• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جملات پشت کامیونی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع فرشاد
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

دیدم پشت یه تاکسی نوشته بود
بشوت نبینمت:D
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

پشت یه کامیونه نوشته بود:

بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

رفیق بی کلک؛ مادرزن ;D

من از اوناش نیستم ولی بی پرده حرف میزنم :-" (اشاره به متنِ پایین)
یزید خره گاو منه.
این متن رو با رنگ قرمز روی ماشین نوشته بودن که مثلا عزادار امام حسین هستن.
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

پشت کامیون:ز گهواره تا گور قسط بده! :))

پ.ن:پست متوالی شد ولی با فاصله ی زمانی.
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

محبت به خلایق انتهای سادگیست!
مردی و مردانگی آخرش آوارگیست!

×چه دل پری داشته بنده خدا!!
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

اين جملات پشت كاميوني را معلم ادبيات ما تحت عنوان ادبيات خياباني به صورت كتاب يا يك مطلب قابل عرضه در آورده بودند، منتها با حمايتي كه از طرف دولت شد به درجات رفيعي رسيد و حماسه هاي بديعي آفريد...
به هر حال دو نمونه اش كه خوشم اومد:
پشت يك ميني بوس كه يك خروار خاك روش نشسته بود نوشته شده بود: من ملك بودم و فردوس برين جايم بود!
معلم ادبيات دوره دبيرستان هم اين جمله را پشت ماشين خودشون نوشته بودن:
تا كي دروغ ؟ تا كي ريا؟ قسم و برف ؛‌ خروس و كبك
اين داراي صنعتي است به نام صنعت تبادل ؛ البته به نظرم لف و نشر هم مي تونه داشته باشه؛ معني اش هم يعني اينكه:
تا كي دروغ ؟ (ماجراي قسم حضرت عباس را باور كنيم يا دم خروس را؟) ؛‌تا كي ريا ( و مثل كبك سر خود را در برف فرو بردن؟)
 
پاسخ : جملات پشت کامیونی!

رفیق بی کلیپس مادر!!!!
 
Back
بالا