• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

بچه ها من انقد خوشالم اینارو خوندم بعضیاشو ، باورتون نمیشه ، چقد باهاتون خاطره دارم واقعن و چقد ناراحتم که بعــــضی وقتا

یه جوابایی می دادم که کلف بود :)))))حالا کار نداریم ، بیاین ُ من اسم نبرم ، ولی خب ، خیلی ارادت دارم به خیلیاتون آرمان حالا

میخوای نگو چه فحشایی دادم . من تا دعوا میشد زنگ می زدم بذرکار، میگفتم ممد بیا که دعواس ، بعد میومدم اینجا یه دو کلمه

حرف میزدم وهیزم میریختم رو آتیش، بعد میرفتم تو ژانر این ریش سفیدا به ممدمطهری میگفتم ممد ببین تورو خدا این جوونارو نگا:))

خب ترتیب که مهم نیس ، ولی خب ، آرمان ، نیما :-؟ ، شادی و پگاه ( اصفهون ) ، دیگه کی ، آها :)) اوه جریان نیما و امیر یادتونه

؟ :)))) حالا بگذریم :))

از سارا چه خبر ؟

ولی، علیمون ، که اذیتش کردیم ، آخه خیلی حرف میزد :)) ، بعد :-؟ فرازمون ، که نصف عمر ممد مطهری از استرس فراز رف :)))

امیر و نیما، که من رفتم مشهد واقعن استفبال تو همایششون عالی بود . فرشادمون که رف خارج ، اچ آی وی مثبت برگشت :))

دیگه :-؟ من الان خب شاید یادم نباشه !

ندامون ، که من هنوزم بعد 4-5 سال بهش میگم ، دیگه رفته رجایی سایـــَش سنگینه مدیر ، مهرانــمون ، که یه رگ قزوینی داره ،

دیگه خدمتت عرض کنم ، محسنمون که من به شخصه دوسش داشتم اگه چیزی بهش گفتم ، هسپراید که خب، یه شب و باهم

بودیم تو کویر ، بعد امین موزی ، که حالا شماها نمی شناسین ولی خوبه . بچه ها چیرا نگفتین من انقد قشنگم ؟:)) هی گفتین

عکاس چرا :))

سهامون ، خواهرمون .

حالا ما یه دوری بزنیم یادمون بیاد
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از 3PDE.F :
سارا حقیقی: من اولا تریپ بچه مثبت اینا بودم خیلی...کلا خیلی بد بودم با این شخص بعد دیدم نه خیلی ادم لایکیه :))منو ببخش سارا ;D لاو یو ;D

فداى تو :))
چشات Like ميبينه ♥ :))
منم lov u:-*





به نقل از آرمان حقیقی :
همین کوزت که از همون موقع ها بود.

همين کوزت انگار يه موجوديه وسط سايت افتاده =))






به نقل از همکلاسی !‌ :
از سارا چه خبر ؟
دست بوسم سعيد جان:))
اعلام حضور کردم:))








به نقل از .!؟ :
سارا حقيقي : موقه هايي كه زرت زرت بن ميشد:د! :-??

از بعضيا بپرس چراااااا واقعن ؟:-" :)))
بعله
مريم ميس يو ♥








به نقل از ندا مکرم :
سارا حقیقی :)) اعتراف می‌کنم وقتی می‌دیدم دوباره اکانت ساختی و ماجراها از نو، می‌خواستم موهامو بکنم :))) ولی الان دختر خیلی خوبی و پرانرژی و باحالی هستی :د :x خانووم شدی :د



دقيقا خودمم هدفم يادم نيس =))
بحله مرسى ♥
خانوم شدم وقتشه عروسم کنن:-"









به نقل از فهــــیم :
سارا حقیقی: چقد من الکی بهش منفی میدادم! :)) بعد یه مدت خیلی دلچسب شد.
خـــــــیلی رک بود. ;D کسی نبود خبر نداشته باشه با مطهری خوب نیست.

قربون دستت تو زحمت افتادى:))
منفى هاتم دوس ميدارم عزيزم:))
اسم ممدو جلو من نيار:))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از 3ggerman :
بعد بکس نیشابورم اونموقع یکی از قویترین باندهای سایت بودن : آرمان.ز , iverson که همون سروش فرشچین که کوروش توضیح داد , رشید شاملی , مهران محمودی , که بعد dr.eniac بهشون پیوست :دی اینا کلا توی اختشاش اینجاد کردنه سالم خیلی فعال بودن :دی تاپیک های اعتراضی اکثرا توسط این گروه رهبری میشد و البته کلی هم خوش میگذشت ! همین گروه ما بارها بارها تا نیمه های شب بیدار میموندیم تا گرگ بیانیه شو بزنه !
من و اختشاش؟؟؟ :دی
تنها چیزی که یادمه این بود که من یه سوال پرسیدم تو تاپیک اختشاشات، قرار بود مشاور معاون شم سر همین سوال پرید :>
به نقل از ندا مکرم :
رشید شاملی اون اواخر مسئول نشریه شده بود؛ و یادمه همیشه باهاش بحث داشتم که خیلی کارها رو پیچیده می‌کنی مثل روند کارای اداری :))
چقدرم که تیم حرف گوش کون بود ما شالله
:)) یادمه که می خواستم سعی کنم جدی و منظبت باشم ولی خب نشد و نشریه هم دوومی نیوورد :(


کلا بهترین خاطراتی که یادم میاد از سمپادیا این بود اون اوایل همیشه منو محمدحسین و یکی دیگه(اسمش ویدا بود،نام کاربریش یادم نیس) گند می زدیم به سایت با اسپم ها :))
بدترینشم این بود که درخواست رابط نشریه شدن دادم. بم گفتن اوکی منم به دوسام گفتم بد دیدم مهران رابط شده :دی

*دوتا از بچه های گل سایت رو هم مشهد دیدم و شامم رفتیم بیرون، حسین (هسپراید) و نیما (که خیلی بش زحمت دادم من اون زمانا :دی ) ترسمونم همش این بود که نکنه یک فرد خاصو ببینیم :))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از رشید شاملی :
ترسمونم همش این بود که نکنه یک فرد خاصو ببینیم :))
=))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از محمد دال :
از قضا سرکار مکرم من معتقدم یه عده خیلی در ذهن می مانند مثل خود شما با اینکه تقریبا با هم هیچ اصطکاکی نداشتیم ولی من شما را از اون اولا بادمه
میدونید برای اون اواتار قبلیتون یه عکس از طرح ترمه‏(‏اگه اسمشو درست بدونم؟‏)‏ بود و این خیلی تو ذهن می مانه چون یه جوری اواتار با هویتی بود
همون طور که هنوز جامدادی شش سال پیش یکی از رفیقام ه طرح فرش بود را یادمه ولی خود اون رفیق را یادم نیست‏!‏
چه‌قدر جالب، اصلاً فکر نمی‌کردم کسی یادش مونده باشه آواتارم رو! دوباره گذاشتمش :د

به نقل از صُبهان :
لازمه بگم خوش‌دست درسته خوشدست غلطه :دی
:))) من معذرت می‌خوام :د

به نقل از کوزت :
دقيقا خودمم هدفم يادم نيس =))
بحله مرسى ♥
خانوم شدم وقتشه عروسم کنن:-"
باشه، شما کنکورت رو خوب بده، من خودم آستین می‌زنم بالا واسه‌ت :د جدی نگـرانـمــــا! :د :))

به نقل از رشید شاملی :
چقدرم که تیم حرف گوش کون بود ما شالله
:)) یادمه که می خواستم سعی کنم جدی و منظبت باشم ولی خب نشد و نشریه هم دوومی نیوورد :(
:))
همون مشکلی بود که گفتم: یه سفینه رو کلی بهش متعلقات وصل کنی و گنده‌ش یکنی و تجهیزات و اینا، ولی انقدر بزرگ شده که استارت رو که می‌زنی، می‌ترکه یهو!
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

منم یه خاطره بگم :))
اقا یادتونه یه نگاری بود تو سمپادیا؟ :-" نگار 73 بود تو شعر و گرگ و.... :-"
اقا اینا سال اول که بودیم یه روز اومدن تو مدرسه گفتن: ریحانه چجوری باید اسپم بدیم؟چه کلیدیو باید بزنیم تا اسپم بشه؟ :)) بنده خدا فک می کرد این اسپمم یه چیزی تو مایه های buzz و ایناست :))

یادمه همون اوایل فعالیتم تو یه تاپیکی یکم بحث سیاسی شد مام جوگیر یه چند تا حرف دادیم و با یکی بحثمون شد و اینا بعد اون تاپیکه قفل شد :)) بعد کسی که باش داشتیم بحث می کردیم برگشت به من پ.خ داد که من از همه ی این حرفا اسکرین شات گرفتم و میدم به فلانو پدرتو در میارم :)) اقا من تا2ماه نگران بودم هروق مدرسه صدام می زنه نکنه مال همین باشه :)) اسمش گلبرگ بود :)) :))

یادش بخیر...احمدرضا...!از شخصیت های فوق العاده قابل احترام!

احسان مهدوی :)) چقدر سر اون قضیه دعوامون شد :)) :)) پسر جالبی بود :))

ارمان ز ازون ادمایی که همیشه با همه.... :-" من یه جمله ازش فقط تو ذهنمه که می گفت: دخترا مثل گلن هر گلم یه رنگ و بویی داره...!هیچ وقت نسبت بش احساس خوبی نداشتم ;)

مستر ارمان حقیقی :)) یکی از انگیزه های اصلی درس خوندنم :)) :)) ایپد و ... :-" کلا خیلی انسان شریف و خوبی هستند ایشون ;D و خیلی هم کمک می کنن و اینا... ;D الهه یونان...عمه جان =))

فرشید >:D< >:D< اصن این بشر عالیه >:D< البته اون اوایل که من بودم یه مدت بود بعد نمی دونم چی شد رفت باز دوباره تابستونش اومد :)) بد اخلاقش اون اوایل خیلی داغون بود :)) کلا ترسناک بود اوایل ;D ولی واقعا ادم خوبیه :)) خارج جان :))
ندا مکرم :)) بیشتر عکسای اف بیش تو ذهنم نقش بسته :)) مث اقا نورانی بود تو عکساش :))
مریم مشایخی اگه بگن 10 تا ادم با مرامو تو سمپادیا نام ببر یکیش همین خانوم مشایخی هست ;D اصن عالیا :x حیف شد اومد مشهد به ما دیر خبر رسید نشد زیارتش کنیم :-< یادمه همون اوایل یه دعوایی شده بود خیلی هوای منو داشت :))
پدرام 4245 انقد ازش بدم میومد که خدا میدونه :))اخه یه بار بش گفتم پدی بش برخورد :)) ولی از تابستون اون روشو دیدم :)) خیلی ادم باحالیه :)) اردبیل مرکزه یا تبریز؟ :))استارایین شما؟ =))
محسن :)) یادته اون اوایل دعوامون شد؟ :)) سر نقاشی بود چی بود؟ :)) یعنی ازون انسان های دووجهی ;D ادم هیچ وقت نمیتونه درست درکش کنه :)) یه زمانی دشمن ،بعد دوست الان غریبه :))
نگیــــــــن خوشدامن :x هرچقد ادم ازین دختر و گلیاش بگه کم گفته :x همایش مشهد :x اخر شب :x :x :x اصن فوق العادست ;D
محمدرضا128 فک کنم با هم تقریبا عضو شدیم :-? اون اوایل واقعا مث داداشمم بود تا همین تابستون...اما دیگه از تابستون.... ;D بگذریم ;D شوهرم بود تو خونواده اول :)) جزو اولین دوستام بودن تو سمپادیا :))
.!؟ شب توی اغوش گرمش :)) خیلی قدش بلنده :)) ازون تیپ شخصیتایی که خیلی به شخصیت من نزدیکه،واسه همین با اینکه دیر دوس شدیم اما خیلی زود حتی صمیمی تز از خیلیای دیگه شد و الان جزو بهترین دوستای زندگیمه >:D<
انیاک هــــــــی :|یادش بخیر وی پی ان فروشی راه انداخته بودیم :)) اون وی پی ان می داد من می فروختم :)) بعد تو همایش رضا صادقی سارا رفت پول اون وی پی انایی که فروختمو بش بده بعد این اومد بم پس بده :)) خانوم قاضی زاده :)) :))
عماد پورفتح الله تو همایش :)) :))
هومن خاکستریان سر یه بنده خدایی دعوامون شده بود :))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

آقا من از همه قدیمی ترم. یکی هم از من بگه . منو یادتون نمیاد؟ :دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از محمّد :
آقا من از همه قدیمی ترم. یکی هم از من بگه . منو یادتون نمیاد؟ :دی
اینقد تخسی شما خب کسی نه جرات داره چیزی بگه و تازه عده ی کثیری فقط یه غول بیابون در نظرشون میاد :-"(از جمله من :-")
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از محمّد :
آقا من از همه قدیمی ترم. یکی هم از من بگه . منو یادتون نمیاد؟ :دی

احتمالا به خاطر اینه که خیلی‌ـا از جدی بودنت یاد کردن و همه باهاش موافقن برای همین تکرارش نکردن. :-" یه دلیل دیگه‌ش هم میتونه این باشه که شما قدیمی هستی، ولی «رفته» نیستی! :د
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

خیلی دلم برا اینجا تنگ شده بود ، فک کردم بهترین راه برطرف کردن این دل تنگی اینجا نوشتن ـه ...

راستش نمیدونم از کی شروع کنم ! اِسمایی که میگم ترتیب خاصی ندارن ، همشون یهو به ذهنم میرسن...

بله ! TnT آروین...

خب من آروین رو از 4 سال پیش , از همون موقع که اومدم سایت شناختم ولی این شناخت در حد دونستن اسم ش بود و اینکه اهل اورمیه اس , از یه سال پیش و همزمان با امتحانات نهایی بحث درمورد امتحانات و اینا شروع شد و شناخت من به نسبت بیشتر از قبل...
یه مقدار بداخلاق بنظرمیاد :-" ولی اصلا اینطوری نیس و واقعا نسبت به همسن های خودمون درک فوق العاده بالایی داره , یه نمه بدجنس هم هس ;D
یادمه اولین باری که باهاش حرف زدم , سال اول دبیرستان بودیم ، یه اشکال ریاضی ازش پرسیدم اونم بجای جواب دادن و اینا دعوام کرد :)) ، عالی اصن ;D

4245 پدرام ِ خرخون !

باتوجه به اینکه چند ماهه کلا خبری ازش نیس ، معلومه داره عین چی درس میخونه :-"
حقیقت با پدرام هم از 4 سال پیش آشنا بودم ولی بازم شناخت م در حد دونستن اسم ش بود ;D ، تابستون چندین بار تو f.b و یاهو باش حرف زدم ، شناخت زیادی ازش ندارم ، فقط با توجه به شواهد و اینا معلومه واسه دوستاش خیلی معرفت به خرج میده ، مهربون هم هس ، کلا تو همین مدت کم تابستون کلی خاطره داشتیم و بگو بخند ;D

close ریــــــحانه >:D<

فدا مدا ریحانه ;D ، ینی واقعا از ته دلم این بشر رو دوسش دارم ، بخاطر مقاله ی مشترک مون ، واسه زحمت ـایی که سال دوم بش دادم ، واسه دردسری که بخاطر من واسش بوجود اومد و حتی یه بارم منو سرزنش نکرد و مقصر ندونس ، و واسه کلی کارای دیگه
ینی پرانرژی تر از ریحانه تو زندگیم ندیم و نخواهم دید ، فقط فک کنم بخاطر این که همایششون نرفتم میخواد کله مو بکنه :-"

GCD فرشید :))

چطوری گاو ِ سفید ؟ ;D
اولین باری که بافرشید حرف زدم ، درمورد یه عکس بود از یه کوه که شکل خاصی داشت ، من گفتم من این تیپ عکس ـا رو میبینم میترسم ، بعد فرشید اومد درمورد علت این ترس و اینا توضیح داد
یادمه اون موقع ها یه کاربر (اسمش هم گوهر بود ، من نبودم ولی ;D ) اومدم یه تاپیک زد ، بعد از فرشید در مورد اسپم و اینا انتقاد کرد ، وضعی بودا :)) ، شخصیت خیلی عجیب و غریب ـی داره ، خرس ِ ، گاوم هس :))

Hespride حسین !

همین الان یادم افتاد اولین باری که باش حرف زدم درمورد چی بود ! ;D درمورد این عکس ـای نجومی ، چن تا عکس واسش فرستادم و حسین درموردشون توضیح داد + یادش بخیر یه سری دعوا ها تو سایت :-"

لولیع² فاط >:D<

این روزا فاطمه واقعا خیلی کمکم میکنه ، خیلی خیلی زیاد ، لاو هیر >:D<

marlik

هیچ برخوردی باهاشون نداشتم ، فک کنم شخصیت آروم ی داشته باشن ، فقط یادمه متن هایی که مینوشت ن رو خیلی دوس داشتم : )

ندا مکرم ندا >:D<

خانم مکرم یه کمک خیلی خیلی بزرگی بم کردن ، یحورایی میتونم بگم مدیونشونم واقعا : )
خیلی هم مهربون َن ، منطقی ، دوست داشتنی >:D<

panther آخ آخ ، مریم >:D<

مریم از اونایی ـه که واقعا واسه دوستاش کم نمیذاره ، خوش حالم که تو یه بازه منم جزو دوستاش بودم و بم کمک میکرد ، هرچند دیگه بخاطر کنکور مریم ، بعدشم فعلا کنکور من رابطه مون کمتر شد ولی من همیشه جزو رفیق ـای خوب منه >:D<

علی ع. علی !

خب آدما همیشه نمیتونن خوش اخلاق یا همیشه خیلی خوب باشن ، یه تایم هایی شده که من از دست علی ناراحت شدم ولی خودش نفهمیده ;D حالا مهم نیس
آقا ما قراره از ماه رمضون با علی یه ساعت حرف بزنیم ، هنوزم که هنوزه نشده ;D ، بهرحال علی هم پسر خوبیه /m\ دستبند بافتن یادم داده ;D

خب فک کنم خیلی گفتم ;D ، یه سری ـا هم هستن که من میشناسمشون و خیلی وخته هیچ خبری ازشون ندارم... ، صفحه ی مهرناز رو هم پیدا نکردم ، ببخشید مهرناز :(
 
Back
بالا