• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم ی پسری و تو راه مدرسه چنبار دیدم[nb]هم سن و سال خودم مدرسه ای بود[/nb]

کلن هر هفته ی چن باری میدیدمش

ی سری با یکی از بچه ها رفتیم کادو تولد بگیریم برا یکی از دوستام بعد مدرسه

از پاساژ اومدیم بیرون ساعت 2ظهر!

دیدم این یارو واستاده جلو موبایل فروشی

منو ک دید زل زد همینطوری از بالا ب پایین ورانداز کرد نمیدونم چی فک کرد تقصیر من نیس ک همش اونو میدیدم فک کنم فک کرد من از اون ادمای

همیشه پلاس تو خیابونم

تودلم گفتم تخم سگ نگا چ جوری نگا میکنه خو چیه مگه؟؟ادم ندیدی؟؟بعد فک کردم حواسش نیس روشو برگردونده اونور ی لحظه بش زبون درازی

کردم[nb]امتحانمو گند داده بودم و عصبی[/nb]

واااای ابروم رف تازه فمیدم ن تنها اون قسمت فش و تودلم نگفتم و یارو شنیده تازه دیده ک بش زبون درازی کردم

شانس اوردم پسر خوبی بود ک فقد ی برو گمشو نثارم کرد :D :D

منم ب دوستم گفتم بزن بریم فقد #:-S [-o< [-o<

تو توهم این بودم ک یارو ادم خوبیه ک سری بعدش ک دیدتم اومد دنبالم ~X( ~X( =))من تنها :| :|اونم با دونفر دگ :| :|

خیلی جالبه قبل اون اتفاق یارو هروخ میدید اصن نگا هم نمیکرد!!خدا نکنه بیکی رو بدیا!!

حواستون و فقد جم کنین خب؟؟ :( :o :-w
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم تمام دوستایی که تو سایت باهاشون آشنا شدم اسمشون تو گوشیم که ثبت کردم یه سمپادیا هم جفتشون نوشتم که بفهمم کی بودن و از کجا اومدن :D

#حافظه داغون
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم که تا چند وقت پیش فکر می کردم پارک دوبل همون دوبله پارک کردنِ!! :| :))
بعد هِی باخودم می گفتم مگه این دوبله پارک کردن ممنوع نیس پَ چرا یاد می دن به ملت :))
حالا کدوم افسری می خواد به من گواهینامه بده نمی دونم :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم پریروز که فامیل رو دعوت کرده بودیم این من بودم که غذای اون دختررو تند کردم و بازم اعتراف می کنم چند وقت پیش داشتیم مربا آلبالو درست می کردیم مامان گفت برو شکرش کمه برو دوباره شکر بیار بریز و من رفتم نمک رو آوردم(خو به من چه ظرفاشون شبیهه)
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی دبیر زمین شناسی اومد سر کلاسمون ترسیدم...هم از زمین شناسی...هم از دبیرم...!!!
 
پاسخ : اعترافگاه !

رفتیم دانشگاه دیدیم به به
ورودی های جدید

گفتیم چی کار کنیم چی کار نکنیم

یه قانونی هست دانشگاه که اگه استاد تا بیست دقیقه نیومد میتونید کلاس رو ترک کنید و برید

دیدیم ورودی ها چهل دقیقه س روز اول مهر نشستن برای اولین کلاس با کلی ذوق

در همین هنگام خیلی محکم رفتم سرکلاس و پشت میز استاد
گفتم سلام، کرامتی هستم حل تمرین درس شیمی عمومی
امروز استاد کسالت داشت من به جاش اومدم

شروع کردم انتگرال دبیرستان درس دادن یکم و بعد چنتا تمرین دادم

یعنی یک نفر نپرسید آخه انتگرال چه ربطی به شیمی عمومی یک داره

هیچی یه ربعی درس دادم بعدش هم چنتا تمرین و گفتم برای جلسه دیگه حتما بیارید

کلی هم منت گذاشتم سرشون و کلاس رو تعطیل کردم

اخی
برق خوشحالی چشم هاشون هنوز یادم عه بابت اینکه کلاس رو زود تعطیل کردم :))

حق شون بود انصافا اینجوری سرکار برن
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی میگن یه نفر موهاش جو گندمیه، یه رنگ خردلی یا خرمایی حدودا تو ذهنم تداعی میشه،
و با اینکه میدونم جو گندمی یعنی موهاش سیاه و سفیده، بازم به تصور اون رنگ تو ذهنم ادامه میدم.. واصن حاضر نیستم رنگ ومعنی واقعی کلمه رو تصور کنم!!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم یبار داشتم میرفتم حموم بعد از مامان و بابام خداحافظی کردم!![nb]نمیدونم مخ هنگ کرده بوده شاید :D [/nb] :D =)) بعدا فهمیدم که احتمالا چقد والدین محترم نگران شده بودن که مثلا من میخوام رگمو بزنم خودکشی کنم از این حرفا =)) :)) :)) خلاصه هر دو دقیقه یکیشون میومدن میپرسیدن که مثلا شاپو هست یا آب گرمه و اینا که صدای منو فقط بشنون =)) :))
 
Back
بالا