• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آوای روح ( دلنوشته های ناقوس)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع negar73
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

دوست ندارم شعرتون رو از نظر فنی باز کنم
فقط احساس قشنگتون رو تو شعرهاتون تحسین میکنم
با این قسمت هم خیلی حال کردم:
مشق شب ستاره ها باقلمم نوشته شد
سبز باشید
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

خییییییییییییییییییلی قشنگ بودن تحسینت میکنم به خاطر این همه ذوق و استعداد!!! =D> :x
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

خووووووووووووووووش به حالت با این قافیه هاااااااا :( :( :(
خیلی قشنگ بود ولی گاهی مشکل وزنی داشت وگااهی شعر نو باقافیه های زیادی می شد ......
ولی هم حسی جالبی ایجاد میشد....
کلمات ترکیبی قشنگی بکا بردی.....
و....
قافیه هاااااااااااااااااا.......
برای تو در همین لحظه می نویسم
زیرا تو به این زمان تعلق داری
شعر زیاد بخوان
وزن زیاد بده
و قافیه هارا......
به بازی بگیر
با کلمات برقص...
با حروف در گیر شو...
تو برنده میدانی....
ببخش خیلی زشت شد ولی حس شعرات من رو وادار کرد همین الان اینطوری بنویسم...
چرت و پرت هایم را به قلب عاشقم ببخش.... ;D ;D ;D ;D
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

قبل از گذاشتن شعرا گفتن ايراداشو بگير بعد بزار اما حالا ميگم
انشاء...در 2مهر 1390 اشعاربه صورت کتابچه ميخواد دربياد اسمش هم احتمالا
"آواي روح"باشه.
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

به نقل از !Negar! :
قبل از گذاشتن شعرا گفتن ايراداشو بگير بعد بزار اما حالا ميگم
انشاء...در 2مهر 1390 اشعاربه صورت کتابچه ميخواد دربياد اسمش هم احتمالا
"آواي روح"باشه.
چه خوب!!!
من از الان بگم یه نسخه شو باید برام بفرستی!

شعرات عالی بود از اونجایی که با شعر نو و نثر بیش تر حال می کنم از این آخری ها بیش تر خوشم اومد! :x


راستی اون ماه می تابد اشکال تایپی نداره؟!
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

به راحتي دراوج سختي به چاپ ميرسه
مثل کتابچه شعر راحله کريمي(دبير زبانمون)
اسم کتابچش "من آن زنم که راه به جايي نبرده است"
بخريد بخونين خيلي قشنگه
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

تاپیک اسپم زدایی شد
در صورت تکرار قفل میشه
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

صبح باراني امروز،پس از تاريكي
قلمي تنها بود
و من از ظلمت اين شهر غريب
به فراسوي سخن هاي تو مي انديشيدم
واژه هايي پرنور
همچو دلتنگي يك ابر سپيد
كه قلم را به نوا ميدارد
و چه دور است دلت
از همين شاخه ي عشقي كه ز آبست برون
گوش كن حرف مرا
كه هنوز در طلب دست دلت پابرجاست
تك پر شاپرك قصه ي جنگل با تو
عشق را مي خواهد
و دلش در سدد
لحظه ي انديشه به توست
لحظه اي پرترديد
خواستن يا كه دل از عشق بريدن
اما
باز هم مي ماند
تا كه شايد روزي
شمع شب هاي دل غمزده ي او باشي
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

به نقل از !Negar! :
يعني هيچکس نظري نداره وا3 اين شعر؟!!!
من وقتی شعر از نظرم خوب باشه نظر نمیدم فقط مثبت میدم آخه اسپم و اینا که دیگه خودتون میدونین
در ضمن آقا آرمان مگه هشدار ندادن
واقعا شعر متفاتیه از شما
هیچکدوم از شعراتون اینجوری نبود
 
پاسخ : و اما مجموعه ی اشعارم...

به نقل از !Negar! :
يعني هيچکس نظري نداره وا3 اين شعر؟!!!
نگار عالي بود!!!!
گفتي چي بگم؟
خط 9 منظورت چيه؟
 
Back
بالا