• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

مهرناز نمیاد دیگه. ینی خیلی وقته که نیومده و فکر نمیکنم هم بیاد.
یوزر فعلیش "مشکی پوش" هستش.
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

آقا ما اول که عوض شده بودیم ، از فاصله ی هف هش ده کیلومتری ِ کاربر قدیمیا و خاک خورده ها رد نمیشدیم اصن . :-" :))
بعد حالا خودمون نوش ِ جان‌ش کردیم فهمیدیم چیز ِ خاصی نیس .
من حالا خیلیَم قدیمی نیستم ، 2011 عضو شدم ، اون موقع اصن سایت مثه الان رسمی نبود ، یه جورایی دوستانه تر بود .

Limooo torsh خیلی دوس داشتنی و مهربون بود،اولین بار که باهاش هم صحبت شدم مال ِ موقعی بود که تو انجمن سیاست یه چیزی گفته بودم خوشش اومده بود ... کلا خیلی گل بود . یه مدت هم مدیر انجمن ِ گفت و شنود بود .
ولی خیلی وقته آن نشده ، بی خداحافظی رفت :-< امسال کنکور داره.

Amir - Eblis الان زیاد نمیان ، ولی اون موقعا توی تاپیک ِ سربازی کلی کل کل میکردیم با هم :)) الان میرم پستام رو میخونم کلا نا امید میشم از خودم ، خیلی غیر منطقی بود بعضی حرفام.توی انجمن ورزش هم با پرسپلیسی‎‌ـا هی کل کل میکردیم ;Dیادمه تو انجمن سیاست هم زیاد فعالیت میکردن ، یه اکیپ هم بودن کلا همشون ابلیس بودن . 8-^

شوکوهــ یکی از بهترین مدیرا بود ، دخدر خوبی و بود و هست!هنوزم هر از گاهی میاد . 8-^

مــــَه شیــــــــد هم خیلی وقته نمیاد ، یادمه مدیر انجمن روانشناسی بود . توی تاپیک تک فرزندی ، خوب یا بد کلی بحث کردیم با هم ;D

نر‌‌‌‌‌گس² هم کلی واسه کتب مجلات و کتاب خونی گروهی زحمت میکشید . اونم رفت ... شهریور رفت فک کنم!
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از محمّد :
آقا من از همه قدیمی ترم. یکی هم از من بگه . منو یادتون نمیاد؟ :دی

شما آقای ؟:))

من منظورم از فرشاد ، فرشیدمون بودا :)) آروین ُ من اصن یادم نبود ؛ سلام می کنم به آروین ِ عزیز ، که سال های سال در کنار هم

خاطره آفرینی کردیم که آروین ُ اینطوری نگا نکنین .

بچه ها ، بیاین در سال نود و دو کینه ها رو بزارین کنار ، از من تعریف کنین .
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از همکلاسی !‌ :
فرشادمون که رف خارج ، اچ آی وی مثبت برگشت :))
:)) تکذیب آقا! HIV ندارم، کیسا رو نپرون
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

چقدر یه سری حرفا که میزنن بعضیا منو قلقلک میده یه سری چیزا رو بگم!!!!
یه نفرم این وسط بدجور رو اعصابمه !!! وقتی گفتم باز اون لقبای قدیمیت احیا شد نگی چرا؟ X-(
بر خلاف نظر ندا من هنوز عوض نشدم
همینجوری پیش بره ... آره!
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از 3PDE.F :
جدی>؟!! من معمولا به کسی حرف بد نمیزنم اقا بگو...چی گفتم!!؟ ;D

تو اف بی گفتم بهت!!! حالا اینجا تکرار نکنی که ...

به نقل از همکلاسی !‌ :
بچه ها من انقد خوشالم اینارو خوندم بعضیاشو ، باورتون نمیشه ، چقد باهاتون خاطره دارم واقعن و چقد ناراحتم که بعــــضی وقتا

یه جوابایی می دادم که کلف بود :)))))حالا کار نداریم ، بیاین ُ من اسم نبرم ، ولی خب ، خیلی ارادت دارم به خیلیاتون آرمان حالا

میخوای نگو چه فحشایی دادم . من تا دعوا میشد زنگ می زدم بذرکار، میگفتم ممد بیا که دعواس ، بعد میومدم اینجا یه دو کلمه

حرف میزدم وهیزم میریختم رو آتیش، بعد میرفتم تو ژانر این ریش سفیدا به ممدمطهری میگفتم ممد ببین تورو خدا این جوونارو نگا:))


برو بچه خونگی! ;D

یادمه من دعوا را مینداختم تو میومدی وسط :)) هرچی رشته کرده بودم سعی میکردی پنبه کنی!!!! ولی ...
:P


یه آدم مغرور !!! اعتماد به نفس !!!! بگم ازت؟ اول دیدمش مثل این طرفدارای ساسی مانکن بود

به نقل از محمد دال :
فکر نمی کنم اکثریت دوست می داشتن
اون پست های عجیب و غریب را احداقل من که بدم میومد جناب ارمان اریا

:|


به نقل از ندا مکرم :
ArmAn AriA، یه جور عجیبی بود و هست! اون موقعا اعتراف می‌کنم خیلی رو اعصابم بود :د اخلاق خاصی داشت. عوض شده دیگه البته فکر کنم :)

دستت درد نکنه!!!!


به نقل از hermes :
آرمان:|امين قيافته:|

:لایک تحویل بگیر اینو فعلا

:))
به نقل از فهــــیم :
من 2010 اومدم اینجا عضو شدم، بجز سال اولش دیگه فعال نبودم ولی همواره رصدگر فعالیت ها و اغتشاش ها بودم! :-"
+astronomer_girl بودم اون وقتا.

مطهری: خیلی درک نمی کنم این بشر رو! بیش از حد خشک بود اون موقعا ولی الان خوش اخلاق شده.
شاخ تو کارای اقتصادی و مدیریتی. سالی یه پست میداد!
اولین باری که دیدم تو ح.ب پست داده چند ثانیه به این حالت بودم: :o


ممد؟؟؟ تو ح-ب پست دادی؟؟؟؟؟ :o



آرمان.ز: مغرور! :| اهلِ کل! خودشیفه و دارای اعتماد به سقف. :|
موقع خونه تکونی بود یادمه، با دوستم نقشه ریخته بودیم باهاش کل کل کنیم. :P
حقیقتا شاعر خوبی بود و اولین بار که شعرشو تو نشریه خوندم کفم برید.

اگر خودپسندم بدان عاقلم!!!! خدایم سرشته طلا با گلم!
:|
;D
شاعر خوبی هست عزیز من!!!!! شاعر خوبی هست!!!!

هرکاری میکردم تو و اون 2تا دوستات میومدین فاز منفی میگرفتین ;D


به نقل از علیرضا ح. :
ArmAn AriA :
اون زمانی که من تازه عضو شده بودم ، آرمان مدیر ِ شعر پارسی بود . منم که اون زمان فقط تو این انجمن فعالیت می کردم . آقا چقد اسپم می دادم و چقد تاپیک بیخود میزدم . ;D بنده خدا میومد پاک می کرد ، منم یه بار دیگه کفری شدم یه تاپیک زدم « مرگ بر ArmAn AriA » :)) . اصن هنوزم که هنوزه شرمسارم پیش ِ این مدیر انجمن .

من تورو عفو کردم فرزندم شرمسار نباش
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

تو اف بی گفتم بهت!!! حالا اینجا تکرار نکنی که ...
ای آقا من اصن تو فیسبوک با شما فرند نیستم که! چه قاراشمیشی شده : ))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

یاد بابا امیر ابلیس منم به خیر ....

× قدیمی نیستم بن شدم ! :د

oh eshtebah shod

ghadimi hastam ban shodam !

:di
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

melika :) کاربری که واقعا ازکاربرای عالی سمپادیا بود
متاسفانه واسه کنکورش سایت نمیاد 8یا 9ماهه :-<
جاش واقعا خالیه
خداکنه برگرده سایت ;;)
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به به و به به :د

پیشنوشت :با عرض معذرت که یکم طولانی شد :-" دیگه خب آقا کلیم چکیده کردم :د 8-^

یادمه علی.ع رو میخاسّن مدیر نظرات و پیشنهاد ها بکنن :>
بعد اون باری که سال کنکورش بود دعوا کرده بود و آقای مطهری و اینا ؛ اصن همه عصبانی ؛ من یادش میفتم کلی خندم میگیره
کلا من یاد انتقاد میفتم با اون انجمن مخفیه که هر وقت بحث حساس میشد میگفتن بریم اونجا :د
بعد ایشون سال کنکورشم دو ماهشو فقط سعی کرد نیاد سایت؛بعله چنین انسان کول و شاخی اصن :د

بعد یه دستای پشت پرده ایم بودن سی اف یاهو میذاشتن و افشای حقایق اینا ؛ اونارم من نشناختم ولی شاخ بودن هر کی بودن :))

بعد وحید بود و فرشید و هسپراید - بعد از مدتی مهران و سروش -با اون یکی حسین
اینا کلا انجمن اعتقادی رو محل قوی ای کرده بودن تو سایت ؛ استدلال و منطق و اینا خیلی به کار میبردن
یه تاپیکی هم بود راجع به سنگسار ؛ اون دو سه روز خیلی داغ بود بحثش ؛ از حرف بزنِ الان بیشتر :د
بعد اون میزگرد اثبات وجود خدا رو یادمه ؛ خیلی استدلالای خوبی بود توش؛ حیف که قطع شد

پگاه و شادی و سپیده رو سر جریان پارکور و سربازی و اینا شناختم :د چرا دخترا سربازی نمیرن و اینا ؛ سپیده رم اسمشو نمیتونسم بخونم هیچوقت:د
کلی زحمت میدادم به خودم که بگم تری پی دی ای اینا:د

تهمینه عم یادمه یه تاپیک زده بود پشه ها شبا کجا میخوابن :د کلی منو به فکر وا داشت اصن :-??

بعد اون یکی پگاه و صدف و یه آقایی که بک استریت بوی بود یوزرشون فک کنم با یه نفر دیگه که اسمش علیرضا بود و یه خانم دیگه
اینا کلا تو نجوم و فیزیک خیلی اکتیو بودن؛من هی سعی میکردم خودمو وارد بحثشون کنما هی نمیشد :))
سمانه عم بود 8-^

بعد علی پاشا بود که سال کنکورش مدیر هوا فضا اینا بود؟ آواتار هواپیمایی ِ اوشون رو هم هر وقت به هوافضا نگا میکنم یادم میاد:د

بعد پارسال بعد کنکور 91 بود میخواستیم جو رو عوض کنیم و اینا
اونم یادمه که علی.ع و مهران سرپرستی میکردن
کنکوریای 91 ـم برگردوندن یه سریشونو

بعد سروش خیلی تو اعتقادی پست میداد
درخواست مدیریت معما و هوش بود فک کنم اولین بار که رد شد خیلی خوفناک شده بود اصن :-"

به من گفته بودن به آرمان آریا سعی کن کاری نداشته باشی
چون در موارد احتمالی مثکه عصبانی میشدن ایشون :د
خلاصه من برخوردی نداشتم دیگه ؛ شاعر خوبی "هستن" :-"


بعد ازونور سارا.ح و پرستو و ریحانه (همستر ِ ریحانه یادمه:د کلوز :د چیــــــــش ؛ خوبستین ؟ لهجه منم مسخره میکرد تازه :)) )
سارا کلا لحن صحبت کردنش ویژست 8-^ پرستو جون اینا :د خلاقیت

بعد یه دوره ایم بود عماد و یاشار و ناهید و مریم (پنتر با پانتر ؛ مسئله اینست حتی :))) داخلی بودن
اواخرش ختم شد به اون میتینگه
خلاصه این دوره از فیوریتای فعالیت منه ؛ ست آبیم داشتم تازه :د

بعد من ؟! و ام جی اچ نانو رو نمیتونسم تشخیص بدم از هم:د
یکیشون بعد المپیاد کلی به من روحیه داد اصن ؛ همونشونه که شریف دیدیمش فک کنم ؛ خلاصه این دوتارم خیلی خاطره دارم
خصوصا اون تاپیکه که آواتار بالاییت چیه
یادمه آواتارای ام جی اچ نانو همیشه گوسفند بود:د

بعد این اقای حریریان اسفند 89 بود فکر کنم که بنده نقشه قتل ایشونم کشیده بودم حتی :))
بس انتقاد بیجا کردن از من ؛ خیلیم بیجا بود تازه :)) یبارم پست حرف بزن منو پاک کرد ایشون ؛ تو قوانین نوشته بود روزی یه پست
بعد ازونجایی که روز 24 ساعته و پستای من 22 ساعت اختلاف زمانی داشتن پاک شد یکیشون :)) چنین دقتی :د
دور از شوخی کلا نوشتارشون عالیه :د به شدتم شخصیت مورد پسند و اینا :د

هنگامه و سها و تارا رو هم یادمه
هنگامه کلا آواتارش نوستالژیه
سهاعم مدیر معما و هوش بود یه زمانی:د تارام موسیقی ؛ خیلی انسانهای خوبی بودن اصن 8-^

منا و سیما :x
سیما رو از رو آواتاراش میشناختم من:د
من آخرش نفهمیدم کی وقتی منا مدیر داخلی شد بش گفت سوسک تهه اسمشو ورداره
ولی هر کی بود نمیدونست بنیان خانواده ی سوسکی ما خیلی قویتر از این حرفاس :)) به اسم نیست اصن به دله :-" :))
لیدی گاگا عم که اصن :د

بعد این پروفشنال بودا _هومن_ هی به من میگف ساردین و ساندیس و اینا ؛ کوجاست این بچه؟غیب شده :د

آرمیتا و ندا /m\ آرمیتا به شدت انسان باهوشی بود ؛ روباتیکشم خوف بود تازه:د

بعد بیتا عم بود که اونم خیلی فعال بود ؛ مدیر شناختم بود

بعد من همیشه فک میکردم همکلاسی همون آقای سعید زارعیانه :-" اصن هیشکی واسه من توضیح نمیداد اینا فرق دارن :-<

بچه های تهران ؛ مهشید و ملیکا و نرگس ؛بعدم ساینا و گولی :د اصن همشون عالین 8-^ 8-^
(شکور تو خاطرات من به نرگس وصله:د اون دعوا ورزشیا 8-^ ورزشِ شکور 8-^)

سیاوش و رضا هندسام
آخرش نفهمیدم ایشونا فامیل بودن ؟
انی وی شعرای رضا عالی بود
سیاوشم که کلا کتاب و ریاضی خیلی دوس میداش :-"

کوروش و امیر ابلیس ؛ ا نظر من ستونای فانن اصن :)) دعواهای فان حتی 8-^

بعد نیلوفرم که کنکوریه الان 8-^ خیلی فهمیده بود و اینا

بعد نیما و پارسا عم هستن
پارسا که اصن نابغه اینا
نیما منو یاد درستکاری و انسانیت میندازه بهرحال :-"

آروینم که منو یاد بن شدنش میندازه :)) چقدر چو دادیم ما اصن اونموقع :-"
اصن زشته ملت بن میشن چیش :د

بعد یه تاپیکی بود سمادیای ترک زبان ؛ بعد بعضی وقتاداخلش فوشِ ترکی داده میشد و اینا من نمیفمیدم
بعد 4245 هی میومد منو آگاه میکرد :))
تهشم لولیع :x مدیر شد که بفمه دوستان به ترکی چی میگن :)) 8-^ بهرحال من یاد نگرفتم کماکان :د

ها اینم هست :-" من همیشه فکر میکردم جواد که باهوش گذاشته تهه اسمش از من که جون داشت تهه اسمم خودشیفته تره
بعدها فهمیدم اصنم خودشیفته نیست تازه خیلیم شریف و ایناست :د اصن سعی کنین سطحی نگاه نکنین :-پند :د

مطمئنم یه سری زیادیشو از قلم انداختم ؛ بعدا اضافه می شود ;D

×بعد الان اینهمه تعریف کردم و اینا صرفا به خاطر دلتنگیه همش :-" :-" :-"

دیدی آواتار گونی دار ِ سروشُ هیتلر ِ مهران یادم رف :-" اینا :د

+برد حافظه من کوتاهه :)) الان سه روز ازین سه سالم یادم نیست حتی :)) صرفا خیلی عالی بود :د این خاطراتیم که گفتم خیلی قدیمین از نظر حافظه ی من :-"

×معماهای بومی یادتونه ؟ 8-^

به نقل از سیما :
سارینا خلاصش کن اصن حسش نی بخونم (:|
با احساسات یه بچه ی کنکوری بدبخ چیکار میکنن اصن :))
دو تا بندشو حذف کردم
دیگه بیش از این نتوانم نتوانم اصن :)))
 
Back
بالا