• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کتک خوردن از یه بچه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahdyan
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من یه پسر دایی دارم دو سال ُ نیم ِشه...
چند ماه پیش تنـــــها بـــُردمش بیرون ، رسیدیم به 1 مغازه اسباب بازی فروشــی ، 1 کامیون دیـد دوبرابر خودش!!!منم که پـول نداشتم اونقد!!تازه اگرم داشتم به اون گــُندِگیو که نمیخریدم واسش!!!به زور بغلش کردم اونم جیغ ُ داد!!از یه طرف لــگد میزد از یه طرف با دستاش میزد تو صورتم از اون طرف جیغ ُ گریه!!!رســـیدیم خونه کلی پــُــماد اینا زدم به صورتم!!پــُــر ِ زخم بـــود صورتم!!! ~X(
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من تا 3 سلگی خواهرم این جوری از خواب پا می شدم (:|
توی خواب نازم سیر مکردم که >:D<یه دفعه یه چیز مثل سیخ فرو میره به چشم چشامو وا می کردم انگشت خواهرمو می دیدم که داره میره توچشم X-( X-( یا
تو خواب نازم سیر می کردم که میدیدم موهام دازه از سر بد بختم جدا می شه ~X( ~X(
الانماگهمامانم یه بار بگه بیدار شو بیدار نشم می گه (می خوای حواهرتو صدا کنم) تا اینو می شنوم تو رخت خواب سیخ می شم :-w :-w :-w
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

تا دلتون بخواد از داداشم کتک خوردم و میخورم اما تا عوضشو درنیارم دلم خنک نمیشه ;))
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

وقتی دختر عمه ام بچه بود ی بار لگد زد ب شکمم....
کلا وحشیه.....!
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یه روز جلوی در مدسه وایساده بودیم که یه دفه ۲،۳ تا پسره(فک کنم دوم سوم دبستان بودن)اومدن جلو ما و شرو کردن یکی از بچه ها رو زدن!!!بدبخت نمیدونست باید چی بگه ب اینا...اینجوری بود :o
ما هم ک اینجوری :)) =))
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

طناز ازم کوچیکتره 4 سال , هیچوقت دلم نمیومد روش دست بلند کنم ;D

همیشه خنجم می زد وقتی عصبی می شد ;D جاش هم مونده چند تاش رو دستم ;D
وقتی هم میخواست نازیم کنه میگرفت موهامو میکند ;D اشک تو چشمام جمع میشد ولی صدام در نمیومد ;D


وقتی 2 تا دندون جلوش در اومد , خو اون اوایل دندونا تیزن خیلیو اینا ;D یه بار عصبی شد از دستم زد دنبالم ;D کل خونه رو پشت سرم اومد ول کن نبود ;D آخر گیرم اورد کمرمو گاز گرفت ;D کلی خون اومد اونقدر که مامان بابام دعواش کردن دلشون به حالم سوخت ;D
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

شیش هفت سال ام بود.خواهرم هم دو سه ساله .مامانم گفت کفش ها جلوی درو بذارید توی جاکفشی.
بعد مامان من یه کفش پاشنه بلند از اون پاشنه کلفتا داشت.یه کفش معمولی با چند تا دیگه هم داشت. ;;)
بعد من دوتا رو برداشتم بذارم تو جا کفشی.خواهرم بهم گفت من کفش های مامان رو میذارم.
من هم بهش گفتم من دارم میذارم.برو یکی دیگه بردار. B-)
اون هم بی هیچ توضیحی نه گذاشت نه برداشت(اصطلاح درستی بود؟ :-/)کفش پاشنه بلند مادر گرامی را برداشت و کوبید فرق سر بنده!
حالا بگید چی؟
من وایسادم نگاش می کنم اون گریه می کنه! ~X(
مامان من: :-L X-(
خواهرم: :-s
من: :-w
اصلا خواهر کوچیک خیلی بده.بدبختی اینجاس که دلمم نمیاد بزنمش. :-L تازه خواهر من هم طوریه که اگه باهاش بزن بزن داشته باشی اون دست برنمی داره تا آخرین توان مبارزه می کنه.تا اینکه آخرش یه اتفاقی براش پیش میاد! X_X
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

چه جالب من یه خواهر کوچک دارم هروقت می‌زنه من محکم تر میزنمش چون باید یاد بگیر همه من نیستن!.
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یادمه یک بار یک بچه ی آدامس فروش بهم گیر داده بود که ازش آدامس بخرم . یارو خیلی گیر بود .منم بهش محل ندادم .دیدم بازم گیر میده عصبانیم کرد منم بهش فش دادم اونم نامردی نکرد و یک لگد محکم نثار قوزک پام کرد و سریع در رفت ! جالب اینه که دختر هم بود! چه دخترای بزن بهادری پیدا میشه! :o
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

6 7 سال پیش به این پسر خاله من فیلم های جکی چان و جت لی و اینا نشون داده بودن هی میومد مارو می زد
مامانشم هیچی بهش نمی گفت.هنوز می تونم دردشو احساس کنم!!!! :-\ :-\
 
Back
بالا