جای زخم...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sara J
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جای زخم ...

سلام

من احتمالا با آقای همساده نسبت دارم.

دو یا سه ساله که بودم، داشتیم بازی می کردیم که من از زیر میز اتو می رم و اتوی داغ می افته روی دستم. می برن بیمارستان و پوست دست چپم رو می کنن :D . هنوز جاش هست.

چهار یا پنج ساله بودم که با خانواده سوار موتور بودیم. روی خیابون گازوئیل ریخته بود و خوردیم زمین. هر کدوم یه طرف افتاده بودیم و خونی شده بودیم. هنوز روی آرنج هام جاش هست.

وقتی دبیرستانی بودم ناخن پام مشکل پیدا کرد و ناچار شدم که عملش کنم. نصف ناخن شصتم رفت. الان شصتم شده چهل :D
 
پاسخ : جای زخم ...

سلام
یه بار تو 5سالگی عمو پورنگ گفت بیاین ی بوس بدید
من رفتم طرف تلوزیون
شیشه ی میز افتاد رو دست راستم
هنوز زخمش مثل مارمولک رو دستمه :D
 
پاسخ : جای زخم ...

4،5 ساله بودم خونه ی مامان بزرگم! همه فامیل بودن داشتن میوه می خوردنو حرف می زدنو...
اومدم پرتقالرو پوست بکنم! بعد دیدم قرمزه!کلی خوش حال شدم که ایول پرتقالش قرمزه و کلی ذوقم کرد اما بعده چند ثانیه فهمیدم دستم بریده! :|
هیچی دیگه تا اومدم به خودم بیام کله لباسم خونی شد! تا این حد زخمه داغونی بود...
هنوزم رو انگشت اشاره ی دسته چپم ردش هست که خیلی تابلویه انگار یه قلمبه زده بیرون...! :D
 
پاسخ : جای زخم ...

من همین امسال بهار رفتم کلاس فوتبال داشتیم کورس میذاشتیم با یک نفر از بچه ها که بازی اش خیلی خوب بود بعد اون حواسش نبود با ارنج زد تو ابروم ابروم پاره شد بعد وقتی با ارنج زد بهم خوردم زمین پوست دستم هم از ارنج به پایین کلا پاره شد بعد فرض کنید من در اون حالت یک درد کوچک سوزناکی در ناحیه دست از ارنج به پایین احساس می کردم یک نگاه کردم دیدم داره فواره ی خون می ریزه.

تاز هیکی دیگه ام هست ما رفته بودیم بیستون بعد تویه پارکی توپم افتاد پایین بعد من گفتم از این جا برم بعد رفتم که توپ بیارم در عرض یک ثانیه نگاه زیر پام کردم دیدم دارم از فاسله 3 متری می افتم پایین پام شیکست.


من بدبختم من بیچاره ام
 
پاسخ : جای زخم ...

یه جای زخم روی کف دست راستم دارم

شیشه نوشابه دستم بوده خوردم زمین شیشه هاش رفته تو دستم و بخیه خورده
 
من که دیگه تقریبا امار زخمی شدنام از دستم در رفته معمولا هردو روز یه بار یا دستمو میبرم یا از پله های خونمون پرت میشم پایین:D:D
ولی خب به جز اونا یه بار که تازه داشتم راه رفتن یاد میگرفتم میافتم وبالای دماغم میخوره به لبه پله و به شدت خون وخونریزی میشه وهنوزم جاش هست
یه بارم وقتی چهارسالم بودو تازه داشتم دوچرخه سواری یاد میگرفتم افتادم تو جوب وعلاو بر اینکه سرم زخمی و شدو جاش مونده دوتا از دندونامم شکستن درضمن دوچرخه سواریم یاد نگرفتم:-<
یه بارم چندسال پیش داشتم تو حیاط مدرسه میدوییدم که خوردم زمین زانوم زخمی شد تا دوهفته نمیتونستم خوب زانومو خم کنم جای این یکیم مونده
علاوه براینا یه چندتا سوختگیم دارم
کوچیک بودنی دوتا انگشتمو چسبوندم به بخاری یه بارم چند قطره روغن داغ ریخت رو مچ دستم یه دفعه دیگه ام که داشتم اشپزی میکردم دستم چسبید به ماهیتابه البته فقط جای این سه تا مونده بقیشون خداروشکرجاشون نموند;))
خالاصه همین چندتا بود دیگه;)
 
پله آهنی شکست، پام زخم شد ، دکتر نرفتم گفتم خوب میشه ، دیدم خوب نشد رفتم دکتر گفت عفونت کرده ، بدون بیحسی تا استخوان گوشتمو کند قشنگ سابیدن پنس به استخونم رو احساس میکردم وقشنگ با فلش گوشی میتونستم استخوان ساق پام رو ببینم، دو هفته هر روز سه بار گاز استریل رو فرو میکردن تو پام مپیچوندن تا بالا خره شروع به ترمیم شدن کرد ، هنوزم جاش هست تا دیگه یادم نره دکتر رفتن رو جدی بگیرم . ولی نمی دونم چرا با ایکه خیلی درد داشت ولی یه حس خوبی به آدم دست میداد:D



پ.ن : تا به حال شکستگی نداشتم:D
 
آخرین ویرایش:
یه بار وحشتناک تصادف کردم پرت شدم رو زمین بعد پاشم شکست و کلا یه زخم وحشتناک شد جای اون هست ولی خعلی کوچولو مونده
همین:|
 
زخم و اينا كه خيلي زياد بوده
تا حالا شكستگي نداشتم
ولي تا دلتون بخواد جاي سوختگي روي دستم هست
همه ش هم مربوطه فاصله زماني ١ ماه (دوم راهنمايي بودم فك كنم)
توي حرفه فن يه درسي بود مال لحيم كاري و اينا
بچه ها تو كارگاه به صورت كاملا شوخي(!) هويه داغ رو ميزدن به همديگه :)) قشنگ نگه ميداشتن تا جاش بمونه :/
 
من چون بچگی خیلی وحشی بودم میشه گفت هر جای بدنم جای زخم هست.ولی عمدتا رو آرنج و زانو طبیعتا /:
ولی بدترین زخمی که داشتم رو صورتم بود که "یه پیاده روی خانوادگی بود منم با دوستام رفته بودم (:|) بعد برگشتنی دیدیم بچه ها میپرن پشت وانت شهرداری و یه مسافتی رو میرن.آقا من اومدم همرنگ جماعت شم پریدم رو وانت.بعد یهو همه پریدن پایین و این وانتیه جوگیر شد و با بیست سی تا سرعت رفت.بعد منم ترسیدم عین این فیلم اکشنا عین گاو پریدم پایین که مثلا قل بخورم و خیلی خفن بلند شم :| بعد اینطوری نشد متاسفانه و با صورت محکم خوردم به یه سنگ.و یه زخم گنده به مساحت 3*3 رو صورتم ایجاد شد(عمیقم بود :|)"
تازه الان جاش خوب شده :| چهار پنچ سالی خیلی معلوم مونده بود.
و این که هیچ وقت نسوختم و استخونم نشکسته /:
یه بارم به یه دلیل خیلی احمقانه و خاص(غیر از عصبانیت و ناراحتی و ...) بازومو محکم گاز زدم و یه خون مردگی شدیدی ایجاد کردم.دلیلشم فکر نکنید چون به فکرتون نمیرسه.خیلی دلیل مزخرفی بود! خیلی!
جاش هنوزم رو بازوم هست اون خون مردگیه :|
پ.ن: دلیل گاز زدنه یه کم دور از عرفه نمیتونم بگم :-"
 
جای اتو اونم فقط به خاطر حرف زدن با خواهرم پشت تلفن (انقدر مشتاقم من) روی دستم
 
من خودم که نه ولی دختر خاله ام چرا:
موقعی که مامان و بابام از کربلا اومده بودن،همگی جمع شده بودیم دورهم(اقوام نزدیک)که زنبور اومد تو خونه....همه بسیج شدن که زنبور رو بکشن،چون دختر خاله ام خیلی کوچیک بود ینی حدود 6 سالش بود....زنبور هم مستقیم اومد طرف دختر خاله ام و دو بار نیشش زد....خیلی بد بود!
 
یه بار میخواستم ته چسب مایعُ خالی کنم بعد قیچی نبود چسب مایعُ گذاشتم کف دستم چاقو رُ خنجری فرو کردم توش :)) ردش کف دستم مونده!
یه بارم میخواستم ببینم مدادم ( که با این تراش رومیزیا تراشیده بودم) تیز شده یا نه بازم با قدرت تمام:Dفرو کردم کف دستم
یه تیکه از کف دستم هنوز سیاهه!:))
یه بارم بابام گفت این شیشه میز خیلی محکمه (بعد به شوخی گفت سَرِت هم بزنی بهش نمیشکنه) :D
و من با سر رفتم تو شیشه ببینم جدی میشکنه یا نه :D
نصف لاله گوشم پاره شد :))
البته بعدش اوکی شد :)) ولی خب ردش موند!
 
جدیدترینش،
پنج‌تا خط یک سانتی جای بخیه روی شکمم:|
 
بخیه رو پیشونی
دو تا جای بخیه زیر چونه
جای جراحی تاندون آشیل
8-|
 
زخم بخیه روی انگشت شستم
یه زخم روی پام و سه چهار تا روی دست راستم اونم به خاطر گربه
کلا الان زخم خیلی رو دستام دارم ولی فکر نکنم بمونن همشونم به خاطر گربم هستن
جای سوختگی روی همون پایی که زخم داره
گوشت اضافه هم خیلی دارم یکیش روی همون انگشت شستم، روی گوشم
 
فک کنم 9 سالم بود رفته بودیم عروسی نمیدونم چرا ولی یه خانوم با کارد بازومو زخمی کرد هنوزم که هنوزه جاش مونده
 
Back
بالا