا نظرم راجع به خیلی چیز ها برگشت.
مدیر ها هم اون موقع خیلی خوب شده بودن٬ صندلی داغ هم گذاشتن که من هم یدونه در خواست دادم.
همین جوری موندم تا ۲۶ شهریور که از طرف مدیریت پ.خ اومد که دوست دارم مدیر داخلی بشم یا نه .
خب منم با این که اصلا و ابدا فکر نمیکردم با وجود آدمای بالای ۱۵ سال منو مدیر کنن٬ ولی از خدا خواسته قبولیدم.
همزمان با من فائزه مدیر داخلی٬ و هسپراید و saeed.a معاون شدن.
و ۴ روز بعد٬ مدرسه ها شروع شدن.
حالا فعلا بسه٬ حوصله تایپ ندارم. بقیش بعدا.
