

یک تاپیکو آزمایشات لازمشه

اگه واقعا وجود دارن، چه طوری میتونیم به صورت محسوس تری، اونا رو بفهمیم؟ به نظرتون میشه ازشون به عنوان یه راهی برای پیش گویی استفاده کرد؟



این حست فقد موقع انتخاب کردنه، یا مثلا وختی اتفاقی قراره بیفته هم تو از قبلش این حسُ داری؟به نقل از بره ناقلا :همین دیگه..خود آدم که نمیدونه چرا..
مثلا سه تا انتخاب میذارن جلوی پات..من به یکه کدوم خیلی امیدوار تر میشم! در صورتی که دوستام اصلا نسبت بهش هیچ تفاوتی حس نمیکنن.
بعد من هی تاکید میکنم که این کار رو انجام بدیم و تجربه ثابت کرده که اونی که تو نظرم بولد میشه واقعا بهتر هم هست!!!
حالا نمیدونم چرا..
اما کلا در مورد وقایع و اتفاقات هم همینه..معمولا همون فکری که دارم و توی ذهنم هست از اول، همیشه همون اتفاقات میوفته..
اینی که میگم انقده جدی هست که الان یک عده هستند که کلا صبر میکنن من انتخاب کنم و اونا هم بعد من بیان!![]()
با اون قسمت از حرفت که رنگیش کردم به شدت موافقم!به نقل از White Lord August :میگم مثلا وقتی تو یک مسابقه شرکت میکنیمو باید تو یک زمان اندک به یک انتخاب برسیم معمولا یکی تو نظرمون بقول بره ناقلا بولد میشه.
برا منم اتفاق افتاده و بعد هم اتفاق خوبی بوده(اگه هم بد بوده ممکنه یادمون نمونده باشه) مثلا تو خیلی آزمونای چهارگزینه ای همین اتفاق تو چند ثانیه ی اول بین گزینه ها برام میفته،بعد وقتی مسئله رو روی کاغذ انجام میدم(ک زمان بیشتری میگیره) به همون جواب میرسم.
من فک نمیکنم متافیزیکی باشه این قضیه،در واقع تفکر و منطق ذهنی و محاسباتی ما شاید فقط در خودآگاه ما خلاصه نشه،حس میکنم قبل از اینکه ما طرح یا حل مسئله در خودآگاهمون بپردازیم مغزمون بعد از روبرویی با مسئله شروع به تحلیلو حلش میکنه اما ما کنترلی و درکی از فرآیند اون حل نمیکنیم،در واقع ما به جواب رسیدیم اما رسیدن این جواب در خودآگاه و تحلیل کامل اون زمان بره،
مث وقتی که من تو ی حادثه خطرناک و هیجان کاریرو میکنم بعد که بهش فک میکنم کلی تحلیل پشت اینکار بوده اما من فک میکنم اون کارو بدون فکر انجام دادم
در واقع تفکری که ازش حرف میزنم فقط خودآگاهمه،بنظرم حرکت ناخودآگاه مغز من این تحلیل رو انجام میده اما من خودم ازش آگاه نمیشم.
فک نکنم با این تحلیل بشه به پیشگویی ربطش داد،
برای تقویتش باید اولین مرکزی که بعد از مواجهه با مسیله یا تو خطر فعال میشرو شناسایی کنیم و ببنیم چجوری تقویتش میشه کردو شاید اینطوری بشه.مثلا ممکنه این مرکز تو بره ناقلا به دلایلی قوی تر باشه.
نه خوب این درست بودن واقعا انقدر درست هست که همه ی اطرافیانم میدونن..اونا فکر میکنن خیلی خوش شانسم و اینا شانسیه ولی من موقع انتخاب از لحاظ منطقی حس میکنم خیلی اینی که دارم انتخاب میکنم درسته ولی بقیه اصلا فکر نمیکنن ..یعنی چیزایی که تو نظر من بولد میشه تقریبا برای همه عادی جلوه میکنهبه نقل از White Lord August :میگم مثلا وقتی تو یک مسابقه شرکت میکنیمو باید تو یک زمان اندک به یک انتخاب برسیم معمولا یکی تو نظرمون بقول بره ناقلا بولد میشه.
برا منم اتفاق افتاده و بعد هم اتفاق خوبی بوده(اگه هم بد بوده ممکنه یادمون نمونده باشه)

اون طور که فهمیدم از حرفات، دقیقُ ریزبینی و برای همون خیلی چیزا رو زود تر حس میکنی آره؟ بیا اینجا یه کم بیشتر برامون توضیح بده لطفا.به نقل از بره ناقلا :نه خوب این درست بودن واقعا انقدر درست هست که همه ی اطرافیانم میدونن..اونا فکر میکنن خیلی خوش شانسم و اینا شانسیه ولی من موقع انتخاب از لحاظ منطقی حس میکنم خیلی اینی که دارم انتخاب میکنم درسته ولی بقیه اصلا فکر نمیکنن ..یعنی چیزایی که تو نظر من بولد میشه تقریبا برای همه عادی جلوه میکنه
