پاسخ : ترس دوران بچگی...!
من از عزرائیل میترسیدم که بیاد جونمو بگیره...
جالب اینه الان این همه گناه میکنیم اصلا فکر نمیکنیم کسی میاد جونمونو میگیره در حین ارتکاب گناه..
بعد از مازی و موزی (دو تا شخصیت کارتونی بودن شکل موز که عروسکی بودن و با برنامه بستنیا و خاله بهار میداد اینو..) میترسیدم....خواب میدیدم روی یک تخته شطرنجه غول آسام..میان لهم میکنن!
آهان بعد خواب میدیدم یه کامیون هیجده چرخ دنبالمه میخواد لهم کنه از قصد..