• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم كه قبلناهروقت حوصله نداشتم این همه صفحه رو ببندم و کامپیوترو خاموش کنم
کلید سه راهـی رو از پایین با پام فشار میدادم و خطاب به کامپیوتر میگفتم:
فکر کن برق رفت!!!
والا!!! چه کاریه یه ساعت طولش میدین؟؟؟ :)
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم که یه بار تو ماشین بادو تا از پسر عموهام تنها بودم بیچاره ها یکیشون کلاس سوم بود اون یکی پیش دبستانی شب هم بود دورمون هم خلوت بعد اینکه به حدی این دو تا بچه رو ترسوندم که جفتشون تو شلوارشون خرابکاری کردن >)
از خودم متنفرم که همچین کاری کردم با دو تا بچه ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم بادختر خالم که دعوام میشد میزدمش بعد فرار میکردم چون کلی دنبالم میکرد و بهم نمیرسید خندم میگرفت به خاطر همین سرعتم کم میشد و اون میتونست منو بزنه و وقتی منو میزد بیشتر خندم میگرفت الان که بزرگ شدیم دختر خالم میگه وقتی منو میزدی ناراحت میشدم میزدمت میخندیدی بیشتر ناراحت میشدم :))
الآن فهمیدم چه قد کرم داشتم :)) :)) ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم که تا سال اول راهنمایی و گاهی اوقات در دوم راهنمایی از خمیردندون بچه گانه استفاده میکردم X_X :-" :)) اخه طعم خمیر دندونای دیگه خیلی تند بود واسم :-[ ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعنراف می کنم هر شب قبل خواب به چیزایی فکر میکنم که تو جمع ازش بد میگم
کلا این روزا دارم به این نتیجه میرسم که ظاهرم با باطنم یکی نیست
هر چقدر هم که بدوم تا برسم به صف اول نماز بازم ...
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی که بچه بودم وقتی مامانم داشت به بابام میگفت که کاش تخمه های هندونه مثل طالبی وسطش جمع میشد برگشتم گفتم
.
.
.
.
مگه طالبی هم تخمه داره :)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) B-) :-[
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم تمام طول امروز (یعنی روز عید قربان) فک میکردم فردا جمعس و مثل آهو داشتم برای قلمچی آماده میشدم ... و خیلی خوشحالم که نیست! چون هنوز خیلی مونده ...

و من دقیقه نودی هستم!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم امروز زنگ آخر قشنگ گرفتم خوابیدم حتی خوابم دیدم بله....
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم تا 2.3 روز پیش نمیدونستم جواد ب. اون (ب)ش مخفف باهوشه :-" فکر میکردم(ب)اول فامیلیش باشه (:|
 
پاسخ : اعترافگاه !

به نقل از ایلیا :
اعتراف میکنم تا 2.3 روز پیش نمیدونستم جواد ب. اون (ب)ش مخفف باهوشه :-" فکر میکردم(ب)اول فامیلیش باشه (:|
باهوش فامیلیشه خب!
 
Back
بالا