پاسخ : سپیدمویان سایت!
ینی من قدیمی ام؟

خب سلام.من 4 سال و 1 ماهه که عضو سمپادیا ام.شخصی که منو با سمپادیا آشنا کرد
زهرا جان بود

از لایک کردن پیوسته ی من خسته نمیشی؟

بعد من حدود یکسالی فعالیت خاصی نداشتم فقط میومدم یسری مطلب از نجوم و اینا میخوندم.تازه اون اوایلم که محتوا نداشت پستام اصن

کم کم راه افتادم..
اولین فعالیت جدیم از شب نشینی عید دوم دبیرستانم بود که رفتم پست گذاشتم دیدم کسی محلم نمیده

ولی وسط با سینا رئیسی دعوام شد

روز عید با
محدثه آشنا شدم و همچنان دوستم هست البته کنکوریه

بعد از اون تشکیل گروه خوناشام بود که یه گروهی شدیم عکس پروفایلامونو خون آشام گذاشتیم

ولی این گروه زود از هم پاشید...حدود یه ماه بعدش یه ح.ب ای رو دیدم از
پوریا کریمی[nb]اگه فامیلشو درست گفته باشم
[/nb] که میخواست گروه بزنه بریم بانگ خراب کنیم

ما هم عضو گروهش شدیم ولی از برنامه ی خراب کردنشون عقب موندم.صاحب بانگی که خراب کردن
علی رعنائی بود.ازونجا به بعد ما یه گروه بزرگ شدیم واسه خرابکاری بانگ

و بماند که چقدر وقت تلف کردیم که بانگ خراب کنیم

ما حتی درخواست و سفارشم داشتیم

نمونش
این خدااااااااا

گروه بلایای طبیعی و...
خانواده ی
صدف و
سروناز عمادی[nb]که همچنان بهم پی ام میدیم و باهم در ارتباطیم
[/nb] و
نازنین و خیلی آدم دیگه که نام بردنشون وقت گیره...انقدری بودیم که مثلا از یه ظهر تا عصر یه بانگ 500 تا کامنتی تحویل صدف میدادیم

یه خانواده ی مستقل دیگه که جدا از خانواده ی سمپادیا تشکیل دادیم خودمون.خانواده ی عزتیان که حاصل ازدواج من با تابستون بود تو تاپیک عزت نفس... یه تاپیک دیگه که عروسی من با شپشو جشن گرفتیم

و وسطش پست علمی دادیم....
میدونین پ.خ گروهی از کی محدود شد به پنج تا آدم؟ازون موقه ای که ما پ.خ گروهی زدیم با کلی آدم به علاوه ی ادمینای سایت و ترکوندیم سایتو

با موضوع آدامس خرسی
فهیمه ،
محمد حدادیان و
باریم(فهیمه)[nb]لینک پروفش پیدا نشد

.پ.ن:پیدا پیدا شد.با تشکر از
هستی 
[/nb] و .....خیلی آدم دیگه یه گروه واسه شیطونی کردن بودیم

میتینگمون با
سارینا و بقیه تو کوه صفه
آشناییم با
مهشاد،
رضا سلطانی،
مینا و...همه ش خوب بود
همسرم
فیت(فاطمه جان) و دوقلو هامون
همه شد یه خاطره ی خوب از آدمایی که باهاشون آشنا شدم...ببخشید اگه از کسانی که تو گروهامون بودن از قلم انداختم چون خیلی زیاد بودن اونایی که باید اسم میبردم ولی خیلی رندوم لینک پروفایل یسریشونو پیدا کردم و نام بردم

الانم خیلیاشون نمیان هر جا هستن موفق باشن...
خاطره تعریف کردما

پ.ن:در مورد گروه تلگرامی افشا که حرفشو نمیزنم

ولی خب واقعا شیطونی کردم و ریسک هم بود که طرف کی باشی.گذشت...دیگه چیزی مهم نیس در اون مورد چون ماهیت چیزی که اینجا با آدماش هست برای یکسال به چشم مجازی برام پررنگ شده و خاطره هایی که دیگه برنمیگردن شاید...