- ارسالها
- 395
- امتیاز
- 7,467
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- همینجا
- سال فارغ التحصیلی
- 1398
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد


نکویی و رحمت به جای خود استهر کجا نور است خود را چون سمندر داشتن
هر کجا نار است چون پروانه خود را باختن

نکویی و رحمت به جای خود است
ولی با بدان نیک مردی بد است
سعدی

یا چشم بپوش از من و از خویش برانمترا که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

تا کی غم آن خورم که دارم یا نهمي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست
دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست

در عشق خلاصه جنون از من خواهدل من رای تو دارد
سر سودای تو دارد
هر نفسی بگوییم عقل تو کو چه شد تو رادر عشق خلاصه جنون از من خواه
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
صد واقعه روز فزون از من خواه
صد بادیه پر آتش و خون از من خواه


یارب تو مرا به نفس طناز مدهتو اندر کشور تن پادشاهی
زوال دولت خود چند خواهی

تا روی تو دیدم از جهان سیر شدمهر چيز که بشکند ز بها افتد و ليک
دل را بها و قدر بود تا شکسته است
