اعتراف میکنم در طول این تابستون هییییییییییچ کار مفیدی انجام ندادم
یه اعتراف دیگه این ک تا 2 سال پیش از وجود خارجی یکی از عموهام خبر نداشتم و فک می کردم 3تا عمو دارم ولی 4تا داشتم چون وقتی خیلی کوچیک بودم دیده بودمش و از اون موقع خارج بود
اعتراف میکنم بچه که بودم.حدودای کلاس اول یا بیش دبستان
معلممون میگفت یه گنجشکی هر روز میاد شما رو نگا میکنه.اگه کمک مامانتون ندین و شیطونی کنین و..... به من میگه.
منم تا چند روز بچه خوبی شده بودم. بعد چند روز خسته شدم دنبال راه چاره بودم.بعد فهمیدم تنها جایی که میتونه گنجشکو قایم کرده باشه کانال کولره .
از اون به بعد جلو دریچه کولر هیچ خطایی نمیکردم
معترفم که قبلا که پست میدادم بعد از اینکه ارسال میکردم میرفتم دوباره با آرامش کامل از اول میخوندم
و میگفتم :به به به به
چقدر خوب نوشم
الان هم بعضا اینکارو میکنم