• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

همشهری داستان ^_^

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سیاوش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : همشهری داستان

جلدش خلی دوست‌نداشتنی و کلیشه‌ای‌طوره. :/

× «یک تجربه» و «یک شغل» و اون بخشِ پایان‌خوش، «صورتی چرک‌تاب» رو خونده‌م؛ خوب بودن و راضی بودم.
 
پاسخ : همشهری داستان

اوه، ببينيد. ه.د سايت زده. داره می‌گه بلاگ‌ش ديگه غيرفعال می‌شه. هرچقدر سايت‌شون رو نگاه‌ميكنم، خوشم نمی‌آد. با بلاگ‌شون راحت‌ نيستم انگار. :-؟ خب قبول دارم ه.د با اين عظمت‌ش بايد يك سايت می‌داشت.

سايت
تو پست دوم بلاگ‌شون هم خود خبرش هست.
 
پاسخ : همشهری داستان

×من می‌خواستم بگم. :ال :-‌"

دقیقاً. این که متنِ کاملِ مطلب‌هاشونُ می‌ذارن تو سایت خیلی خوبه؛ دسته‌بندی‌های موضوعی مطالب‌شون خیلی خوبه -شخصاً از اون ستونِ «دسته‌بندی موضوعی» کنار وب‌لاگ‌شون خیلی بدم می‌اومد :-" - ولی یه جوریه بازم سایته. انگار پراکنده‌س؛ نمی‌دونم. یه جوریه :-"


× روایت‌های این شماره خیلی خوب بودن. راضی. «مزمار» دوست‌داشتنی بود. :ی
 
پاسخ : همشهری داستان

من کلا با این عکس های روی جلدی که به نظر میاد متناسب با رنگی که دوس داشتن بالای داستان باشه گرفته شدن،راحت نیسم. یه جور مصنوعین.ینی حس میکنم اول گفتن زنگ این دفه چی باشه؟ بنفش. خب حالا یه همچین عکسی گرفتن.(مرداد پارسال هم همینطور بود فک کنم همین خانومه هم بود)
در کل این شماره،خوب بود. ولی شماره قبل بهتر بود.
تو روایت ها،"پرواز فونیکس"،"قبل از کولر" و "مزمار" و "باحالِ باحال ها" خیلی خوب بودن. "پیش از این شب ها" هم جالب بود. من همیشه تعجب میکردم از کیفیت این برنامه،ینی خب کمتر پیش میاد چنین برنامه هایی ساخته بشه تو تلویزیون.اکثر برنامه های مناسبتی فقط برای جذب مخاطب عام ساخته میشن خیلی به کیفیت توجه نمیشه. انتظار بیشتری از "سفری به خانه" داشتم،ینی وقتی دیدم هشام مطر نوشته انتظارم بیشتر بود ازش.
کلا این دفه روایت هاش خیلی خوب بودن.

از داستان های این دفه،فقط "تفنگ" و "بکشید تا باز شود" رو دوس داشتم. "بن بست آینه" و "ملکه من" رو اصلا دوس نداشتم، با "داستان رادیویی" هم ارتباط برقرار نکردم. کلا من داستانایی که مثل "بن بست آینه" یا "ملکه من" باشن رو دوس ندارم،یعنی اصلا با موضوعشون ارتباط برقرار نمیکنم،به نظرم خیلی کلیشه ن. حالا "بن بست آینه" خیلی کلیشه نبود،بیانش هم خوب بود، ولی "ملکه من" کلیشه ی خالص بود.
"تفنگ" عالی بود. بیانش،سیر داستانیش،موضوعش،عالی بود.یکی از بهترین داستان کوتاه هایی بود که تو عمرم خوندم،حتما بخونیدش.
"بکشید تا باز شود" هم خیلی جالب بود به نظرم،خیلی ملموس بود.

عکس های منتخب و شایسته ی تقدیر این دفه جالب بودن( و کلی افسوس به خاطر اینکه یادم رفت عکسم رو بفرسم واسشون 8-|)
یه پیشنهاد هم دارم،کسایی که اینجا به عکاسی علاقه مندن اگه مایل باشن میتونیم با هم فک کنیم در باره موضوع شماره بعد و چن تا عکس گروهی بفرسیم واسشون. اینکه کلاژ ها هم پذیرفته میشن خیلی دستمون رو باز میکنه.

"یک شغل" "یک خاطره" و "یک تجربه" همشون خیلی خوب بودن. خصوصا "یک خاطره" جالب بود به نظرم. "بفرما،کیش و مات" هم بهترین روایتِ یک تجربه بود به نظرم.
احساس میکنم برا موضوع شماره ی مهر شون یه چیزی بفرستم :-?(البته یک هزارم درصد هم احتمال نمیدم چاپ بشه،صرفا میخوام بنویسم در موردش.)

اون بخش گفت و گوی داستانی،خیلی چیز خوبه.بعد خوندن خود داستان واقعا توصیه ش میکنم اونو هم بخونین.

باید بگم "بنفش چرک تاب" و "فیلم خانه" تا اینجا خوب پیش رفتن. احساس میکنم "بنفش چرک تاب" تا آخرش هم خوب پیش بره ولی در مورد "فیلم خانه" مطمئن نیستم،فقط امیدوارم.

داستان های دیدنی ش هم جالب بود.اولی و اخری رو خیلی دوس داشتم.

{خب من قبلنم این پیشنهاد رو داده بودم که به خاطر منسجم شدن بحث یه نظر سنجی اضافه بشه در مورد بخش های مختلف داستان،مثلا روایت های مستند،اونی رو که بیشتر از همه رای میاره انتخاب کنیم و در مورد اون حرف بزنیم اینطوری خیلی مفید تره}
برای n امین بار.
 
پاسخ : همشهری داستان

از داستان‌ها، «بکشید تا باز شود» رو خیلی دوست داشتم. «ملکه‌ی من» رو هم. «تفنگ» رو نخونده‌م هنوز. «داستان رادیویی» رو اصل‍اً نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم؛ و «بن‌بست آینه» رو هم نظر خاصی ندارم درباره‌ش. :ی
متنِ یک‌خاطره عــالی بود. 8-> عکس‌هاش هم خوب بودن نسبتاً. یک تجربه، اونی که اون آقای هفتادساله نوشته‌بود خیلی «:]» بود. یک شغل هم دوست‌داشتنی بود.
پایان خوش این شماره هم خوب بود خیلی؛ «بنفش چرک‌تاب» [من چرا همه‌ش فکر می‌کردم صورتیِ چرک‌تاب ه؟ :-"] خیلی خوب بود؛ فیلم‌خانه هم خوب بود.
اون نامه‌نگاری‌های پل آستر و جی‌ام‌کوتسی هم خیلی راضی ازشون. 8->

× روایت‌ها؛ همه‌شون خیــلی خوب بودن جُز «سفری به خانه» و «پیش از این شب‌ها». این دو تا رو دوست نداشتم خیلی؛ ملموس نبودن اصل‍اً.

{خب من قبلنم این پیشنهاد رو داده بودم که به خاطر منسجم شدن بحث یه نظر سنجی اضافه بشه در مورد بخش های مختلف داستان،مثلا روایت های مستند،اونی رو که بیشتر از همه رای میاره انتخاب کنیم و در مورد اون حرف بزنیم اینطوری خیلی مفید تره}
خیلی موافق‌م؛ فقط یه‌مقدار عدّه‌مون کم ه. :-" دوستان اعل‍ام آمادگی کنید. :-"
 
پاسخ : همشهری داستان


خیلی موافق‌م؛ فقط یه‌مقدار عدّه‌مون کم ه. :-" دوستان اعل‍ام آمادگی کنید. :-"
[/quote]
مشکلی نیس،3-4 نفر باشیم کافیه،یعنی 3-4 نفر که بخوان بحث کنن،نه فقط تو نظر سنجی شرکت کنن.

فک نمیکنم بشه رو روایت ها خیلی بحث کرد(نمیدونم شایدم بشه) من ترجیح میدم از داستان هاش شروع کنیم.
 
پاسخ : همشهری داستان

منم میخونم ولی نظرم نمیاد بیام اینجا بگم. :-" دلیل نمیشه نخونم که. :-" و دلیل نمیشه در نظر سنجی شرکت نکنم که. :-"
 
پاسخ : همشهری داستان

چه استقبالی. :-" متحیّر شدم اصل‍اً. :-"

می‌شه از داستان‌ها شروع کنیم؟ فکر کنم جای بحث بیشتری داشته‌باشن. اگه موافقید داستانِ شماره‌ی یک -«بن‌بست آینه»، نوشته‌ی محمد صالح‌عل‍ا- رو شروع کنیم. هوم؟ ؛؛)

× از اون‌جایی که من اکسسِ نظرسنجی گذاشتن توی این تاپیکُ ندارم خودسر شروع کردم‌آ. :-" موبو برای بعداًها هماهنگ باش تندتند نظرسنجی بذا. :-" مچکرم. :-"
 
پاسخ : همشهری داستان

به نقل از ارغـوان اس. :
چه استقبالی. :-" متحیّر شدم اصل‍اً. :-"

می‌شه از داستان‌ها شروع کنیم؟ فکر کنم جای بحث بیشتری داشته‌باشن. اگه موافقید داستانِ شماره‌ی یک -«بن‌بست آینه»، نوشته‌ی محمد صالح‌عل‍ا- رو شروع کنیم. هوم؟ ؛؛)

× از اون‌جایی که من اکسسِ نظرسنجی گذاشتن توی این تاپیکُ ندارم خودسر شروع کردم‌آ. :-" موبو برای بعداًها هماهنگ باش تندتند نظرسنجی بذا. :-" مچکرم. :-"
نظر منم همینه.از داستانا شروع کنیم.
من موافقم.
 
پاسخ : همشهری داستان

منم هستم :-"

+بعد چرا دیگه چندوقته خرده روایت های زنو شوهری رو حذف کردن ازش؟ :-<

بعد دقیقا منم مثله فاطمه نظر نمیدادم تو این تاپیک اصن :-"
 
Back
بالا