• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahshid_f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    خواب

روزی چند ساعت میخوابی؟؟

  • +10

    رای‌ها: 14 10.9%
  • 8-10

    رای‌ها: 37 28.9%
  • 6-8

    رای‌ها: 59 46.1%
  • -6

    رای‌ها: 18 14.1%

  • رای‌دهندگان
    128
پاسخ : خواب

نخندینا ولی دیشب خواب دیدم سر یه دعوایی( اصلا نمیدونم قضیه چی بود) منو دوستم تیر خوردیم :-\ :-ss :-\
بعد ما با اتوبوس رفتیم به یه جایی که باغ بود چند نفرم بودن بعد ما رو گذاشتن تو قبر (زنده بودیماااااااااااااا) خاک ریختن رومون بعد روحمون همینجوری تو اون باغ میچرخید :-s
 
پاسخ : خواب

خوابی که الان دیدم:
تصمیم داشتیم بریم مسافرت بعد رفته بودیم خونه ی خالم که بغل دستمونه و به اونا میگفتیم و اینا و بعد راه افتادیم سوار ماشین شدیم رفتیم
هی میرفتیم جاهای مختلفو اینا و بعد یکبار خیلی کم تصادف کردیم و بعد یکجا خاستن اینا برن یکجایی من گفتم نمیام و من داشتم دنبال یک کسی میگشتم که نمیدونم کی بودو فقط از طریق نت میشناختمش بعد خونه ی اینا به خیابون مشرف بودو وقتی پیداش کردم دیدم یک عده جمعن رفتم جلو دیدم چند تا ماشین لهو لورده ی تصادفی هستو و توی ماشین خودمون که له شده کل خانوادمون مردن و هرکی یکجوری افتاره،همسایه ها خاستن دلداری بدنم اما من ناراحت نشدمو گریه نکردمو گفتم من خونسردمو اگه مردن که دیگه مردن ولی شاید زنده باشن و دویدم سمت ماشینو یک امدادگر اونجا بود که داشت چک میکرد و من رفتم تو ماشینو سعی کردم مامانمو در بیارمو داداشمو تکون بدم و امدادگرای دیگه اومدن کمک و تا درشون آوردیم همشون سرحالو سالم شدن یکدفه و حالشون خوب شد ولی مثلا بابام زخماش بود،بعدش تصمیم گرفتیم برگردیم به خونه تو اون شهرستانی که رفتینم(نه خونه ی خودمون)،بعدش من نگرانشون بودمو اونا میگفتن مهم نیست بریم
همین دیگه،خوشحالم شدم خیلی اونجا که دوباره خوب شدن تو خوابم
 
پاسخ : خواب

عجیب ترین خوابایی که تا حالا دیدم خواب انیمیشنی بوده... نمی دونم چرا اما خیلی ازشون می ترسم! X_X
 
پاسخ : خواب

بهترین خوابم این بود که خواب دیدم با هواپیما رفتم مشهد بعد یه خانواده بودن منو میشناختن قرار بود برم پیش اونا.خیلی پولدار بودن;D‏ هی قربون صدقم میرفتن!;D‏ بعد از دو روز من میخواستم برگردم خونمون؛رفتم خونمون دلم واسه پسرشون تنگ شد!برگشتم دیدم ااا اونم دلش واسه من تنگ شده بود بعد من دیدم اینجوریه به هم عادت کردیم گفتم پیششون میمونم!;D
کلا بعد از خواب خیلی حس خوبی داشتم;D‏ تو خواب عاشق شدم;D
 
پاسخ : خواب

مردم چه خوابایی میبیننا...!
یاد یک خواب عشقی خودم افتادم
یک سالن بزرگ بودو کشیده که انتهاش به یک دیوار شیشه ای ختم میشد و سقف خیلی بلندی داشت
خیلی کلاسیکو اشرافی بودو دیوارا گچ بریای طلایی و سفی د داشت
پرده ها طلایی بودن و داخل دیوارا آینه داشت
کف پوشش مرمر سفید بود
خیلی عجیب بود فضا و یک طرف سالن یک گروه موسیقی بودن و داشتن یک سینفونی اجرا میکردن
همه لباسای سیاهو و مجلسی داشتن و یکیشون یک خانمی بود که ویولن میزد و یک لباس یک دست سیاه سر تاسری زیبا و موهای سیاهو چشاش قهوه ای و پوست سفید و صورت کشیده داشت
بعد من یک چیزی تو مایه های عاشقش شدمو و خواب عشقی آلودی بود...
 
پاسخ : خواب

بدترین خواب ک اگه بگم وحشت قلب میگیرید ولی یکم درجش کمتر از بدترینه :
تو ی بیابون بودم بعد کیفمم دستم بود!!!
بعد ب هر کی دست تکون میدادم سوارم کنه سوارم نمیکرد :|
بعد یهو خسته از زندگی پیاده راه افتادم.. :-"
بعد ب ی جایی ک رسیدم از خستگی رو زمین افتادم :|
بعد خوابم بلد همونجا بعد دیدم صدا میاد دیدم ی اتوبوس بوق میزنه :)
بعد دوان دوان رفتم سوار شدم :|
بعد دیدم عه؟
کیفم کو ؟ :(
جا گذاشتم حالا چی توش بود؟
هر چی ک با ارزش دارم
خوب شد بیدار شدم ...
وای :|
 
پاسخ : خواب

ديشب خواب مي ديدم مرحله دوم روز اولش تستي بعد آخر دفترچه سوالات يه متن واسه راهنماي هر سوال بود . بعد به خاطر اينكه تو شهر ما فقط دو نفر قبول شديم كسي بهمون كاري نداشت ما هم رفتيم پاسخ نامه رو كش رفتيم و همه رو درست زديم. راستي قبولم شدم ولي وقتي از خواب بيدار شدم ديدم همه چي خواب ( خيلي ضد حال بود )
خداييش يكي نيست بهم بگه لااقل 4 صفحه واسه المپياد بخون بعد از اين خوابا ببين ;D
 
پاسخ : خواب

کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم اینخابو دیدم
اومدم بیرون از خونه و سوار یکی از بالشتای مخمل قرمزمون شدم و شروع به پرواز کردم باهش
تو راه دوتا مرد داشتن باهم حرف میزنم
یکی یک ریش مثاثی رخ داشت روچونشو لاغر بودو چشم آبی و اون یکی تپل با موهای قهوه ای طلایی و چشای قهوه ای
شبم بود
بعد منو دید تپله و به لاغره نشون دادو و در ادامه ی خواب تو کوچه ها سرگردان بودم و فرار میکردم از دستشون و یادم توی یک کوچه قایم شدم تا گمم کردن
 
پاسخ : خواب

من بهترین خوابی که رفتم ، سر کلاس عربی و ادبیات بوده
حدود 1 ساعت خوابیدم
خییـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی چسبید. :) :-"
 
پاسخ : خواب

به نظرم موضوع تاپيك رو بهترين و بدترين خوابهاو خواباي جالب بذارين بهتره :-?
چون بعضي از خوابا نه جز بهترينان نه بدترينا فقط خيلي باحالن :)
مثلا من امروز صبح كه گوشيم زنگ ميزد داشتم خواب ميديدم كه يه بازي تو گوشيمه اما بايد گوشيمو بزنم زمين تا درست شه ;D
خوشبختانه بغل پشتي ميزدم پرتش نكردم پايين ;D
 
Back
بالا