• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تنهایی واگیردار - اشعار راوی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ehsan.Ansari
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

هاع راس میگه اصن ربطی ب هم ندارن ما علم غیب ک نداریم بفهمیم چیو میپرسد :-" ولی بیت آخرش عاالی بود 8-^
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از سارا کانر :
هاع راس میگه اصن ربطی ب هم ندارن ما علم غیب ک نداریم بفهمیم چیو میپرسد :-" ولی بیت آخرش عاالی بود 8-^

سارا متاسفانه حس کردم بیت آخر به بقیه ی شعر نمیاد، و تصمیم گرفتم عوضش کنم ( کردم ) ;D :-"
 
  • لایک
امتیازات: ATE
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از احســــــــــــــــــــان :
سارا متاسفانه حس کردم بیت آخر به بقیه ی شعر نمیاد، و تصمیم گرفتم عوضش کنم ( کردم ) ;D :-"
بی سلیقه :-L
البته خب من کل شعرو نخونده بودم الان به نظر خودمم این بیشتر بهش میاد :دی
 
  • لایک
امتیازات: ATE
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی



بـا ایـن کـه مـن در زنـدگـی جــز غــم ندیده ام

امّــا سَـرَم را لــحــظــــه ای هــم خم ندیده ام


هر خنـجری خـوردم ز دسـتِ دوست ها خوردم

مـن دوسـت هـایی همچو دشمن کم ندیده ام


ایـن عـشــــق، عـقـلـم را لگـدمـالِ ظـواهر کرد

انــــــگـور را خــــوردم ولـیـکـن ســَـم ندیده ام


پرسیدم از شیطان "چرا سجده نکردی؟" گفت:

مــن در تـمـــــامِ عـمـرِ خـــــــود آدم ندیده ام


قـلـبـم کـه مـی لـرزد خـدا را شـکـر مـیـگـویـم

امــا نــمــیــــدانـد دلـــــم مـن بـــَـم ندیده ام
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

بازگشت غرور آفرینتو تبریک میگم
بازم مضمونا خوبه

راستش چند بار شعرو خوندم و فکر می کردم جز بیت اول بقیه بیتا ایراد وزنی داره
بعد متوجه شدم که ناخودآگاه ردیفتو "ندیدم" میخوندم!
فکر کنم برای این که با موسیقی شعرت جور در میاد و بیشتر حس القا میکنه
به عنوان مثال به حس این دو بیت دقت کن

بـا ایـن کـه مـن در زنـدگـی جــز غــم ندیدم
امّــا سَـرَم را لــحــظــــه ای هــم خم ندیدم


هر خنـجری خـوردم ز دسـتِ دوست ها بود!
مـن دوسـت هـایی همچو دشمن کم ندیدم


این "ندیده ام" با تاکیدی که تو این وزن روی حرف "ه" داره یه کم شعرتو انگار خشن میکنه و از فضای شعر که به نظر من فضای حسرت و غم میرسه خارجش میکنه
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

خوبه ولی به نظر من یه مشکل داره اونم اینکه شعرت سهل نیست نه که سخت باشه به این معنا که اولا ارتباط معنایی بین ابیات خیلی دوره دوما
آدم وختی شعرتو میخونه حس میکنه تو یه راه مارپیچ داره قدم میزاره

بعد این نصیحت هم بهت میکنم تو که اینهمه سعی کردی و چند تا نکته جالب تو شعرت گذاشتی تا خواننده لذت ببره چرا زود فاششون میکنی واظهار شون میدی مث بیت آخر...
.
.
.
در کل خیلی خوب بود ;D ;D
اگر هم چیز بدی گفتم ببخشید :)
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

74932208518361773177.png
داشتم برای مسابقه ی شعروگرافی دنبال عکس میگشتم، چشمم به این که افتاد در جا یاد این بیت تو افتادم ;;) البته الان دیدم که باید یادِ «می‌آید و ...» میفتادم :دی به هر صورت بابت تحریفم عذر نمیخوام ;;) زشت هم خودتی این خیلی خوشگل شده :-< تازشم اولین بارم بود :-<

ب.ن: درستش کردم :-<
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

یـک قــــــدم در مسیـر ویـرانـی - جــسم آزاد و روح زنـدانـی

بر تنم بی تو نقش خواهد بست - زخمهایی به عمق کوبانـی


#کوبانی
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

سلام :D ما یه مرحله ی گذار رو طی کردیم و دقیقا همین الانه که به نظراتتون ( و خیلی بیشتر تعریفاتون :-" ) نیازمندیم ;;)

[size=14pt]کل عمرم که گذشته ـست چنان بـاد بد است
وصل حالا کــه مــرا بــــرده ای از یـاد بد است

بــغــضِ تـو راه گــــلـوی هـمـه ی مـا را بـست
چـای داغـی کـه دلــم بود و به تو داد بد است[nb] علیرضا آذر : چای داغی که دلم بود به دستت دادم - آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم[/nb]

زنـــدگــی فـرصـت خوبی ـست تماشا کنـمت
مـرگ از آن روز که چـشمم به تو افتاد بد است

"اگــر او را نـکـشـم، خـــود بـه یـقین میمیرم"
قــامــــــت شـیـر و دل آزردن صــیاد بد است

قـبـل دیــدار دلــم خـون و پس از آن هـم خون
هجده تیر ، پــس از نـیـمه ی خـرداد بد است
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

دوره گذار هم انقدر کوتاه آخه؟:/ :دی

خوب بود.یکم مبهم بود برام یکی دو جاش.شعر لحن محکمی داشت،خوشم اومد.

بیت سه و چهار رو هم دوست داشتم.
مصرع آخر رو هم نمیفهمم!
 
Back
بالا