• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

نوستالژی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع شقایق س.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : نوستالـــژی

.
 
پاسخ : نوستالـــژی

تعداد "مثن" ـایی که هرکی در 30 ثانیه تو یه جمله میگه. :] :))
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی ینی برگه های تقلبی که نگه داشتی
+ گاهن یه سریاشون رو که اولِ سال نوشته بودم.برای امتانِ ترم ِ 2 موردِ استفاده قرار میدادم :)
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی بوی خاکی که تو رو یاد دوران بچگیت و نشستن تو ایوون میندازه.
نوستالژی یعنی بودی عطر بیک 21 که یاد دوران ابتدایی و سریالای مورد علاقت بندازه.
نوستالژی یعنی نقاشی درخت سروی که تو رو یاد بد ترین روزای زندگیت می ندازه
نوستالژی یعنی دیدن خون و یاد آوری هزار و یک خاطره.
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی ینی اون جوونه های تازه درخت انجیر کتار دیوار که بعد کندنشو خراب کردن کل خونه و ساختن یکی جدید به جاش تو بازم همون خونه قدیمی رو ببینی
متر به متر اون خونه رو تصور کنی با خاطره بچگیاتو خوشیاتو کسایی که دیگه نمیبینیشون
ینی همون جوونه هایی که منو.به یاد یه عزیزی میندازه که الان خیلی وقته نیست و از بین رفته و دلم برا بودنش تنگ شده
ینی بچگیام و بچگیاشون که با هم بودیم و خوش بودیم
ینی خیلی چیزا که نیست
:-<
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی شب هایی که برای کارگاه علوم تا دیر وقت تو مدرسه میمونی!
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی بعد از سال‌ها به آهنگ‌هایی که تو دوران بچگی گوش می‌دادی، گوش بدی و با هر آهنگ یه خاطره قشنگ واست زنده شه 8-^
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی آهنگ تولدت مبارک با صدای محمد نوری
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی نگاه کردن به دوچرخه ی دوران بچگیت
نوستالژی یعنی خوندن دوباره نامه هایی که تو راهنمایی سر کلاس رد و بدل کردی
نوستالژی یعنی خوندن دوباره دفترخاطراتت !
نوستالژی یعنی خنده های از ته دل به افکارت
نوستالژی یعنی وبلاگ 4 ساله ات!
نوستالژی یعنی یه بار نشستن و تک تک پی ام های مسنجر از دوستات ، اس ام اس های دوستات و پ.خ های سمپادیا از دوستات رو خوندن =))
نوستالژی یعنی پیدا کردن پول لای کتاب !
نوستالژی یعنی راه رفتن توی بارون بوی خاک به مشامت خوردن
نوستالژی یعنی شنیدن کلمه ی " نترس! " [فعل امر ] ! (نمیدونم چرا اینقدر به این کلمه علاقه دارم.هی به بابام میگم بهم بگو نترس! )
نوستالژی یعنی داستان بافی واسه دل خودت !
نوستالژی یعنی وسط حلقه ، زیر بارون ، شعر خوندن !

× اصلا نوستالژی یعنی زندگی :]
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی بتونی لذت ببری از کارات،حتی همون کارای روز مره.نوستالژی یعنی عاشق یه آهنگ باشی و هر چی گوش بدی سیر نشی.
 
پاسخ : نوستالـــژی

نـوستالـژی یعـنی بـارون قشنگـی که زمـینو ارامـش میده 8-^
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی اینکه با دوسته قدیمیت به عکسای دبستانتون نگاه کنید ویاد دوران خوشتون بیفتید :x
 
پاسخ : نوستالـــژی

ینی اینکه ناظم بیاد تو کلاس و بگه بچه ها آخر هفته میخوایم بریم اردو . تمام روزارو تا آخر هفته با دوستای دبستانیت لیست بنویسی واسه اردو ...
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی اون‌موقع ها که تهران زندگی ‌می‌کردین و می‌رفتین فروشگاه شهروند و تو هم تو اون چرخ‌دستی ها می‌نشستی 8-^
نوستالژی یعنی اون شیرینی‌هایی که مامانت می‌پخت و تو عاشق اونا بودی و بازم دلت از اونا می‌خواد :-"
نوستالژی یعنی شامپوی گلرنگ و عکس خرس روش :x یعنی شامپوی اوه و کله‌ی جوجه‌ی روش ;D
نوستالژی یعنی وقتی مدرستون تعطیل می‌شد به سمت مغازه کنارش یورش می‌بردین ;D و بستنی میوه‌ای می‌خریدین و می‌پریدین تو سرویس و راننده هم صدای ضبطُ تا ته بلند می‌کرد و کلی کیف می‌کردین ;D
نوستالژی یعنی بزرگ شدن با آهنگای لیلافروهر و هنگامه و سپیده و کامران و هومن و منصور و اندی و ... :-"
نوستالژی یعنی بقالی دریانژاد ;;) یعنی بستنی زی‌زی گولو :x
نوستالژی یعنی دیدن مراسم پایان حروف الفبای کلاس اول و جشن تکلیف کلاس سوم 8-^
 
پاسخ : نوستالـــژی


نوستالــژی یعنی اون آدامس خرسیــایی که میخریدیم همه رو مینداختیم تو دهنمون یهو... ;;)
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی یعنی منی که بی خیال دنیا شدم..
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی ینی، ینی چتری میذاری و یاد خواهرت که الان نیستش و ازت دوره میفتی که تو بچگی هرموقع موهاتو کوتاه میکردی و چتری میذاشتی میگف: نمکی شدی. بعدشم کلی قلقلکت میداد.. هــعی :-< 8-|
 
پاسخ : نوستالـــژی

نوستالژی ینی داری تو خیابون میری، چشمت به یه دستفروش میفته که ازین فرفرک چوبیا داره... و دلت بخواد مث بچگیات یکی ازینا داشته باشی ;;)

fer.jpg



نوستالژی ینی بری شیرینی فروشی ازین شیرینی نعل اسبیا ببینی و یادت بیاد تو بچگیات اکثر مواقع همین شیرینی رو میخوردی (بعلت کمبود تنوع :دی ) و باباتو مجبور کنی از همین بخره و نه چیز دیگه ، در صورتیکه تو بچگیت بشدت از شیرینی خشک متنفر بودی :))


نوستالژی ینی سیب زمینی آتیشی توی تین پر از آتیش روی پشت بوم...

نوستالژی یعنی دمپایی پلاستیکی جلو بسته :))

نوستالژی ینی تو راه دانشگا روی لبه جدول راه رفتن در حالیکه دستا رو واسه تعادل (مثلا!) باز نگه داشتی، همون طور که قبلن تو راه مدرسه این کارو می کردی 8-^

نوستالژی ینی چایی شیرینتو با قاشق بخوری ;D

نوستالژِی ینی ماریو فو اور و تیکن و شورش در شهر 8-^

نوستالژِی ینی قاطی کردن پلو با خورش =)) مث بچگیا :))

نوستالژِی ینی بوی اسپند... بوی عود...

نوستالژِی ینی استرس امتحان و کارنامه حتی 8-^ و وعده ی سر خرمن مامان و بابا ک اگه 20 شی واست فلان کارو میکنم :))

نوستالژِی ینی رنگ آبی کاربنی. رنگ فرم دبستان و راهنماییت! رنگی که همیشه ازش متنفر بودی! رنگ میله ی تابلوی سر کوچه ها و نیسان آبی حتی :)) نوستالژِ یعنی بعدِ این همه مدّت به این رنگ علاقمند شی 8-^

نوستالژی ینی نشستن روی صندلیای عقبِ اتوبوسِ مسافرتی و دسته جمعی شعر خوندن تا رسیدن به مقصد... یا حتی نسشتن روی اون صندلی که روی تایر اتوبوسه و از بچگی فکر میکردی این صندلی مخصوص بچه هاست که پاشون راحت به زمین برسه :))

نوستالژی حتی یعنی ساپورت که همون شورت و جوراب بچگیمونه ;D

نوستالژِ ینی سرماخوردگی و آمپول :-s


نوستالژِ ینی پیکانِ قرمزِ داییِ پسر داییه مامان ! از وقتی یادمه داشتتش تا همین الان :))

نوستالژی ینی بوی خمیر دندون حاوی فلوراید :)) اصن کابوس اون روزایی رو تو ذهن آدم تداعی میکنه که تو دبستان اون فلورایدای آبی (دهان شویه!) رو به زور تو حلقمون می کردن و ماهم با هزار کلک ازش فرار میکردیمو به زرنگی خودمون افتخار میکردیم :)) آخر سال هم بطریمون پره پر میموند :دی احمق بودیم که حالا به این روز افتادیم هر روز یه پامون تو دندونپزشکیه :))

نوستالژی ینی کفش تق تقی :دی که حتی الان به خاطرش تو کلاس سوژه بشی!

نوستالژی ینی تمام اون کار ها و چیزایی که یه زمانی واست عادی بودن، الان فقط بشن خاطره و نوستالژی ... که یهو یادشون میفتی... و دلت می لرزه... لبخند میشینه رو لبت حتی! ... و دلت میخواد تو اون لحظه داشته باشیشون... انجامشون بدی...
خب انجام بده... چ عیبی داری؟ بذا یوقتایی حتی احمق بنظر برسی.. می ارزه به بهای رسیدن به اون حسِ خوبِ گذشته 8-^

-------
پ.ن: این کسره ای که توی همه ی "نوستالژی" هام هست واسه اینه که یادم میرفت شیفت رو رها کنم :))
 
Back
بالا