من با خانوادم سر مسائل خیلی جزئی اختلاف داریم
چون هم من لجباز هستم و مادرم
اکثر اوقات یا کوتاه نمیایم و موضوع کاملا جدی میشه
یا من کوتاه میام یا مامانم
که البتهد برام خیلی دردسر ساز هست و نمیدونم چکار باید بکنم
تو خانواده ی ما ، هیچ کدوممون نمی تونیم هم دیگرو درک کنیم! دلیلش رو درست نمی دونم ولی شاید به خاطر مشغله ی بیش از حد والدین باشه!
پدر و مادر فکر چیزایی هستن که من اصلا برام اهمیت نداره.... و بالعکس! دیدگاهی که من دارم اینه که والدین گرام هیچ گونه درکی از احوال یک به اصطلاح نوجوان ندارند!
حالت نگاه عاقل اندر سفیه و نصیحت مادرانه / پدرانه هم زیاد مشاهده می شود که هیچ قابل تحمل نیست...
به شخصه گاهی اوقات پشیمون می شم از این که مسئله ای رو باهاشون در میون بگذارم...
و در کل ترجیح می دم با خودم صمیمی باشم تا با اونا!
ای بابا. . .
تو نظر سنجی بالا شرکت کردم "ازشون دورم رو زدم"
بعد که نتایج اومد دیدم 40 نفر مث منن
ولی
50 نفر!!!! صمیمین!!! وای خدایا آخه چرا
حسودیم شد به اون 50 نفر
ولی مطمئنم نمی تونم رابطمو باهاشون صمیمی تر کنم
وقتی اعتماد از بین بره همه چی ینی از بین میره
وقتی ....... وقتی ......وقتی. . .
هی . . .
اشکال نداره
با مامانم و بابام رابطمون خوبه با داداشم خیلی صمیمی هستیم ولی دعوا هم زیاد می کنیم
البته خیلی از وقتا توی اتاقم صرف میشه یا پای کامپیوتر یا چیزای مختلف
ولی وقتی تو جمع خانواده هستم بحثای مختلف می کنیم حرف می زنیم خوبه رابطمون .
البته با مامانم شاید بشه گفتم صمیمی تر از بابام هستم چون بیشتر می تونم باهاش به توافق برسم