• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کوچک نوشته ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع parnian.d
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کوچک نوشته ها

زیباترین سقوط برای آبشار می دونی چرا؟
به خاطر این که توش زندگیه >:D<
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

ضجه می‌زند، آه می‌کشد، از عمق تن فریــــاد.

چشم‌هایش کور، دست‌هایش بسته و بال‌هایش شکسته.

نه صدایش را کسی می‌شنود نه تقلّایش را کسی می‌بیند.

محکوم است به ذلّتِ بودن. محکوم است به سکوتی که هیچ‌گاه شکسته نمی‌شود.

محکوم است. تو چه می‌دانی محکوم بودن یعنی چه..؟
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

ب چپ رفتیم.نشد
راست را امتحان کردیم.چیزی نبود
نگاه ب دور و بر کردیم.هیچ نبود
تا اینک صدای خنده ای اومد..بله.او همان جا بود و ب تلاش های ما میخندید و با گریه هامان اشک میریخت..فقط ما او را نمیدیدیم
صدای خنده اش ابتدا عذاب آور بود.باورش نمیکردیم چون ندیدیمش.سپس خواستیم صاحب خنده را حتی اگر نبینیم بشناسیم..در راه شناختش زجر کشیدیم
و نهایتا او لبخند زد بر تلاش ما!و لبخند بی صداست..
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

و من مغروق اقیانوس غمها تکیه بر تکه چوبی بی حاصل از امید, دور خواهم شد دور ···ارزوهایم را ···چال خواهم کرد····
 
و خورشید از آن پس ، در ِ هیچ کلبه ای را نزد ...

گفتند بارانی باید ، تا که رنگین کمانی برآید ...
باران آمد ، دنیایمان را نابود کرد ،
رویایمان را ، خواب ِ شیرینمان را در هم شکست ...
کودکی هایمان را وارونه کرد ،
لبخندمان را خشکاند ...
قلبمان را بر صخره های سخت ِ فاصله کوباند ...
امیدمان را ، امیدمان را غرق ِ در یاس کرد ...
رفتیم ، مردیم ،
نماندیم که رنگین کمانش را ببینیم ...
باران آمد ...

اشاره به شعر ِ کولین مک کارتی .
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

آدم متأسّف است؛
ولی تو هم یکی بزن توی گوشش.
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

همه چیز به طرز عجیبی برای ـم اسلوموشن است .
همه چیز سیاه و سفید .. و فقط تو را رنگی میبینم در این بین . و فقط انگار تو حرکات عادی داری .
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

قرار بود-قطار که آمد-اسپند را که دود کردم- تو هم با دیگران پیاده شوی.هِـــــــــــــی غرق کدام رویا بودی که از قرارمان جاماندی...؟
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

وقتی همه چی خوبه ، من حق ندارم بد باشم .
 
Back
بالا