- ارسالها
- 2,075
- امتیاز
- 17,661
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگـان
- شهر
- شهرستان
- سال فارغ التحصیلی
- 1394
- دانشگاه
- ایران
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : بهترین شعری که تا به حال خوندی!
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
بهر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی زمین زیر پر ماست
در اوج چو پرواز کنیم از نظر تیز
می بینیم اگر ذره ای اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مر او را به کف خاک فروکاست
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبا این که ز چوبست و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست!
زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حجت تو منی را ز سر خویش برون کن
بنگر به عقابی که منی کرد و چه ها خاست
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
بهر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی زمین زیر پر ماست
در اوج چو پرواز کنیم از نظر تیز
می بینیم اگر ذره ای اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مر او را به کف خاک فروکاست
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبا این که ز چوبست و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست!
زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حجت تو منی را ز سر خویش برون کن
بنگر به عقابی که منی کرد و چه ها خاست







