• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپاد = بی دین بودن!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sisyphus
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

دينو با شخص نشناسيد خيلي بده

آقا آقا آقا

آقا مگه امام زمانه كه پاكو معصوم باشه

هركسي اشتباه مي كنه

بريد دنبال نگفته هاي دين

مثلا كتاب : چرا دعا براي فرج؟ نوشته‌ي آقاي علي مهدوي
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

به نقل از sheitoon.bala :
آره ... بعضیا واقعا اعتقاد دارن...میگن بچه های فرزانگان خیلی وضعشون خرابه

اره نمیدونم چرا ولی هس یه ذره
ینی پیش مام میگن اینارو
مثلا بچه های سمپادی زودتر از بچه های عادی ارایش میکنن
واس همینه که میگن تو کلاس زبان و اینجاها معمولا بچه های سمپادیو راحت تر از بقیه میشه تشخیص داد!!!
البته یه سری مدارس دیگ در سطح شهرمون هستن که برخلاف اسمشون دست ماها و شیطونو از چشت بستن وضع اونا افتضاحههه
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

قا مگه امام زمانه كه پاكو معصوم باشه

ببین همین دیگه.
من نمی گم کسی معصومه و دو چیزه که خیلی باهاش مشکل دارم، یه ادم چطور می تونه این همه مدت زنده باشه ؟ چون مرگ فقط با مریضی نیست بگیم یه جایی هستن ایشون که مریض نمیشن ولی بدن پیر میشه و نمیشه ازش جلو گیری کرد.

دوم معصوم بودن. معصوم بودن خیلی حرفه گنده ای هست و این خودش اصلن جالب نیست که ادمی که ندیدمو و نمیشناسیم رو معصوم بدونیم

ره نمیدونم چرا ولی هس یه ذره
ینی پیش مام میگن اینارو
مثلا بچه های سمپادی زودتر از بچه های عادی ارایش میکنن
واس همینه که میگن تو کلاس زبان و اینجاها معمولا بچه های سمپادیو راحت تر از بقیه میشه تشخیص داد!!!
البته یه سری مدارس دیگ در سطح شهرمون هستن که برخلاف اسمشون دست ماها و شیطونو از چشت بستن وضع اونا افتضاحههه

ارایش کردن هیچ عیبی نداره واقعن. زود تر ارایش کردن یعنی طرف می فهمه که همه چی فقط درس خوندن نیست جزیی از بزرگ شدنه و این که کسی زود تر ارایش کنه یا راحت تر رفتار کنه واقعن هیچ عیبی نداره.

این خیلی مسخرس که رفتار یه نفر رو به صرف ارایشش مورد سرزنش قرار داد.
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

ب نظرم سمپادیا خیلی ازادتر فکر میکنن و عاقل ترن :-"
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

به نقل از مازیمون :
من نمی گم کسی معصومه و دو چیزه که خیلی باهاش مشکل دارم، یه ادم چطور می تونه این همه مدت زنده باشه ؟ چون مرگ فقط با مریضی نیست بگیم یه جایی هستن ایشون که مریض نمیشن ولی بدن پیر میشه و نمیشه ازش جلو گیری کرد.

[]

من یه مستند از محسن مخملباف تو یوتیوب درباره ی زندگینامه ی آقا دیدم :-$ :-$ :-$ :-$ :-$
صبحونه ها خاویار می خوره :-w :-w :-w شبا هم ساعت 8 می خوابه =)) =)) =)) =))

خیلی جالبه شما هم ببینید
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

اینجا انجمن سمپاده‌ها، انجمن سیاست 25 تا انجمن پایین‌تره.
رعایت کنید لطفاً.
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

افرادی که توی سمپادیا قبول میشدن (البته در گذشته زمانی که هوش حرف اول رو میزد نه خر خونی)
اغلب از هوش تحلیلی بالایی رخوردار بودند و تحقیقاتی انجام شده راجع به بی دینی و هوش که میتونید بهونید از لینک زیر :

http://en.wikipedia.org/wiki/Religiosity_and_intelligence

که افرادی که باهوش ترند بی دین تر هم هستند
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

من کلاس اول دبیرستان سمپاد بودم و الان نمونه دولتی درس میخونم...با توجه به شناخت و تجربه ی من، سمپادیا باهوش ترن و خوب یا بد بی دین تر هم هستن...
بحث غربزدگی و شستشوی فکری توسط استکبار و .. هم نیست...سمپادیا و کلا آدمای باهوش تر، سختتر زیر بار دین و سنت و ... میرن...یه ذهن باهوش و خلاق از چهارچوب فرار میکنه و این یه چیز ثابت شده است...
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

خیلی جالبه چند وقت پیش زنگ ناهار بیکار بدون فرصت هم که زیاد بود گفتم بذار تنهایی یه گشتی تو مدرسه بزنم رفتم تو اتاق ریاضی دیدم طبق معمول یه سری دارن بازی میکنن یه سری شرط بندی!
رفتم ناهار خوری اکثرا داشتن میخوردن چرت و پرت میگفتن
رفتم کتابخونه کسی رو ندیدم درس بخونه همه داشتن قصه میگفتن
رفتم تو زمین بازی یه سری داشتن بازی میکردن و یه سری هم نشسته بودند
بعد موقع اذان شد رفتم تو نماز خونه جای سوزن انداختن نبود چون دیر رسیده بودم یه کمی منتظر شدم باکمال تعجب دیدم چند نفر کهداشتن شرط میبستن چند نفر که داشتن میخوردن یا بعضی از اونایی که به قول خودشون خلافن بدون هیچ زور و اجباری وقت گذاشته بودن و اومده بودن نماز برا من که خیلی عجیب بود!
از اون عجیب تر تو کل این مدت کسی انگل من نشد؟!
 
پاسخ : سمپاد = بی دین بودن!

به نقل از mj chemist :
خیلی جالبه چند وقت پیش زنگ ناهار بیکار بدون فرصت هم که زیاد بود گفتم بذار تنهایی یه گشتی تو مدرسه بزنم رفتم تو اتاق ریاضی دیدم طبق معمول یه سری دارن بازی میکنن یه سری شرط بندی!
رفتم ناهار خوری اکثرا داشتن میخوردن چرت و پرت میگفتن
رفتم کتابخونه کسی رو ندیدم درس بخونه همه داشتن قصه میگفتن
رفتم تو زمین بازی یه سری داشتن بازی میکردن و یه سری هم نشسته بودند
بعد موقع اذان شد رفتم تو نماز خونه جای سوزن انداختن نبود چون دیر رسیده بودم یه کمی منتظر شدم باکمال تعجب دیدم چند نفر کهداشتن شرط میبستن چند نفر که داشتن میخوردن یا بعضی از اونایی که به قول خودشون خلافن بدون هیچ زور و اجباری وقت گذاشته بودن و اومده بودن نماز برا من که خیلی عجیب بود!
از اون عجیب تر تو کل این مدت کسی انگل من نشد؟!

خوب شما مدرستون خیلی عجیب غریبه. جون برعکس

تو کتاب خونه ما سره زنگ ناهار و نماز دره کتاب خونه رو میبندن. و افرادی که تو هستن باید همون تو بمونن و برعکس. و این افراد یا دارن سوال های المپیاد ریاضی و شیمی حل می کنن یا دارن کتاب می خونن ( مخصوصن المپیاد زیستی ها )

تو سایت کامپیوتر یه عده که فقط دارن کد می زنن و همون جا رسمن دارن زندگی می کنن. اتاق ریاضی تو راهنمایی داشتیم و خب اصلن محلی واسه بازی بود. مثل کبریت ها و اینا. و چند بازی واسه حدس زدن و سوال واسه حل کردن و اقایه میبدی که هر وقت ادم رو بی کار میدید از تو جیب پیرهنش یه سوال در میاورد و میداد تا بیست دقیقه مشغول میشدی.

یه عده هم تو حیاط فوتبال بازی می کردن. یه عده ی خاص صرفن نماز می خوندن. اون عده هم خیلی زیاد نبودن.یعنی مثلن از کله سه پایه شاید به زور به ۲۰-۴۰ نفر می رسید. تو دبیرستان با وجود اینکه ادم ها تقریبن دو برابر بودن این عدد حتا کمتر هم شد. ببین نمی گم ادم تو نماز خونه نبود. چرا بود. نمونش خوده من. چون عادت داشتم دراز کشیده سوال حل کنم و بهترین جا واسه دراز کشیده سوال حل کردن نماز خونه بود ولی خب وقت ناهار من می رفتم سایت یا کتاب خونه.

تو راهنمایی هم یه هفته اومدن بازی کردن تو حیاط موقع نماز رو ممنوع کردن بچه ها رفتن تو ناهار خوری راهنمایی اونجا گل کوچیک زدن. به هر حال ادم هایی نیستیم که به زور دست به کاری بزنیم.
 
Back
بالا