• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ترس دوران بچگی..!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع meli
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

:-s
من "همواره" از سوسک میترسم :))
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من از تنهایی میترسم تا حالا هم نشده تنها تو خونه بمونم

از تاریکی و جن و این چیزا ب شدت وحشت دارم شبا هم تنها نمیخوابم
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من میترسیدم کلاغه خبر نمره بدمو ببره واسه مامانم.
به بچه های الن میگی کلاغه خبر اورد......یه نگاه عاقل اندر سفیهانه میکنه میگه :باشه... حالا راستشو بگو کی بهت گف. :)
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من از درختی که تو حیاطمون بود خیلی میترسیدم
مامانم همیشه بهم میگفت اذیت کنی درخته باشاخه هاش بلندت میکنه میزارت تو کوچه تا بخورنت ...
چه قدر احمقانه ... :-"
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من از سگ و توله سگ های اطراف مجتمعمون میترسیدم (از 2 تا 6 سالگی هند بودم .. ;))
چون هر وقت با دوستان (همشون ایرانی بودن) مرفتیم دوچرخه سواری ، تا به پشت مجتمع میرسیدیم ، کل جد و آباد اون سگا ، مثل سگ میفتادن دنبالمون (فکر میکردن با بچه هاشون کار داریم ;D) ، جوری پا میزدیم که زنچیر از رکاب در میومد :))
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

واااااااااااااای نگو!!!این کیوسکای پلیس هست توی خیابون!!!!وای هنوزم یادش میفتم هم میترسم( :-s :-ss :-ss :-s)هم خندم میگیره!!! =)) =)) =))
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

منم مثه خیـــــلیا از تاریکی میترسیدم خووو ...
از زنبور گنده ها هم میـــــترسیدم ... ( هنوزم میترسم :-" )
;D :-" ;D
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من تا وقتی7سالم بود بابام2ماه ایران بود و8ماه نبود!برای همین تا وقتی3سالم بود وقتی بابام رو میدیدم نمی شناختمش ازش می ترسیدم+تمام مردهای دیگه :)) :))
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من از عزرائیل میترسیدم که بیاد جونمو بگیره...
جالب اینه الان این همه گناه میکنیم اصلا فکر نمیکنیم کسی میاد جونمونو میگیره در حین ارتکاب گناه..

بعد از مازی و موزی (دو تا شخصیت کارتونی بودن شکل موز که عروسکی بودن و با برنامه بستنیا و خاله بهار میداد اینو..) میترسیدم....خواب میدیدم روی یک تخته شطرنجه غول آسام..میان لهم میکنن!

آهان بعد خواب میدیدم یه کامیون هیجده چرخ دنبالمه میخواد لهم کنه از قصد..
 
پاسخ : ترس دوران بچگی...!

بچه که بودم از تاریکی می ترسیدم !!!شدید!!!!!!!!
اگه یادتون باشه ی فیلمی مهدی فخیم زاده ساخته بود که شخصیتی بنام ناتاشا داشت !!می اون فیلمو که اخر شب نشون میداد نگا می کردم و شب موقع خواب از ترس می لرزیدم !!!! خیلی وحشتناک بود !!! :o مامان و بابام میگفتن تو که می ترسی خوب برو بخواب اما من مث دختر شجاع نگا می کردم!!نمیدونم چرا!!؟؟؟؟؟ :-??
 
Back
بالا