از این به بعد هر نقاشیِ در حال نقدی لینکش تو قسمت توضیحات تاپیک قرار داده میشه.به علاوه هر اثر هنریای (نه الزاماً نقاشی.میتونه مجسمه یا هر اثر دیگهای که « اثر هنری » به حساب بیاد ؛ باشه.) که نظرتونُ جلب کرد ؛ خیلی خوشحال میشیم که تو این تاپیک قرارش بدید.
یک نکتهی دیگه:
زمانی که احساس کردیم دیگه بحثی درمورد یک نقاشی باقی نمونده ، من یک جمع بندی از بحثهای انجام شده میذارم که فکر میکنم مفید واقع بشه.
ببینید طبق چیزی که اون کتاب نوشته بود و همین طور برداشت خودم، همه چیز یه جور نماد تنهاییه. شاید نور شدید کافه که یه چیز برجستهتره مفهوم دیگه ای داشته باشه. به نظر من "امید" نیست. این رو تو ذهن من تداعی میکنه که ون گوگ تو یکی از اون اتاقها تنها نشسته و به مردمی نگاه میکنه که چندان هم خوشحال نیستن و غرق زندگی روزمرهی خودشونن. و همه جا ساکت و آروم و هیچ جنبش و فعالیت خاصی نیست.
به سنگفرشها دقت کنید. خیلی خوب با رنگای مختلف برجستهش کرده.
اولین چیزی که بهش اشاره شد بحث تضاد بین رنگهای به کاربرده شده توی نقاشی و حتی یه جورایی مکمل بودنشون (زرد و آبی که سبز رُ به وجود میاره.) و همچنین تضاد بین محیط و افراد (اینکه ساختمونا خیلی بلند و افراد خیلی ریز هستن.)
همچنین همونجور که همه اشاره کردن: روشن بودن اطراف کافه و تاریکی کوچهها انگار داره میگه که افراد از تاریکی به سوی روشنایی میان و یا برعکس.
و البته چیزی که تو نقاشی مشهودِ اینِ که نقاش قصد داشته به نحوی انزوا رُ به تصویر بکشه.
صندلی های جلوی کافه همشون به سمت جلو هستن انگار کسایی که اون جلو نشسته بودن همه پاشدن و به یه جایی سمت اون درخته رفتن ینی سمت جلوی نقاشی. میشه گفت بعضی از مردم توی کوچه های تاریکن بعضیا توی نور نشستن بعضیا هم از اونجا رد شدن. یه جورایی مسیر تاریکی به روشناییه
خب پست جمع بندی قرار داده شد ، امیدوارم اجازه داشته باشم نقاشی جدیدی برای بحث بزارم. :د البته مطمئنا هیچ اثر هنری به طور کامل قابل بحث نیست و همیشه دیدگاه جدیدی وجود داره. :]
گیتاریست پیر - پابلو پیکاسو
توضیحات : نقاشی گیتاریست پیر رو پابلو پیکاسو در سال 1903 خلق کرده. این نقاشی پیرمردی نابینا ، رنگ پریده ، با لباسایی کهنه و مندرس رو که در حال زدن گیتار هستش رو نشون میده. در این زمان جنبش اکسپرسیونیسم تاثیر زیادی رو روی سبک نقاشی پیکاسو داشته. پیکاسو این نقاشی رو به اصطلاح در دوران آبی [nb]دوران آبی : بخشی از دوران هنری پیکاسو که از سال 1901 تا 1904 طول کشید. نقاشیای این دوران پیکاسو با تم آبی ، خاکستری ، سیاه و چهره های غمگین گمشده در تفکر و مصیبت عمیق شناسایی میشه.[/nb]کار خودش خلق کرده.
هر المنت یا عنصر تو این نقاشی خیلی با دقت انتخاب شده تا تاثیر بیشتری رو روی بیننده بزاره. برای مثال تم آبی نقاشی حالت مالیخولیایی و غمگینی رو تو اثر به وجود آورده.
و نکته ی آخر اینکه خیلی از تاریخ شناسان نقاشی [nb]
متاسفانه اصطلاح بهتری سراغ نداشتم. [/nb]عقیده دارن این نقاشی تنهایی یک هنرمند و تمام مشکلاتی مه با اونا روبرو میشه رو به تصویر میکشه. بنابراین هنر مسئولیتیه که هنرمند رو از بقیه ی دنیا جدا میکنه.
خیلی هم خوب . منتظر موندم تا شاید کسی چیز جدیدی به نظرش برسه و بگه ولی گویا حرف های شما کفایت میکرد . پس این نقاشی در واقع نشون دهنده ی انزوای هنرمند و رنج هایی که باید به واسطه ی هنرمند بودنش بکشه ، هست .
× کسی اثری میشناسه که روش بحث کنیم ؟ چون یکسری آثار مفاهیم ساده فهم تر و یکسری مفاهیم پیچیده تری دارن و برای بحث کردن خُب طبیعتاً پیچیده تر ها بحث و بررسی بیشتری میطلبن .
معرکه ست! انتخاب خیلی خوبی بود! داشتم میومدم که نقاشو عوض کنم ! باید بگم تم آبی نقاشی خیلی تاثیرگذاره! شرایط پیرمرد به نظرم اینرو نشون میده که هنرمندان همیشه جداافتاده اند. البته برداشت جالبی هم که میشه کرد خود فقر هنریه!
خوب بچه ها متاسفانه نتونستم بیشتر از این صبر کنم پس نقاشی دیگه ای رو میذارم:
اول طبق معمول نقاش رو معرفی می کنم که سبک ایشون سبک مورد علاقه من یعنی اکسپرسیونیسم هست: هیجاننمایی یا اکسپرسیونیسم (به انگلیسی: Expressionism) نام یک مکتب هنری است. در آغاز قرن بیستم، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرامآرام مکتب "اکسپرسیونیسم" از دل آن بیرون آمد. واژهٔ اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشیهای «اگوست اروه » به کار رفته است. اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود. به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوهای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگهای تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره میگیرد. اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید
نام این نقاش بزرگ Ernst Ludwig Kirchnerهست متاسفانه صفحه ویکی پدیا فارسی برای ایشون نیست پس من همون صفحه انگلیسیشو لینک میذارم: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ernst_Ludwig_Kirchner">Ernst Ludwig Kirchner</a>
این هم نقاشی منتخب من:
اینجور که به نظر میرسه ، علاوه بر اون اشکال کج و معوج و خطوط زمخت و اغراق در رنگ ها و شکل ها که در واقع اقتضای سبک ِ این نقاشی ــه ؛ از رنگ های تیره و بی حال هم خیلی بهره برده . چرا به نظرتون ؟ آیا میخواسته مفهوم خاموشی و مرگ رُ القا کنه ؟
× من لینک عکس رُ گذاشتم بالای تاپیک امّا نمیدونم چرا باز نمیکنه . واسه شمائم اینجوریه ؟
چهارراه خیابون هم برجسته است مثل این عکس هایی که با لنز fish eye گرفته میشه. به نظر سبک جالبی میاد که همچین حسی به آدم دست میده.
این نقاشی اسم نداره؟ خوب معمولاً از اسم نقاشی میشه هدفش رو فهمید.
به نقل از سـحر :
چرا به نظرتون ؟ آیا میخواسته مفهوم خاموشی و مرگ رُ القا کنه ؟