Lorca
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 1,015
- امتیاز
- 6,851
- دانشگاه
- دانشگاه تهران
- رشته دانشگاه
- زیستشناسی سلولی و مولکولی
پاسخ : فمنیسم؟!
اولاً که، باز هم نمیتونم وقتی پای خدا رو وسط میکشید چیزی در این باره بگم. اما در مورد قوانین قرون وسطایی که در برابر همجنسگرایی و همجنسگراها تدوین شده، ریشهی چنین تنفر و دشمنی رو در هراس و تنفر و عدم تحمل در برابر انسانها و عقاید متفاوت میدونم. همونطور که در قرون وسطا خیلی از افرادی رو که حرفهای متفاوتی میزدن یا دانش متفاوتی از خودشون نشون میدادن، به جرم جادوگری میسوزاندن، همجنسگرایی هم صرفاً به دلیل متفاوت بودن با چیزی که انسان «عادی» تلقی میکرده، مورد هراس و تنفر واقع میشده. صد البته کسانی که اعتقادات مذهبی دارن، جور دیگری فکر میکنن که خب من کاری به این ندارم. اما شاید بد نباشه بدونین که همجنسگرایی نه تنها پیشینهی تاریخی خیلی بلندبالایی داره، بلکه محدود به انسانها هم نیست. هم در خویشاوندان تکاملی انسان دیده میشه (بسیاری از نخستیها) و هم جانوران دیگه.
ریشههای بیولوژیک همجنسگرایی در دست مطالعهست هنوز؛ اما همین الان هم عوامل ژنتیکی و اپیژنتیکی و تکوینی پیدا شدن برای همجنسگرا بودن که من میتونم مقالاتش رو اینجا cite کنم، اما ترجیح میدم به سادگی ارجاعتون بدم به صفحهی ویکیپدیا[nb]http://en.wikipedia.org/wiki/Biology_and_sexual_orientation[/nb] در این باره. بعضی از مقالات اونجا cite شده.
دوماً، حتی اگر همجنسگرایی یک انتخاب بود هم من نمیفهمم چرا یک انسان قرن بیست و یکمی باید وظیفهی خودش بدونه که چنین فردی رو به جرم متفاوت بودن با خودش مجازات کنه. واقعیت اینه که افراد همجنسگرا disadvantage تکاملی دارن، چون قادر به تولید مثل به طریقی که افراد دگرجنسگرا تولید مثل میکنند نیستند. که این هم بر فرض که «ضرر» بدونیمش، ضرریه که تنها به خورد این افراد وارده و نه به جامعه. چیزی که شما ازش به عنوان گسترش فحشا و فساد نام میبرید تنها برای خودتون و به دلیل باورهای مذهبیتون معنی داره، و نه برای همه. چنانچه شما وجود این افراد رو در جامعه، و کلاً وجود حق انتخاب در این جنبهی زندگی رو سرمنشأ آسیب جامعهشناختی مشخصی میدونید، باید اون آسیب رو با آوردن دلیل و مدرک و آمار به طور مستقل از اعتقاداتتون اثبات کنید. در غیر این صورت، بحث راهی به جایی نمیبره. دلیل اینکه همجنسگرایی در ایران و برخی دیگر از کشورها، غیرقانونی به حساب میاد هم آشکارا ریشه در دین و مذهب داره و از این مستقل نیست.
در مورد بخش دوم حرفتون، خیر، این یک پارادوکس نیست. تمام این قالبهای رفتاری و عقیدتی حاکم بر جامعه، قراردادی هستند. سکولار بودن یا تئوکرات بودن، قراردادهای اجتماعی هستند که افراد میتونن سر اونها توافق کنن و طبق اونها رفتار کنن. مسئله اینجاست که آدم قالب رفتاری برتر رو بپذیره. قالبی که طبق اون تعداد بیشتری از افراد جامعه احساس آزادی عقیده و رفتار داشته باشن. شما میتونین سکولار نباشید. اما پا دراز کردن شما به حوزهی عقاید و زندگی دیگران، نقض آزادی این افراده. بله، اسلام در درون خودش متأسفانه تئوکراسی رو به طرز هوشمندانهای گنجانده و این از عللیه که این دین میتونه به راحتی از خودش تغذیه کنه و خودش رو، ولو به زور، بازتولید کنه. و صدالبته که افراد مذهبی از اونجایی که ارزشهای خودشون رو از دین میگیرن، تصور میکنن ایرادی بر این حقبهجانب پنداریِ دینی وارد نیست. اما اگر قرار باشد شما به صرف مذهبی بودن این حق رو برای خودتون قائل باشید که به زندگی و عقاید دیگران سرک بکشید و ارزشهای خودتون و رعایت ارزشهای خودتون و دوری از تابوهای خودتون رو به افرادی که مثل شما فکر نمیکنن تحمیل کنید، و همچنان هم احساس نکنید کار اشتباهی مرتکب شدید صرفاً چون اسلام دینیه که مناسک و وظایف اجتماعی برای پیروانش تعریف میکنه، در اون صورت من ترجیح میدم سکوت کنم فقط.
به نقل از علی دلاور :البته منم نگفتم که همه باید مثل سبک زندگی ما زندگی کنن. بلکه گفتم اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشه نمی تونه این معادله پارادوکسیکال را حل کنه
اما در مورد هم جنس بازی باید خدمت شما و مازیمون عرض کنم که: آیا کسی می تواند ثابت کند که در افراد هم جنس گرا این تمایل بیشتر از افراد دیگر وجود دارد؟ بله انسان ها به خیلی از چیز ها تمایل دارند . اصلا ایجاد محدودیت ناشی از تمایل و خواستنه یعنی یعنی وقتی خداوند آن همه تاکید می کند بر اینکه مشروب نخورید به معنی این است که انسان تمایلی به خوردن اون داره و برای همین خدا او را از این کار منع می کند حتی اگه شما به خدا هم لاور نداشته باشد باز هم این مسئله را تایید می کنید مثلا اگر در کشور قانونی داریم که دزدی ممنوعه برای اینه که عده ای تمایل به دزدی دارند من بار ها دیدم که عده ای می گویند گرایشات جنسی جزئی از ذات انسان هاست یعنی یک هم جنس باز از کودکی به این کار علاقه دارد. من از شما به عنوان کسی که زیست می خونید می پرسم:" چطور میشه این مسئله را ثابت کرد بیشترین منابعی که در مورد این مسئله بش ارجاع میشه مطالعات روانشناختیه که عموما بر پایه پرس از خود این افراده! نمی دونم متوجه هستید چی دارم می گم یا نه؟ من می خواهم بگوییم چنین مسائلی به همین سادگی ها هم نیست که بشود گفت کسانی هم جنس باز به دنیا می آیند و کسانی نه اگر این موضوع اثبات شده بود لااقل انتظار می رفت در تمامی ایالات متحده ازدواج هم جنس باز ها به رسمیت شناخته شود
در ثانی یک موضوعی که معمولا مورد غفلت واقع میشه اینه که بعضی فکر می کنند هم جنس بازی در اسلام ممنوعه بلکه نه تنها اسلام بلکه هیچ قانونی نمی تونه جلوی یک حرکت فردی را بگیره منظورم اینه که در یک جامعه هر دو نفری می تونن با هم هر رابطه ای داشته باشند تا اونجا که به خودشون دو نفر مربوط میشه ولی وقتی این قضیه در جامعه پخش شد و دیگران از اون عمل مطلع شدن خوب قبول کنید از اینجا به بعد دیگه موضوع فقط به خودشون مربوط نمی شود چرا که پخش این خبر دارد قبح یک عمل را می ریزد همون طوری که برخی نزد امام علی می رفتند و می گفتند ما را حد زن که فلان گناه را مرتکب شدیم ولی ایشون می فرمودند اگر خودتان توبه می کردید بهتر بود منظور من اینه که یک جامعه از افراد تشکیل شده و افراد می توانند برای رفاه خودشان بخشی از آزادی خودشان را محدود کنند مثلا فلسفه زندان بردن مجرمین هم همین است دیگر یک جور نظریه بازی پشت این قضیه است یعنی من می گویم برای کاهش دزدی دزدی را در جامعه غیر قانونی کنید و مجرمین را تنبیه کنید حال اگر خودم دزدی کردم شامل حال این تنبیه می شوم دیگری هم اگر دزدی کرد باز هم شامل حال همین تنبیه می شود البته در مثال دزدی هیچ شکی نیست چون شاکی واحدی وجود داره که به حقش تجاوز شده و آزادیش محدود شده ولی در مورد جرم هایی مثل همجنس بازی برخی فکر می کنند این جرایم جنبه عمومی ندارد ولی به نظر من ارتکاب این جرایم به صورت اشکار نوعی هنجار شکنیست و تجاوز به امنیت ذهنی افراد جامعه محسوب می شود
اولاً که، باز هم نمیتونم وقتی پای خدا رو وسط میکشید چیزی در این باره بگم. اما در مورد قوانین قرون وسطایی که در برابر همجنسگرایی و همجنسگراها تدوین شده، ریشهی چنین تنفر و دشمنی رو در هراس و تنفر و عدم تحمل در برابر انسانها و عقاید متفاوت میدونم. همونطور که در قرون وسطا خیلی از افرادی رو که حرفهای متفاوتی میزدن یا دانش متفاوتی از خودشون نشون میدادن، به جرم جادوگری میسوزاندن، همجنسگرایی هم صرفاً به دلیل متفاوت بودن با چیزی که انسان «عادی» تلقی میکرده، مورد هراس و تنفر واقع میشده. صد البته کسانی که اعتقادات مذهبی دارن، جور دیگری فکر میکنن که خب من کاری به این ندارم. اما شاید بد نباشه بدونین که همجنسگرایی نه تنها پیشینهی تاریخی خیلی بلندبالایی داره، بلکه محدود به انسانها هم نیست. هم در خویشاوندان تکاملی انسان دیده میشه (بسیاری از نخستیها) و هم جانوران دیگه.
ریشههای بیولوژیک همجنسگرایی در دست مطالعهست هنوز؛ اما همین الان هم عوامل ژنتیکی و اپیژنتیکی و تکوینی پیدا شدن برای همجنسگرا بودن که من میتونم مقالاتش رو اینجا cite کنم، اما ترجیح میدم به سادگی ارجاعتون بدم به صفحهی ویکیپدیا[nb]http://en.wikipedia.org/wiki/Biology_and_sexual_orientation[/nb] در این باره. بعضی از مقالات اونجا cite شده.
دوماً، حتی اگر همجنسگرایی یک انتخاب بود هم من نمیفهمم چرا یک انسان قرن بیست و یکمی باید وظیفهی خودش بدونه که چنین فردی رو به جرم متفاوت بودن با خودش مجازات کنه. واقعیت اینه که افراد همجنسگرا disadvantage تکاملی دارن، چون قادر به تولید مثل به طریقی که افراد دگرجنسگرا تولید مثل میکنند نیستند. که این هم بر فرض که «ضرر» بدونیمش، ضرریه که تنها به خورد این افراد وارده و نه به جامعه. چیزی که شما ازش به عنوان گسترش فحشا و فساد نام میبرید تنها برای خودتون و به دلیل باورهای مذهبیتون معنی داره، و نه برای همه. چنانچه شما وجود این افراد رو در جامعه، و کلاً وجود حق انتخاب در این جنبهی زندگی رو سرمنشأ آسیب جامعهشناختی مشخصی میدونید، باید اون آسیب رو با آوردن دلیل و مدرک و آمار به طور مستقل از اعتقاداتتون اثبات کنید. در غیر این صورت، بحث راهی به جایی نمیبره. دلیل اینکه همجنسگرایی در ایران و برخی دیگر از کشورها، غیرقانونی به حساب میاد هم آشکارا ریشه در دین و مذهب داره و از این مستقل نیست.
در مورد بخش دوم حرفتون، خیر، این یک پارادوکس نیست. تمام این قالبهای رفتاری و عقیدتی حاکم بر جامعه، قراردادی هستند. سکولار بودن یا تئوکرات بودن، قراردادهای اجتماعی هستند که افراد میتونن سر اونها توافق کنن و طبق اونها رفتار کنن. مسئله اینجاست که آدم قالب رفتاری برتر رو بپذیره. قالبی که طبق اون تعداد بیشتری از افراد جامعه احساس آزادی عقیده و رفتار داشته باشن. شما میتونین سکولار نباشید. اما پا دراز کردن شما به حوزهی عقاید و زندگی دیگران، نقض آزادی این افراده. بله، اسلام در درون خودش متأسفانه تئوکراسی رو به طرز هوشمندانهای گنجانده و این از عللیه که این دین میتونه به راحتی از خودش تغذیه کنه و خودش رو، ولو به زور، بازتولید کنه. و صدالبته که افراد مذهبی از اونجایی که ارزشهای خودشون رو از دین میگیرن، تصور میکنن ایرادی بر این حقبهجانب پنداریِ دینی وارد نیست. اما اگر قرار باشد شما به صرف مذهبی بودن این حق رو برای خودتون قائل باشید که به زندگی و عقاید دیگران سرک بکشید و ارزشهای خودتون و رعایت ارزشهای خودتون و دوری از تابوهای خودتون رو به افرادی که مثل شما فکر نمیکنن تحمیل کنید، و همچنان هم احساس نکنید کار اشتباهی مرتکب شدید صرفاً چون اسلام دینیه که مناسک و وظایف اجتماعی برای پیروانش تعریف میکنه، در اون صورت من ترجیح میدم سکوت کنم فقط.




