• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

من ِ ... عجیب غریب ؟!

پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

من یه سری صحنه های بدیهی زندگی رو تخیل میکنم، بد میرم توش در نمیام!
مثن اون روز داشتم تخمه میخوردم، با خودم فک کردم اگه برادرزادم اینجا بود ازم میخواس براش پوست بگیرم بش بدم. یه دفه به خودم اومدم دیدم هرچی تخمه تا حالا شکستمُ گذاشتم یه گوشه، که برادرزادم برداره بخوره!
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

من و خواهرم وقتی بچه بودیم برنامه کودک درست می کردیم. (یعنی من اونو اُسگل می کردم :-" ) بعد مثلا اون مجری می شد منم فیلمبردار و کارگردان بعد با عروسکامونم انیمیشن تولید می کردیم. خیلی حال میداد.
آخرشم تدوین می کردیم تیتراژم می ساختیم براش حتی! بعد تو تیتراژ یکی در میون اسم من و خواهرم بود :-" آخرشم با تشکر از مامان و بابا ;D
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

دستمال ، کاغذ اینا کلا هر چی تو دستم باشه هی می خورمش تا تموم شه!


کلا هر حرفی که می خوام بزنمو قبلش طرف رو با جوابایی که می ده حتی با این تصور که وقتی جلومه تا کجائه رو تصور می کنم باعاش حرف می زنم اونم جواب می ده!
کلا تاثیرش خوبه ;D


شباام تا یه فیلی هس که پیشم نباشه،نمی شه که بخوابم! :-" :-" :-"
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

موقع کار (هر کاری) پاهام رو ویبره است کلا تیک عصبیه :P
سر کلاس (مخصوصا ادبیات) نقاشی بی تربیتی میکشم :-" :-"

شاینینگ: بخش خلاقانه قضیه کجاست الآن؟:دی
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

به نقل از خروس زری :
من یه سری صحنه های بدیهی زندگی رو تخیل میکنم، بد میرم توش در نمیام!
مثن اون روز داشتم تخمه میخوردم، با خودم فک کردم اگه برادرزادم اینجا بود ازم میخواس براش پوست بگیرم بش بدم. یه دفه به خودم اومدم دیدم هرچی تخمه تا حالا شکستمُ گذاشتم یه گوشه، که برادرزادم برداره بخوره!
اگه اینطوره من که 24 ساعته تو تخیلاتم که صحنه های بدیهی زندگی هم نیست زندگی میکنم چی ؟بچه ها بهم میگن گل اندیشه
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

من هیچقت با یه استایل کلاسیک پشت میز درس نمیخونم ...
مثلا کتا رو زمینه من بالا تخت نشستم گردنم زده بیرون از تخت
یا خیلی حالتا دیگه که یادم نمیاد !
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

الان یادم اومد :

وقتی خیلی عصبانی میشم یا خیلی گریه میکنم یا خیلی هول میشم یه بار میزنم زیر خنده بعد خندمم بند نمیاد .

یا وقتی بیکار میشم اگه لباسم بند داشته باشه بندشو میخورم اگه نداشته باشه که خود لباسو میخورم یعنی خیسه خیس میشه.یا اینکه تو مدرسه هم مقنعمو

بهترین مکان برای درس خوندنمم زیر میزمه
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

اساسا راه نمیرم،میپرم!
سر کلاس ریاضی وققتی معلم یه راه حل کوتاه میگه،من میرم پای تخته و یه راه حل خیلی طولانی رو میگم
آدمیم که یه دفه زیرو رو میشم
حال به هم زنین ترین بچه ی مدرسم!
بهترین جا برای درس خوندنم هم بالا پشت بوممونه
 
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!

خب هيچوقت هديه هاييكه براي ِ بقيه ميبرمو كادو نميكنم ;D واسه همشون خودم جعبه درست ميكنم، كارت پستال هم همين طور.

بعد سالاي ِ پيش كه كاره خاصي نداشتم، هرسال عيد واسه همه ي دختراي ِ فاميل (خيلين :-" ) يه چيزي درست ميكردم به عنوان ِ عيدي. يا كارت ، يا قاب يا...

واسه روز ِ معلم هم تاحالا يادم نمياد كادو خريده باشم ;D هميشه قاب درست ميكردم و بچه ها ومعلمها ميدونستن كه من روز ِ معلم با يه پاكت قاب ِ رنگي رنگي ميرم مدرسه :-"

اين از هديه ;D

بعد كلا نميتونم بشينم درس بخونم، يا راه ميرم يا ميخوابم ;D و همين باعث شده كه برم تو فكر كه ايا من امسال ميتونم برم كتابخونه درس بخونم؟؟ :-"

چسب ِ روي ِ دست هم كه بچه ها اشاره كردن :-"

و چيزه ديگه اينكه بدون ِ لواشك زندگيم تقريبا غيره ممكنه 8-^ ميخوام الان 8-^
 
Back
بالا