گوگولی مگولی
کاربر فوقفعال

- ارسالها
- 136
- امتیاز
- 250
- نام مرکز سمپاد
- farzanehgan
- شهر
- kermanshah
پاسخ : پسر ! باورش شد ((:
دبیر زیستمون یه آقاهَست خیلی اذیت میکنه بچه ها رو ،دیگه همه به خونش تشنه ایم یعنی،بعد شماره منو داره که ساعت کلاسو و کنسلیو و اینا رو با من هماهنگ میکنهه من به بقیه بچه ها میگم:
یه روز تو مدرسه
دوستم:وای دیروز اینقد سرکارش گذاشتم(ش برمیگرده به دبیر زیستمون)،حقمونو ازش گرفتم ،اسکول شده بود و....................
من:واقعا؟
کار خوبی کردی فقط به نظرم پنجشنبه نیا کلاس 
اون:چرا
من:اون اول که باهاش کلاس گرفتیم بهم گفت شماره یکی دیگه از بچه های کلاسو بده که اگه شما در دسترس نبودی یه موقه ، به اون خبر بدم،بعد منم شماره تو رو بهش دادم
باور کرده بود چه جورم
))))رنگش پریده بود
)) و من تا یه ساعت قبل کلاس بهش لو ندادم که بابا سرکارت گذاشتم
دبیر زیستمون یه آقاهَست خیلی اذیت میکنه بچه ها رو ،دیگه همه به خونش تشنه ایم یعنی،بعد شماره منو داره که ساعت کلاسو و کنسلیو و اینا رو با من هماهنگ میکنهه من به بقیه بچه ها میگم:
یه روز تو مدرسه
دوستم:وای دیروز اینقد سرکارش گذاشتم(ش برمیگرده به دبیر زیستمون)،حقمونو ازش گرفتم ،اسکول شده بود و....................
من:واقعا؟
کار خوبی کردی فقط به نظرم پنجشنبه نیا کلاس 
اون:چرا
من:اون اول که باهاش کلاس گرفتیم بهم گفت شماره یکی دیگه از بچه های کلاسو بده که اگه شما در دسترس نبودی یه موقه ، به اون خبر بدم،بعد منم شماره تو رو بهش دادم
باور کرده بود چه جورم
))))رنگش پریده بود
)) و من تا یه ساعت قبل کلاس بهش لو ندادم که بابا سرکارت گذاشتم








بهش گفتم آره دیگه دیشب جشن عقدم بود تو نیومدی؟ X-( X-( بعد دوستان عزیز شروع کردن تعریف از لباس و جشن و شوهر خیالی بنده این بنده خدا هم باورش شده بود که واقا عقد کردم

:-\ :-ss :-ss :-ss :-ss :-ss :-ss
بعد دو دقیقه X-( X-( X-( X-( X-( X-( X-( X-( X-(
حالا بابا به کی بده کار بودی؟ مگه چقد بوده؟( به حالت عصبانیت)
