• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از ArmAn AriA :
سپیده بود طرفدار لینکین پارک بود به من یه حرف بدی زد یه بار نمیگم حالا
جدی>؟!! من معمولا به کسی حرف بد نمیزنم اقا بگو...چی گفتم!!؟ ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

خب ادامش... ;D استقبال شد از پست قبلیم :))... یعنی یکم بیشتر افشاگری کنم ایا؟ :-" :-"
علی: طی یکی ازخانواده ها بود نمیدونم کودوم خانواده بود همون اولا که شادی مادر بزرگ خاندان بود (کلا این خانواده خیلی خاطره داشت :)) ) مارو مزدوج کرد...تعداد کثیر خدافظیاشم گفتن دیگه بچه ها :-" ولی خب حداقلش این بود که اول هر خدافظی تصمیمش به جد برنگشتن بود ولی دیگه نمیزاشتن عوامل پشت صحنه ظاهرا :)) بچه خوبی بود کلا زحمت کشید واسه سایت...
4245:یه مدت به من ترکی یاد میداد خیلی فان بود همش فوشاشو یاد میگرفتیم :))...یادمه حتی یه دفترچه داشتم مینوشتم کلمات جدیدو یادم نره :)) یه مدت از دست رفته شد کلا ولی بعد خوب شد دیگه زنده موند ظاهرا:دی
مطهریو که خوب من از بدو ورودم به سایت چون پگا شادی قبل من عضو بودن میشناختم و در تمام این چند سالم میشناختم ولی خوب هیچ موقع کلا برخورد نداشتیم..چرا یادمه یه هرج و مرجی شده بودیه بار که من خیلی عصبی شدم و واسه اولین بار بش پ.خ دادم ولی خوب جواب نداد دیگه ;D ;D کلا تصوراتم این بود که منو نمیشناسه ولی بعد طی یه سری اتفاقات ظاهرا معلوم شد میشناختن منو کاملا :))
دیگه... ناهید: که من همیشه تو ذهنم رفته بود دختر بد اخلاقیه و خودشو میگیره نمیدونمم چرا ولی خوب تصوراتم این جوری بود دیگه ;D ببخش منو ;D
pro: :دی هوشش لایک بود خیلی... همه تحویلش میگرفتن مقادیری احساس خود چیز پنداری بش دست داده بود که من به جد مخالف این قضیه درومدم و یادمه یه مدت رو اون دنده بودم که این خود چیز پنداریو بندازم از سرش و خودشم کاملا اصرار داشت که محاله و از بچگی خود چیز پندار بوده و اینا کلا
کلوز: خیلی با من مهربون بود اون موقع تصوراتم ازش یه دختر کوچولوی قد کوتا و تا حدی تپل مهربون بود ..ما کلا اکیپمون این جوری بود که فوش نشانه ی صمیمتمون بود :)) بعد این کلوز همش منو سپیده جونی خطاب میکرد :)) اصن عادت نداشتم اشک شوق تو چشام حلقه میزد به مولا ;D یا عادتیم داشت که خیلی رو نرو من بود این که میخواست خطاب کنه جمع خطاب میکرد همیشه ;D
دیگه...هان...علی پاشا ...عشق هواپیما بود...به هواپیما میگفت دختر بعد من نمیدونستم اینو :)) یه بار یه پست ناجور (اون موقه ها برا من نشدیدا ناجور حساب میشد ;D ) داده بود تو حرف بزن بعد من رفتم با حق به جانبی تمام اعتراض کردم گفتم این چه وعضیه و چرا همچین پستایی تو حرف بزن میدینو اینا بعد تازه فهمیدم منظورش هواپیما بوده :)) ولی خب ظاهرا خیلی عصبانی شده بود و نزدیک بود منو کل کل کنه کاملا :-" :-"
مارلیک: کلا ادم :شعری بود...پستاش معمولا سنگین بود واسه من خووف میکردم میخوندم ;D تو ذهنم خیلی ادم متفکر و فرهیخته ای بود ;D برا انتخاب رشته کنکورم خیلی کمک کرد به من خدا خیرش بده ;D
سعید ارزومند...تو تصور من خیلی ادم بزرگ بود..یکم میترسیدم ازش وقتی تازه وارد بودم:دی ...بهترین کیس واسه مجری پادکست..هم صدا هم مجری گریش لایک بود خیلی
مهران ;D اشنا شدن من با این شخص خودش پروسه خیلی فانی بود...یکی از بهترین دوستام تو سایت بود کاملا...اولا یادمه 24 ساعته ان بود :)) هیچ وقت من چراغ این شخصو خاموش نمیدیدم کلا برا جالب بود یه شخصی بتونه این قدر پشت پی سی دووم بیاره :دی
حورا:دوست و هم کلاسیم..به خاطر المپیادش رفت از سایت در کل شخصیت مستتری بود همه رو میشناخت از ریز همه چی خبر داشت ولی کسی زیاد نمیشناختش ;D
gcd: اولین دوست من بعد پگاهو شادی و حورا تو سایت بود اولین کسی بود که بهم پ.خ زد ;D تو ذهن من ادم خیلی خاص و مرموزی بود خیلی خیلی بیشتر از سنش بود...ادمی بود که اون موقع با تمام افرادی که میشناختم فرق داشت یه جورایی ... هیچ وقتم نگفت باباش چیکارس همش میگفت هویتم فاش میشه ;D یه مدتم تو دب نام کاربریشو به جا فوش استفاه میکردیم یادمه :-" :-"
دیگه واقعا مخم یاری نمیده ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

خب منم زیاد قدیمی نیسم
ولی خب
کسایی که اون اوابل بودن!

http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=4603
چرا کسی از نرگس نگف؟ شایدم گف ندیدم خیلی وقته دیگه نمیاد دلم واسش تنگیده

http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=7541
پوریا ل وای وقتی مدیر داخلی بود خیلی کمکم کرد!مدیر خیلی خوبی بود!
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=7195
ارزو بود! چیزی ازش یاد ندارم جز 2 تا پ.خ
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=884
چوپان که یادمه تو تلویزیون نشونش داده بودن بش پ.خ داده بودم ا تو بودی!
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=5019
لولیع² که اون اوایب بهم پ.خ میدادیم!یادش بخیر
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=7870
برانول بود که همش منو با نویسنده ی وبلاگ پرسپولیسی اشتب میگرفت
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=4864
hoda.m باهم دیگه واسه المپ زیست میخوندیم الان خیلی وقته نیومده
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=10320
bioaunt هم بلود سره جالمپ باهم بحث میکردیم ولی بعد از المپ دیگه ان نشد!
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=9869
اینم که یکی از اکانتای سبحانه!یادش بخیر چقد پ.خ دارم ازش با این اکانت!
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=10410
DOG وای این همش هی پ.خ میداد ی اسمایلی خالی میفرستاد تو ح.ب هم این کارو میکرد یادم نمیره هیچ وقت
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=10422
نویدم که معروفه اون موقه تو موضوع ها موضوع اصلی رو پاک میکرد می نوشت جی جی جی جینگ
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=6069
saeedcd71 اولین پسره رشتی بود چقد باهم حرف میزدیم!زیاد اینجا نمیاد ولی خب از قدیمیاس دیگه

http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=5206
ninja خب چقد باهم حرف میزدیم!چقد خاطره یادش بخیر!
http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=9438
Rmin1272 عشقه ماشین بود!24 ساعته تو یاهو هم ان بود

http://www.sampadia.com/forum/index.php?action=profile;u=5329
مهسا² اینم دیگه نمیاد
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

با این تاپیک دوتا اتفاق باحال افتاد
یکی اینکه ارادت شدیدی پیدا کردم به محمد ;D یکی هم اینکه فهمیدم چقد همه حافظه دارن ;D من هیچی یادم نیس از قدیما :-"

فراز که انصافا پدرخوانده ای بود به نوبه ی خودش ;D یادمه کلی با هم برنامه داشتیم :-" بنده خدا فک میکرد منم آشوب طلبم، خلاصه که قرار بود یه کارایی بکنیم. بچه باحال و پررویی بود انصافا.

جوجه، یکی از بهترین کاربرا. واقعا پست هایی که من ازش یادمه همه عاقلانه و معقول بود و نتیجه کنکورشم که شنیدم خیلی خوشحال شدم. به شدت ا هل مطالعه بود و اطلاعات جنبی داشت ;D
سعید زارعیان که ارادت داریم خدمتش :-" یه کمی مغرور :دی و بسیار با هوش و سیاستمدار بود. اولین جایی که دیدمش اولین میتینگ سمپادیا بود. تو سوپر استار =))
نیما مضروبم از اون آدمهایی بود که قابل پیش بینی نبود. بعد اصلا وقتی میحرفید حس میکردم الان یه جای دیگه است. مثلا از تو مریخ داره حرف میزنه ;D. بعدها نیما رو اگه اشتباه نکنم توی دانشگاه علم و صنعت دیدمش، انقدر تحویل گرفت که نگو :| ;D
دوست خوبمون محمد بذرکار، برمبنای اینکه جزء مدیران بود در زمان نارضایتی من، در نتیجه روابط خوبی نداشتیم. ولی ماندگار ترین خاطره برای من از محمد، این بود که منو تهدید کرد که یکی از عکس های رصد رو شیر نکنم ;D منم گوش کردم :-" ;D
پگاه پور احمد، که ژست های مدیریتیش آدمو نابود میکرد.
محمد علی اعرابی اگه اشتباه نکنم، سردبیر نشریه بود اینجوری که یادمه. توی میتینگ تنها برخوردم باهاش بود، انصافا ادم معقولی بود!
اهان. خواهر سعید زارعیانم که یادم نیس اسمشو، اونم کاربر خوب و سربه زیری بود.
عاطفه ایرانی هم توی اولین خانواده سمپادیا اگه اشتباه نکنم مامان من بود و واسم خواستگاری میرفت ;D چیزی که هیچوقت یادم نمیره اسمم بود که از "هسپراید" تبدیلش کرد به "حس پریده" و بعد هم " ورپریده!" ;D
آرمیتا از اون دخترای گل بیکار بود ;D ولی خیلی باهوش بود. نمیدونم کجاس. هرجا هست موفق باشه!
محسن! هنوز هس، ولی واقعا یکی از اسطوره های من در سمپادیاس! روابط خاصی باهاش نداشتم، اما یه حسی بهم میگه خداوندگار معرفته ;D

بیتا، اگه اشتباه نکنم شیرازی بود. (هنوز هس؟) . بعد پایه بود واسه هرنوع مسخره بازی ;D
یه جفت دوقلو هم داشتیم، پگاه نودت و خرمالو. اینا واقعا دوستی رو دیگه به تهش رسونده بودن ;D
یکی هم بود به نام hoss که توی انجمن عقیدتی از اون اوایل خیلی باهم میحرفیدیم. قصد داشت زن بگیره :-" ;D

سعید(همکلاسی) هم عکاس معروف سایت که خیلی قبولش دارم. اینم یه چیزی تو مایه های محسنه واسم:دی

نگین هم از بچه های باحال و خوب سایت بود. اینم از معدود دخترای با معرفت بود:دی
نیلوفر معاون، که بعد از مشکلات اولیه ی من با سایت بود و من توی جلسه میتینگ دیدمش.
رضا دبیری هم که به نوبه ی خودش گیری بود! واقا گیر میداد به یه چیزی ول نمیکرد. دمش گرم بود
سارا و ریحانه با اون پادکست های چندنفره شون +پرستو. کلا فک میکنم پایه ترین افراد سایت، این سه تا بودن. هیچ مسخره بازی نبود که اینا توش دعوت بشن و رد کنن:-"
سپیده ی اصفهانی هم انصافا بچه ی با منطق و اهل حالی بود. توی بعضی بحثا خیلی قشنگ حرف میزد. کلا از ادماییه که توصیه میکردم میشد روش حساب کرد!
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

من 2010 اومدم اینجا عضو شدم، بجز سال اولش دیگه فعال نبودم ولی همواره رصدگر فعالیت ها و اغتشاش ها بودم! :-"
+astronomer_girl بودم اون وقتا.
پگاه: یادمه یوزرش اون موقعا خیلی رو اعصاب بود! ;D از اونایی بود که اولا بخاطر تعداد ارسالاش یکی از الگوهای من شده بود. ;D تا چن وقت پیشا هم فکر می کردم یکی از دوستای وبلاگی ایام اول دبیرستانم بوده که معلوم شد تشابه اسمی داشتن با هم فقط.
+البته خودش با تصوری که من ازش داشتم خیـــــــلی فرق می کنه!

3ggerman: یوزرش از مال پگاه هم بدتر بود حتی! :-" روزای اولی که اومده بودم تو یه تاپیکی بحث شده بود، من گفتم دعوا نکنین. بعد تیریگرمن گفت: "دعوا کدومه؟! هی الکی میاین میگین دعوا نکنین." یادمه اصن خوشم نیومد. :-" دوستم secret با هیجان پستای خنده دار ح.ب شو واسم تعریف می کرد، کم کم نظرم عوض شد راجبش. یه تفنگم آواتارش بود یادمه.

جوجه: رو نِروِ من بود! :| خیلی مذهبی بود، ولی گاهی یه پستایی میداد هنگ میکردم این الان همونه؟!!
تا قبل اعلام نتایج کنکور هم فکر میکردم یه سال ازم بزرگتره.

3PDE.F: اولا اصن این شکلی نبود! اون موقعا خیلی ازش خوشم نمیومد، بد انتقاد میکرد. ;D

مطهری: خیلی درک نمی کنم این بشر رو! بیش از حد خشک بود اون موقعا ولی الان خوش اخلاق شده.
شاخ تو کارای اقتصادی و مدیریتی. سالی یه پست میداد!
اولین باری که دیدم تو ح.ب پست داده چند ثانیه به این حالت بودم: :o

GCD: الکی دعوا میکرد با آدم. کلا کرم داشت اون موقعا :-[
هر بارم مدیرگزینی گفت و شنود بود پی ام میداد به من رای بده. منم هر بار با جدیت سعی میکرم خیطش کنم. :P
کم کم پستاش از اسپم خالص تبدیل شد به پرمحتوا. شهرشم یادمه ننوشته بود که من داشتم از فوضولی می ترکیدم. تو تاپیک رابطین نشریه کشف کردم کجاییه.
+حرفه: "زبان در حد عالی. یعنی تدریسم کردم." اینو الان حذف کرده از پروفایلش.

سارا حقیقی: چقد من الکی بهش منفی میدادم! :)) بعد یه مدت خیلی دلچسب شد.
خـــــــیلی رک بود. ;D کسی نبود خبر نداشته باشه با مطهری خوب نیست.

علی پاشا: خیلی یادم نیس، فقط یادمه یه بار با تیریگرمن کل انداخته بودن مدرک خلبانی رو میکردن.

مهران محمودی: جز اولین کسایی که بهم پ.خ داد. هماهنگ کننده ی رابط نشریه ها بود. خیلی نمی شد باهاش شوخی کرد.

پروفشنال: شدیدا حساس. خیلی اذیت میکردیم همدیگه رو. ;D یه بار پی ام داد اسم و فامیلمو رو کرد. قسم خورده بودم کشف کنم هویتشو. هر چند وقتی موفقیتمو واسش پی ام دادم جواب نداد. رباتیک کار میکرد. المپیاد شیمی میخوند. خیلی هم + بود.

مهسا: رباتیکی خفن. بعدترشم کنکوری خفن. خیلی جدی و خشک بود، یهویی عوض شد. خیلی از من منفی میگرفت. :-[

آرمان حقیقی: پای ثابت انجمن معما و هوش. شطرنج کار میکرد. همشهری!
آنلاینِ 24ساعته. ;D بصورت کاملا اتفاقی و هیجان انگیز کشف کردم فامیل دوست داداشمه. ;D

آرمان.ز: مغرور! :| اهلِ کل! خودشیفه و دارای اعتماد به سقف. :|
موقع خونه تکونی بود یادمه، با دوستم نقشه ریخته بودیم باهاش کل کل کنیم. :P
حقیقتا شاعر خوبی بود و اولین بار که شعرشو تو نشریه خوندم کفم برید.

Hespride: مدیر انجمنی که من سالی یه بار هم گذرم بهش نمی افتاد. می گفتن تنها کسیه که می تونه مدیریتش کنه. :-??

آرمیتا ثابتی اشرف: سیستم عاملش مک بود! ;D وقتی هم المپیاد قبول نشد ناراحت نبود و این خیلی واسم عجیب بود.
یهو غیب شد.

محسن: وقتی فهمیدم پروفایلش عکس خودشه کپ زده بودم! باورم نمیشد از من یه سال کوچیک تر باشه.
سنتور میزد، طراحیشم خوب بود.

علی سینا: نجوم میخوند. یه بار در تعریف ازش یه پست گذاشتم، نمی دونم چی برداشت کرده بود بهم پی ام داد:
"هر وقت گفتم جسد اونوقت بپر وسط"
یه کم دعوا شد که بعدتر ها به من پی ام داد: "منو یادته؟"
منم کلا انکار و اینا... :-"
خیلی اسپم میداد، بددهنم بود! ;D تو یه روز اندازه کل ارسالای من پست میداد. سال اول راهنمایی هم داشت تحقیق میکرد دوست دختر خوبه یا نه. ;D :-"

محمد زابلیان: طلای المپیاد کامپیوتر داشت. خیلی با پارسا روابطشون مساعد نبود گویا :-"

ستاره: خانوم سوسکی. پسر بود یه کم. از من دیرتر عضو شده بود ولی خیلی جلوتر از من بود، من اون موقعا خیلی به این نکته توجه میکردم. :)) سن و سالش هم پایین بود نسبت به بقیه.

pegior: دست به پست دادنش حرف نداش. بعدا دوست شدیم با هم. المپیاد نجوم هم میخوند.

Lof: یه تاپیک زده بود که التماس می کنم کمکم کنین. بعد گویا با یارو بهم زده بود و یادش نمی رفت و پیتزافروشی هم رفته بود با دوستاش بازم یادش نرفته بود و ... :)) (من الان نباید اینا رو بگم؟ ;D) خیـــلی بی تربیت بود خداییش.
+ از جمله اشخاصی که گاهی انقد پستاش خنده داشت آدم دل درد می گرفت پشت مانیتور.

فری خفن: یه مدتی بود، بن شد فک کنم. اهل اغتشاش بود اگه اشتباه نکنم.
(این بخاطر یوزرش -که واسه من خاصه ;D- یادم مونده)

آقاسینا: رباتیک کار میکرد. واسه سمپادسیتی تبلیغ میکرد و اگه فرصتش پیش میومد بی ادب هم میشد. ;D

Dr.eniac و کلوز و ...: اون موقعا نبودن بعد من یه مدت نیومدم سایت. برگشتم اینا مرز خاک انجمن خوردن بودن. ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

آرمان:|امين قيافته:|

بعد مثن علي از اولين داخلي ها بود،بعد اولين داخلي هم بود كه به يكي( :-")اجازه داد تو شب نشيني جك بگه.:-"
بعد يهو ارميتاثابتي اشرف اومد شب نشيني رو پاك كرد:-"جك بود فقد:-"

يا مثن علي پاشا،اولين چيز فان كه ازش يادم مونده اين جمله بود "تو هروقت تونستي رو فلان تام-كت ببندي بيا زر بزن"يه همچين جمله اي،براي جانب داري از نيروهوايي شاهنشاهي.بياد دوباره بگه.
يا مثن تاپيك سمپاديا ايرلاينز:-"نمونه ي تاپيك پرمتحوا.علي پاشا زده بود.كسي يادشه؟:-"

يا مثلن "عبور" رو كسي ياد داره؟ايشون الانم خيلي برا بنياد كودك زحمت ميكشن و از قديمي هاي نه چندان فعال بودن.

خانوم قرائي منش.فاطمه زهرا فك كنم.
پرنيان دهشت.پادكست موسيقي .انجمن موسيقي و ادبي..كنكوري بندرعباس.مشاور بوديم.بيتا عم بود.چقدرم دعوا بچگونه كرديم:))سر مديريت پويا:))
اينكه چرا خيلي ها كنكوري هستن رو هم بگم:-"
كنكوري هاي ٩٢ اولين سمپادي هايي هستن كه ورودي ندادن براي دبيرستان.
اواسط سال سوم راهنمايي گفتن شايد شما امتحان ندينم
خلاصه ما-كنكوري٩٢عي ها-ازونموقع ول شديم
چون سال اولي بوديم كه بدون امتحان ميرفتيم دبيرستان،همه خيلي هل شدن،ندوستن بامون چيكاركنن:))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از محمّد :
اون زمان تو یه پست های عجیب غریبی میدادی!‌ دوستان یادشون میاد. در حال حاضر من موشکیل ندارم :دی


یکی به بذرکار بگه بیاد. از وقتی متاهل شده مارو تحویل نمیگیره :دی

هرچی که بود اکثریت دوست داشتن
;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

فکر نمی کنم اکثریت دوست می داشتن
اون پست های عجیب و غریب را احداقل من که بدم میومد جناب ارمان اریا
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

من یه خاطره هم درباره close یادم اومد، یه پستی یه بار داده بود تو حرف بزن البته تا جایی که یادمه close بود ولی خب شایدم اشتباه میکنم
نزدیکا کنکور 91 بود، در حد چند روز قبل یا روز قبلش حتی، محتوای پست close این بود که " امیدوارم کنکورتون رو خوب بدین و شما قبول نشین و رتبه تون خوب نشه کی میخواد بشه " بعد در ادامه اش نوشته بود " ما هم واسه المپیاد شیمی همینو به خودمون میگفتیم آخرشم دیدیم ما قبول نشیم کیا قبول میشن :)) "

یادمه وقتی پستشو خوندم خیلی خنده ام گرفت ;D بعد ِ نتایج کنکور و در اوج دپرسیت و اعصاب خوردیم هم هی یاد این پست میفتادم خنده ام میگرفت ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از ArmAn AriA :
یه مدیر عوضی بود اسمشو نمیگم
من نبودم آیا؟ ;D :)) :)) :)) :-" :-" :-"
 
Back
بالا