- ارسالها
- 179
- امتیاز
- 884
- نام مرکز سمپاد
- .
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 0000
باید بگم اشتهایم نیز کاهش پیدا کرده. چه کسی باور میکرد که روزی از سالاد ماکارونی نفرت بجویم . چه کسی باور میکرد که منی که صبحانه کل سفره را می بلعیدم . برای صبحانه فقط یک لیوان چای بخورم ، نفرین خدایان المپ بر من باد. زئوس با صاعقه ای مرا به دونیم کن ، آه نمسیس مرا کیفر ده ، ای خواهران ارینی مرا شکنجه دهید انتقام خدایان را از من بگیرید ، یا حداقل هیژی را برای درمانم روانه کنیدآه لعنت به من ، سرم دو روزه درد میکنه ، عینک نمیزنم دردش بیشتر میشه ، بدنم کوفتست ، حال تکون خوردن ندارم ، پا میشم کمرم درد میگیره ،بی موقع سردم میشه، چرت پرت زیاد میگم ، دیشب شب بدی بود از خواب پریدم و تا صبح نخوابیدم فکر کنم تب هم داشتم چون داشتم میسوختم ، همش خستم و میخوابم ، یه کلمه هم برای امتحان دینی سه شنبه نخودم، آه دارم تور(دیوانه) میشم
آخرین ویرایش:


استخون دردم دارم. بیحال بشدت. 

#
