• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هر کجا نور است خود را چون سمندر داشتن
هر کجا نار است چون پروانه خود را باختن
 
هنر آن است که عکس تو بیفتد در ماه
ماه در آب که همواره فروریختنی است
 
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست
دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوش دلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
خیام
 
دل من رای تو دارد
سر سودای تو دارد
در عشق خلاصه جنون از من خواه
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
صد واقعه روز فزون از من خواه
صد بادیه پر آتش و خون از من خواه
 
در عشق خلاصه جنون از من خواه
جان رفته و عقل سرنگون از من خواه
صد واقعه روز فزون از من خواه
صد بادیه پر آتش و خون از من خواه
هر نفسی بگوییم عقل تو کو چه شد تو را
عقل نماند بنده را در غم و امتحان تو
مولانا
 
وحی آمد کین چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است
 
تو اندر کشور تن پادشاهی
زوال دولت خود چند خواهی
یارب تو مرا به نفس طناز مده
با هر چه به جز تست مرا ساز مده
من در تو گریزان شدم از فتنه خویش
من آن توام مرا به من باز مده
 
Back
بالا