• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

وه ، چه بسیار اندیشه های بزرگ که کارشان جز دم نیست:باد می کنند و تهی تر می سازند.
خود را آزاد می خوانی؟می خواهم اندیشه فرمانروا بر تو را بشنوم،نه این را که از یوغی رها شده ای .
آیا چنان هستی که رهایی از یوغی را سزاوار باشد؟ای بسا کس که با دور افکندن یوغ بندگی، واپسین ارزندگی خود را دور افکند.
آزاد از چه؟ زرتشت را با این چه کار! اما چشمانت باید به روشنی مرا خبر دهند : آزاد برای چه؟
آیا نیک و بد خویش را به خود توانی داد و اراده ی خود را چون قانونی بر فراز خویش توانی آویخت؟قاضی خویش توانی بود و کیفر خواه قانون خویش؟
هولناک است تنها ماندن با قاضی و کیفر خواه قانون خویش.حال ستاره ای را ماند افکنده در خلا و دم سرد بی کسی.

چنین گفت زرتشت.
فریدریش نیچه


هیچ عملکرد ذهنی ای نیست که در نهایت بی فایده باشد.یک نظریه فلسفی در ابتدا وصف موجه و منطقی جهان است،با گذشت زمان آن نظریه فقط یک فصل،و حتی یک فراز یا یک اسم خاص از تاریخ فلسفه می شود.
کتابخانه بابل.داستان پی یر منار ...
اثر خورخه لوییس بورخس.

آدمی با اصول خود میخواهد عادت های خود را زیر چنگ آورد یا توجیه کند یا محترم دارد یا سرزنش کند یا پنهان کند:دو تن با اصولی همانند چه بسا در پی چیزی بکل نا همانندند.

فراسوی نیک و بد
فریدریش نیچه
 
آخرین ویرایش:
حتی در یک بازی هم فقدان آزادی در کمین است . حتی یک بازی هم تله ای برای بازیگرانش است !هیچ راه فراری از بازی نیست .یک تیم پیش از پایان بازی نمی تواند آن را ترک کند . مهره های شطرنج نمیتوانند صفحه ی شطرنج را ترک کنند. مرزهای زمین بازی غیر قابل عبورند.
دختر ،تنها به این دلیل که این یک بازی بود نمیترسید، در برابر بازی نمی ایستاد و بیشتر در آن فرو میرفت...

عشق های خنده دار ـ میلان کوندرا
 
نمیخوام بهت بگم فقط آدمای تحصیل کرده و محققق میتونن چیزای با ارزشی به دنیای ما اضافه کنن.اصلا این جوری نیس.ولی معتقدم که آدمای تحصیل کرده و محقق اگه هوش و خلاقیت داشته باشن -که متاسفانه بیشترشون ندارن -احتمالا آثار بی نهایت باارزشی از خودشون به جا میزارن تا اونایی که هوش و خلاقیت نصفه و نیمه دارن.اونا معمولا نظرشونو روشن تر بیان میکننو معمولا هم مشتاقن که پی افکارشونو تا آخر بگیرن.و از همه مهم تر در اکثر موارد از متفکرای غیر محقق و تحصیل نکرده متواضع ترن...
ناتور دشت/جی.دی.سلینجر
 
تو در مدتی محدود به من بی نهایتی نامحدود بخشیدی، و من از تو سپاسگزارم.

نحسی ستارگان بخت ما
جان گرین
 
ادوارد: میدونی آنا
آدم ها چندین دسته اَن
دسته ای که از تنهایی فراری اَن
و تصمیم میگیرن
که یکی رو دوست داشته باشن
دسته ی دوم نمی تونن از تنهایی فرار کنن
و از طرف یکی دوست داشته میشن
و دسته ی سوم ...
آنا(با لبخند) : و دسته ی سوم چی ...؟!
ادوارد : اونا تو هیچ دسته ای نیستن
میدونی آنا
اونا واقعاً تنهان ...

اسب های لنونگراف شبیه ما نیستند
رابرت کیوساکی
 
و خوشی های بزرگ زیاد مهم نیست، مهم این است که آدم بتواند با چیزهای کوچک خیلی خوش باشد. بابا جون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلاً نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد. من میخواهم بعد از این، زندگی فشرده بکنم و هر ثانیه از زندگی ام را خوش باشم. می خواهم وقتی خوش هستم بدانم که خوش هستم. بیشتر مردم زندگی نمی کنند، فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند. میخواهند به هدفی در افق دوردست برسند ولی در گرماگرم رفتن آنقدر نفس شان بند می آید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن می گذرند نمی بینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و می بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمی کند به هدف شان رسیده اند یا نرسیده اند.

#بابا لنگ دراز
#جین وبستر
 
تا بیست سال دیگه آقای گولدمن، مردم دیگه سراغ کتاب نمیرن، چون سرشون گرم گوشی هاشون میشه. اینو بهت قول می دم. یه زمانی میرسه که بازار نشر رو تخته می کنن. بچه های بچه های ما به کتاب همونطوری نگاه می کنن که ما الان به کتیبه های مصری. ازت میپرسن:
بابا بزرگ، کتاب خوندن به چه دردی میخوره؟
شما هم بهشون جواب میدی:
برای قطع کردن درختا یا رویاپردازی... خودم هم دیگه نمی دونم...

کتاب پرونده بالتیمور
از ژوئل دیکر
 
قاعده ی بیست و یکم:به هر کدام ما صفاتی جداگانه عطا شده است.اگر خدا میخواست همه عینا مثل هم باشند،بدون شک همه را مثل هم می آفرید.محترم نشماردن اختلاف ها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بی احترامی است نسبت به نظام مقدس خدا.. ملت عشق/الیف شافاک/
 
Back
بالا