• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مسعود بهرامی شریف رفت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

نمی‌دونم چه صیغه‌ای‌ه فرت فرت ملت همین‌جوری راحت می‌میرن. به همین راحتی آخه؟
پارسال هم توی عید بود، یکی از دوستای سمپادی همشهری ما داستان مشابهی برای پیش اومد؛ اونم شریف می‌خوند، اونم واسه دکترا رفته بود آمریکا.
سینا مسیح‌آبادی دانشجوی دکترا مهندسی صنایع دانشگاه A&M تگزاس بود که تو راه فرودگاه، وقتی داشت می‌رفت دنبال مامانش که تازه از ایران رسیده بود آمریکا، تصادف می‌کنه و فوت می‌کنه.

اینم از مسعود. نمی‌شناختمش اصلا مسعودُ، اما خیلی ناراحت شدم...


حیف.
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

كسي مرا به افتاب معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به مهماني گنجشك ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنيست

:-< :(( :-<
(كاش فقط اجازه ي پرسيدن دليل كارهاي خدا رو از خودش داشتيم!)
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

نميشناختمشون ولي خيلي ناراحت شدم :((
و اينم ميدونم تنها چيزي كه از خودش به جا گذاشته خاطرات خوبيه كه همه ازش دارن
خدا بيامرزتش و به پدر و مادرش صبر بده
تنها كاري كه از دستم برمياد قرآن خوندنه
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

I will always hold this fuckin gash on my heart.
Not important how much it hurts me when I come here. Happines is gone. Ok? I just try to keep calm and think about u and our memories. Memories.memories.Dear my friend,If u hear me, I want u know that How important u were for me.Im sorry that I never called u by your name without adding anything...Dear my frnd! I really wish for a day wich comes and take me to the place you are...u know?! All I feel is pain now...pain...tear,tear,tear,tear,and pretening that im owkey...Ill nvr say gudbai to you. Ill keep on pming u,talkin to you,reviewing our memories,i make u rest in peacec..and...even i know and i feel that u are with us, I fuckn miss u.yes I miss u. I am broken...i know u wont come back again,but ... Its still a shock. Even i try to smile cuz it was ur role... How?how can we let the pain go?Why?...
Omg!Masoud... Masoud... Ill nvr blve...never.never. And its no onces duty to stand on a wasted hopeless person like me...they say that all u wanted was/or maybe is happiness...but if u were me,would u did the same?or maybe last it ,by another immortal smile?
Woooh...Masoud would u plz talk to me,just one more time?whould u?
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

بغضم گرفته...
نمیشناختمش...
با خوندن پستا حالم از این رو ب اون رو شد...
خدا ب خانوادش صبر بده...

+میشه کس دیگه ای با اکانتش ننویسه؟
مطمئنا هیچکس دیگه ای جاشو نمیگیره...

++زندگی مرگ است و مرگ است زندگی؛پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی...
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

حقیقتش من خیلی حواسم بهش نبود...فقط میدونستم از فارغ التحصیلاست...بعضی وقتا پستاش رو میخوندم...همین...
ولی...
مرگ انتخاب نمیکند...اگر هم بکند معیارش"خوبی"انسان ها نیست...
یادمان نرود بالایی مختار است...
تسلیت میگم :-<
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

واقعا خبر ناراحت کننده ای بود.
اون جزو اولین کسایی بود که من تو سمپادیا شناختم . تو تاپیک معما و هوش

تنها حرفی که میتونم بزنم اینه که ایشالله روحش همیشه شاد باشه
همیشه به یادت هستیم....
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

من مسعود رو خيلی بيشتر از يه اسمو يه عكسو ٤تا پست ميشناختم... مرگش چيزی نيست که بشه با یکی دو روز اشک ريختن باهاش كنار اومد، خدا به پدر و مادرش صبر بده...‏‏ با مردن نارنجک تركشاش هركسی رو به اندازه ی نزديكیش بیشتر زخمی کرد، نارنجک ديروزم همين بود فقط اون موقع تركشاش قلب ادما رو هدف گرفته بود...
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

بچه ها!
مسعود بهرامی شریف رفت..! :-ss :(
من تا حالا نه دیدمش و نه ...
ولی بسیار بسیار ناراحت شدم برا کله خانواده تعریف کردم ... باورم نمی شه یک از بچه های همین جا رفت دیگه اکانتش ان نمی شه دیگه پست های ما رو نمی بینه
یا نمی بینه من از صبح تا حالا 100 تا لایک براش زدم لایکاش رسیده به 600 !!
یا ما داریم براش قران میخونیم
ما یک خانواده هستیم
بیایم سعی کنیم روابطمون رو قوی تر کنیم
یادش رو توی دل نگه داریم که شاید مشکل باشه حتی به حفظ یادش اکتفا کرد
دارم به خودم میگم ای کاش باهاش بیشتر ارتباط داشتم بیشتر باهاش دوست بودم
نمی دونم یا باید مثل سنگ رفتار کرد و گفت بیخیال یا باید هر دقیقه بهش فکر کرد و ناراحت بود
به راستی نمی دونم چیکار کنم [-o<
 
پاسخ : مسعود بهرامی شریف رفت ...

آخر تو کجایی ؟
یک احساس گنگ دارم.
چیزی که زبانم را بریده.
نفس کشیدن سخت . سیل حرف های مسکن . حرف ها . حرف .
آخر تو کجایی؟
دیشب من یک دختر بچه دیدم . و چشم هایش معصوم بود. و ماه دیدم ، کامل کامل .
راستی از کنار ماه هم گذشتی؟
تو اینجایی؟
کجایی؟

کسی تو را نمیفهمد...ببخش شعار ها را ‏!‏ تو خوب...تو خوبی.

+ و شکستم، و فتادم، و دویدم...
 
Back
بالا