
آخه این نمونهی اغرقشدهی بقیهی آدماست! یعنی غیرطبیعیه. حداقل ما اینطوری فکر میکنیم! تو دانشگاه هیچ دوستی نداره و وقتی نیست همه از اسمش به عنوان فحش برای بقیه استفاده میکنن!
و من نمیفهمم چرا وقتی هرچی از دهنم درمیاد هردفعه بهش میگم اصلا و ابدا بهش برنمیخوره و بار بعد دوباره همون رفتارو انجام میده! حتی یه بار جلوی یکی از استادها سر کلاس بهش گفتم:فکر نکنم به شما ربطی داشته ما چی کار میکنیم

بعد کلاس ساکت شد اصلا! ولی این اصلا عین خیالش نبود که جلوی بقیه آبروش رفته. کلا هیچی واسش مهم نیست!!!

تازه این ترم همگروهیم هم بود تو یه درسی

بعد کلا نمیتونستم باهاش حرف بزنم حتی!
و اینکه میگین یه پسر نرماله خب واقعا اینجوری نیست. این همه پسر هستن دور و برم! به جز اینکه ۲تا داداش دارم و یه ایل پسرعمه و پسرخاله و اینا، بقیه پسرهای کلاسمون رو هم مقایسه میکنم باهاش دیگه

اصلا اونا اینجوری نیستن...همه ی اونا هم از این بدشون میآد!
بعد ولی خب این حالت خیلی خیلی حساسیت بیمارگونهای که پیدا کردم نسبت به این آدم، رو همه بهم میگن واقعا بیش از حده و اینکه میگن یه ذره پیش خودت فکر کن که اون چقدر حقیره که هیچ دوستی نداره حتی و هیچکس ازش خوشش نمیاد و ... و بهش هیچ اهمیتی نده.
ولی هی نمیشه