smart girl
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 839
- امتیاز
- 2,034
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- اسفراین
- مدال المپیاد
- المپیاد ادبی
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- داروسازی
پاسخ : من ِ ... عجیب غریب ؟!
من یه سری صحنه های بدیهی زندگی رو تخیل میکنم، بد میرم توش در نمیام!
مثن اون روز داشتم تخمه میخوردم، با خودم فک کردم اگه برادرزادم اینجا بود ازم میخواس براش پوست بگیرم بش بدم. یه دفه به خودم اومدم دیدم هرچی تخمه تا حالا شکستمُ گذاشتم یه گوشه، که برادرزادم برداره بخوره!
من یه سری صحنه های بدیهی زندگی رو تخیل میکنم، بد میرم توش در نمیام!
مثن اون روز داشتم تخمه میخوردم، با خودم فک کردم اگه برادرزادم اینجا بود ازم میخواس براش پوست بگیرم بش بدم. یه دفه به خودم اومدم دیدم هرچی تخمه تا حالا شکستمُ گذاشتم یه گوشه، که برادرزادم برداره بخوره!



) بعد مثلا اون مجری می شد منم فیلمبردار و کارگردان بعد با عروسکامونم انیمیشن تولید می کردیم. خیلی حال میداد. 





ميخوام الان