پاسخ : جملات پشت کامیونی!
اين جملات پشت كاميوني را معلم ادبيات ما تحت عنوان ادبيات خياباني به صورت كتاب يا يك مطلب قابل عرضه در آورده بودند، منتها با حمايتي كه از طرف دولت شد به درجات رفيعي رسيد و حماسه هاي بديعي آفريد...
به هر حال دو نمونه اش كه خوشم اومد:
پشت يك ميني بوس كه يك خروار خاك روش نشسته بود نوشته شده بود: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود!
معلم ادبيات دوره دبيرستان هم اين جمله را پشت ماشين خودشون نوشته بودن:
تا كي دروغ ؟ تا كي ريا؟ قسم و برف ؛ خروس و كبك
اين داراي صنعتي است به نام صنعت تبادل ؛ البته به نظرم لف و نشر هم مي تونه داشته باشه؛ معني اش هم يعني اينكه:
تا كي دروغ ؟ (ماجراي قسم حضرت عباس را باور كنيم يا دم خروس را؟) ؛تا كي ريا ( و مثل كبك سر خود را در برف فرو بردن؟)