• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تکست‌هایِ ماندگار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع EhsanJ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

میدونی حالم این روزا بدتر از همست

آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست

میمیرم بری آخرین دفعست

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه

صحنه سازیه این یه بازیه

جاده یک طرفه-مرتضی پاشایی
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

دست رو چشمای خیس میزارم عزیزم
تو میری دوباره واست اشک میریزم
منو تنها نزار رو دلم پا نزار
تو که عشق منی عزیزم هنوزم
از تو چشمای خیس میزارم عزیزم
دارم از تب رفتن تو میسوزم
نزار ساده بگم که من عاشقتم
توی قلب منی هنوزم
خسته ی خسته از دنیا بیزارم
نمیشه دوریتو طاقت بیارم
تپش قلبمی عمر دوبارم
عزیز من دوست دارم
ولی میری بی قرارم
واسه خوشبختیت مهربونم
هر چی که دارم میزارم

چشمای خیس

شاهین چمشیدپور
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

چرا رفتی ؟ چرا من بی‌قرارم ؟
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه‌تاب امشب چه زیباست؟
ندیدی جان‌م از غم ناشکیباست؟

همایون شجریان - چرا رفتی
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

زیادی........باران

بیـــــــا دوری کنیم از هم

بیـــــــا تنها بشیم کم کم

بیـــــــا با من تو بدتر شو

بیــــــا از من تو رد شو

رد شـو

ببین گاهی یه وقتایی دلم سر میره از احساس

نه میخوابم نه بیدارم از این چشمای من پیداست

تنم محتاج گرماته زیادی دل به تو بستم

هیچ دردی در این حد نیست من از این زندگی خستم

دلم تنگ میشه بیش از حددلم تنگ میشه بیش از حد

دلم تنگ میشه بیش از حد

دلم تنگ میشه بیش از حد

بیا دوری کنیم از هم

بیا تنها بشیم کم کم

بیا با من تو بدتر شو

بیا از من تو رد شو...

رد شو
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

[size=10pt]
این حق من نبود یادت بره منو
یادت بره همه روزای روشنو
یادت بره نگام دلواپس تو بود
دست های بی کسم تنها کس تو بود
این حق من نبود تو بی خبر بری
من ساده باشم و تو ساده تر بری
من که رو حرف تو حرفی نمی زنم
من بعد رفتنت با دل خوشی بدم
من مبتلا به تو
تو در فکر فریب
این حق من نبود
میترسم از فریب
از سایه غریب
این حق من نبود
این حق من نبود شکستی عهد تو
گفتی نمی بری کجا بردی دلو
کجا بردی دلو

شهرام شکوهی-فریب​
[/size]
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

سنگ صبور-محسن چاوشی
رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

بی تو آینده ناخوشاینده عشق من

هیچکی و جز تو نمی پشنده چشم من


نه بی تو ای وای نه

لحظه به لحظه عذاب محضه عشق من

اگه نبینه تورو هر لحظه چشم من

نه بی تو ای وای نهـــــــــ


همیشه به عشق این عشقت دل من زندست به عشقت

کاش میدونستی کاشکی میکشم نفس به عشقت



دلبندم دل کندم از همه به خاطرت خیلی برام عزیز خاطرت

به خاطرت به خاطرت


خیلی برام عزیزه خاطرت-محمد علیزاده
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

از من دیگر اثری در آینه نیست
پیدا کن تو مرا این فاصله چیست
ای معنی شعرِ ترِ من
پرواز جاری در پرِ من تو بیا تو بیا
سرگردانم بر سرِ کویت
شب می‌بارد از سرِ مویت
نداری خبر ز حالِ من نداری
که دل‌ به جاده میسپاری
سحر ندارد این شبِ تار
مرا به خاطرت نگه دار
مرا به خاطرت نگه دار
...

مرا به خاطرت نگه دار - چارتار
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

گناه بچه ها چیه......داریوش


گناه بچه ها چیه میون این قرن جنون!
که بی صدا پرپر میشن تو شعله های جنگ و خون!
گناه بچه ها چیه که سرپناهی ندارن!
که شبها با حسرت و بغض سر روی بالش میزارن!
گناه بچه ها چیه...


دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست!
دنیای تلخی که هنوز بازیچه خودکامه هاست!
هرکس به نام امنیت جهان رو به خون میکشه!
لالایی هر کودکی صدای بمب و ترکشه!
گناه بچه ها چیه که دنیا اینقدر سیاست!
که جنگ و فقرو بی کسی تقدیر تلخ ملت هاست!

کی میشه...
کی میشه جغد شوم فقر از این جهان پر بکشه!
سایه ی آزادی وعشق روی زمین گسترده شه!
کی میشه که از آسمون بارون شادی بباره!
فرشته ی مهرو امید روی زمین پا بزاره!
ای کودک بی سرزمین شب میشکنه طاقت بیار!


شاخه گلی تو لوله داغ مسلسل ها بزار!
گناه بچه ها چیه میون این قرن جنون!
که بی صدا پرپر میشن تو شعله های جنگ و خون
!
 
پاسخ : تکست های ِ ماندگار

نفسم گرفت از این شهر، در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن

ز برون کسی نیاید، جویباری تو این جا
تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن

شب غارت تتاران، همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن


«حبیب محبیان»
 
Back
بالا