• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جادوی سلینجر...؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Pegah
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

سوال برانگیز:
هولدن کالفید چی شد تهش؟ تو کتاب " هفته ای یه بار آدمو نمی کشه" ،داستان "روز آخر مرخصی آخر" داداشش گفت مرده یَنی؟
... واسه آخرین بار می پرسم نیویورک چه خبر؟))
(( خبر خوب ندارم، ستوان .داداشم هولدن گم شده.من خونه نبودم که نامه ی خبرش اومد.))
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

به نقل از Fatima/sh :
سوال برانگیز:
هولدن کالفلید چی شد تهش؟ تو کتاب " هفته ای یه بار آدمو نمی کشه" ،داستان "روز آخر مرخصی آخر" داداشش گفت مرده یَنی؟
... واسه آخرین بار می پرسم نیویورک چه خبر؟))
(( خبر خوب ندارم، ستوان .داداشم هولدن گم شده.من خونه نبودم که نامه ی خبرش اومد.))
اون داستانها قبل از نوشته شدن ِ ناتوردشت نوشته شده‌ن . یه پیش‌زمینه‌ای خود ِ سلینجر داشته برای ِ هولدن و خانواده‌ش و اینا ، بعد توی ِ داستان کوتاه هاش اینا رو پرورونده هِی ، که آخرش همه رو جمع بندی کرده توی ِ ناتوردشت .
اینجوریاس .
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

منم ناتورش رو خوندم ... .
سبکش جدیده...یه خط داستانی رو دنبال نمیکنه... .

ترجمش به نظرم ضعیف بود... .

اما آخرش قشنگ تموم شد... .
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

کدوم ترجمه‌ش رو خوندی ؟
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

به نقل از ارغوان اس. :
کدوم ترجمه‌ش رو خوندی ؟
تا اونجایی که من ذهنم یاری می کنه, ناتور دشت دو تا ترجمه داره که یکیش " ناتور دشت" ه, یکیش " ناطور دشت" ه... اونی که ناتور دشت ه, توش هولدن هی فحش می ده و بی ادبه و اینا که ترجمه خوبشه, اونی که ناطور دشت ه توش هولدن یه بچه ی مودب و سر به زیر ه که افتضاحه...!
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

من شدیدا توصیه می کنم هر کس می خواد ناتور دشت رو بخونه، نسخه انگلیسی ش رو بخونه. در مورد خیلی از کتابای دیگه ترجمه شاید بهتر از اصل از آب در بیاد، چون خواننده می تونه راحت تر ارتباط برقرار کنه، ولی در مورد این کتاب به نظرم اصلا این طور نیست. خیلی بعیده زیبایی اثر بعد از ترجمه حفظ بشه، و مطمئنم ترجمه ش اون فضا لازم برای کتاب رو نداره.

البته من خودم فارسیش رو نخوندم، ولی از چند قسمتی که دیدم به نظرم اومد خیلی خوب ترجمه نشده. انگلیسیش هم خیلی ساده و روانه، و راحت می شه فهمید.

مثلا زیبایی این دو تا متن رو مقایسه کنین:
(Spoiler Alert! برای خوندن متنا هایلایت بفرمایید! ;D)

ترجمه:
به نقل از نرگس² :
""اون ترانه رو بلدي "اگه يكي اوني رو كه از تو دشت مي‌آد بگيره"؟-دوس دارم..."
"اصلش "اگه يكي اوني رو كه از تو دشت مي‌آد ببينه‌"س. اصلش شعره، مال رابرت برنزه."
راس مي‌گفت. اصل شعره همونه، "اگه يكي اوني رو كه از تو دشت مي‌آد ببينه‌". ولي من اون موقع نمي‌دونستم.
گفتم"فكر كردم "اگه يكي اوني رو كه از تو دشت مي‌آد بگيره"س به هرحال، همه‌ش مجسّم مي‌كنم چن تا بچّه‌ي كوچيك دارن تو يه دشت بزرگ بازي مي‌كنن.هزارْ هزار بچه‌ي كوچيك؛ و هيشكي هم اون جا نيس، منظورم آدم بزرگه، غيزِ من. منم لبه‌ي يه پرتگاه خطرناك وايساده‌م و بايد هركسي رو كه مي‌آد طرف پرتگاه بگيرم-يعني اگه يكي داره داره مي‌دوئه و نمي‌تونه داره كجا مي‌ره من يه دفه پيدام مي‌شه و مي‌گيرمش. تمام روز كارم همينه. ناتورِ دشتم. مي‌دونم مضحكه ولي فقط دوس دارم همين كارو بكنم، بااين كه مي‌دونم مضحكه."


اصل:
"You know that song 'If a body catch a body comin' through the rye'? I'd like — "
"It's 'If a body meet a body coming through the rye'!" old Phoebe said. "It's a poem. By Robert Burns."
"I know it's a poem by Robert Burns."
She was right, though. It is "If a body meet a body coming through the rye." I didn't know it then, though.
"I thought it was 'If a body catch a body,'" I said. "Anyway, I keep picturing all these little kids playing some game in this big field of rye and all. Thousands of little kids, and nobody's around — nobody big, I mean — except me. And I'm standing on the edge of some crazy cliff. What I have to do, I have to catch everybody if they start to go over the cliff — I mean if they're running and they don't look where they're going I have to come out from somewhere and catch them. That's all I'd do all day. I'd just be the catcher in the rye and all. I know it's crazy, but that's the only thing I'd really like to be. I know it's crazy ."

به به ;;)!

حالا بگذریم. به نظرم ناتور دشت هم کتاب خیلی خوبیه. خیلی زیبا بود واقعا. البته از اون کتاباس که ملت یا اصلا خوششون نمیاد، یا خیلی خوششون میاد و حد وسطی زیاد براش نیست.
هولدن هم به نظرم تو مایه های زه زه ی درخت زیبای من بود...! البته مسلما تفاوت های خیلی زیادی دارن و به خاطر اختلاف سنی اصلا افکارشون قابل مقایسه نیست، ولی ذاتشون یه جوریایی شبیه همه.
در پاسخ به دوستانی هم که می گن شخصیت هولدن به عنوان یه پسر بچه 16 - 17 ساله شخصیت عادی ایه، و رفتارش توی کتاب رو می شه از هر پسری تو اون سن انتظار داشت، به نظرم خیلی هم این طور نیست. آدمای این جوری کم ن. آدمای مثه هولدن خیلی نیستن (هر چند زه زه های نسبتا زیادی می شه پیدا کرد!). در واقع "ناتور دشت" ها تعدادشون به نظرم خیلی کمه، و همیشه زجر کشیده ن، می کشن و خواهند کشید ( و این زجر ها هم توی کتاب به وضوح دیده می شه)...!

در کل به نظرم کتاب خیلی با ارزشیه، شاید یکی از بهترینایی که تا حالا خوندم. زنده باد ناتور های دشت :)

ویرایش: آره اشتباه کردم، 18 سالش نبود! ولی مثه این که وقتی روایت می کرد 17 ساله شده بوده... مرسی، درست کردم!
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

به نقل از بهراد :
من شدیدا توصیه می کنم هر کس می خواد ناتور دشت رو بخونه، نسخه انگلیسی ش رو بخونه. در مورد خیلی از کتابای دیگه ترجمه شاید بهتر از اصل از آب در بیاد، چون خواننده می تونه راحت تر ارتباط برقرار کنه، ولی در مورد این کتاب به نظرم اصلا این طور نیست. خیلی بعیده زیبایی اثر بعد از ترجمه حفظ بشه، و مطمئنم ترجمه ش اون فضا لازم برای کتاب رو نداره.

البته من خودم فارسیش رو نخوندم، ولی از چند قسمتی که دیدم به نظرم اومد خیلی خوب ترجمه نشده. انگلیسیش هم خیلی ساده و روانه، و راحت می شه فهمید.
کلا معمولا هر کتابی نسخه ی اصلیش بهتر از خودشه!
ولی به نظرم ناتور دشت با وجود اینکه خیلی بی پروا نوشته بود،ترجمه ی خیلی خوبی داشت!
البته منظورم ناتور دشته نه ناطوردشت!
شاید کمتر کتابیو ببینیم که با ترجمه ی فارسیش خیلی ازین قسمتاش مونده باشه + خیلیم خوب می شد هولدنو درک کرد!

البته موافقم که باید نسخه ی انگلیسیشم خوند...ولی ترجمه ی خیلی خوبی داشت استثنا!

+ هولدن 16 سالش نبود؟!گفتید 18!بگذریم!
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

به نقل از بهراد :
من شدیدا توصیه می کنم هر کس می خواد ناتور دشت رو بخونه، نسخه انگلیسی ش رو بخونه. در مورد خیلی از کتابای دیگه ترجمه شاید بهتر از اصل از آب در بیاد، چون خواننده می تونه راحت تر ارتباط برقرار کنه، ولی در مورد این کتاب به نظرم اصلا این طور نیست. خیلی بعیده زیبایی اثر بعد از ترجمه حفظ بشه، و مطمئنم ترجمه ش اون فضا لازم برای کتاب رو نداره.

مخالفم...
من همین چن وقت پیش کتاب اصلش رو گرفتم و تا یه جاهاییش هم خوندم ولی به شخصه با ترجمه ی محمد نجفی خیلی بیشتر ارتباط برقرار کردم تا با متن انگلیسی کتاب... به نظرم ترجمه ی ناتور دشت واقعا" شاهکاره...
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

اون احتمالا ً به خاطر ِ عادت کردن به ترجمه‌ش‌ـه ، و اینکه آدمیزاد با زبان ِ خودش بیشتر حال میکنه تا با یه زبان ِ دوم !
 
پاسخ : جادوی سلینجر...؟!

به نقل از ارغوان اس. :
اون احتمالا ً به خاطر ِ عادت کردن به ترجمه‌ش‌ـه ، و اینکه آدمیزاد با زبان ِ خودش بیشتر حال میکنه تا با یه زبان ِ دوم !
من فکر نمی کنم به خاطر اون باشه... آخه من چند تایی کتاب توامان به زبان اصلی و ترجمه خوندم و این جوری نبوده... البته اون قسمت حال کردنش درسته ;D...
 
Back
بالا