Arghavan S
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 1,191
- امتیاز
- 17,151
- نام مرکز سمپاد
- ---
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 0
پاسخ : مشاوره انتخاب رشته دانشگاه - ریاضی فیزیک
کسی که دیفرانسیلش خوب بوده، یعنی مثلاً فارغ از این که شهودِ فیزیکی انتگرالگرفتن چی ه و «انتگرال» اصلاً یعنی چی، میتونه باهاش کار کنه و گم نشه توی محاسبات. یعنی وقتی بهش میگن توی فضای nبُعدی یه حجم رو تصور کنید، میخوایم ازش انتگرال بگیریم [مثلاً] ، ذهنش جای این که درگیر بشه که «یعنی چی تو فضای nبُعدی؟ مگه انتگرال مساحت زیر نمودار دوبعدی نبود؟ تو فضای nبُعدی چطوری میشه انتگرال گرفت؟!» ، میره سمت این که اون تعریف ابتدایی انتگرال گرفتن رو چطوری میتونه جوری تعمیم داد که درمورد فضای nبُعدی هم کار کنه. یعنی کاری به شهودِ فیزیکی و ملموس قضیه نداره و میتونه با هر چیزی کار کنه، اگه فقط بهش بگن روش کارکردن کلیش چی ه.
از اون طرف، کسی که مثلاً ترکیبیاتش خوب ه، یعنی خلاق ه توی حل مساله. به راهحلهای کلاسیک و طولانی محدود نمیکنه خودش رو و دنبال راهحلهای ساده و سریع میگرده. یعنی میتونه از تعریفهای کلاسیک، راهحلهای جدید پیدا کنه. یعنی وقتی بهش میگن «چطور میشه ده تا توپ رو پخش کرد توی سه جعبه، جوری که هیچکدوم خالی نباشه؟» جوری مساله رو ساده و نمادگذاری میکنه که تا حد ممکن نزدیک بشه به راهحلهایی که بلد ه از قبل؛ با خودش میگه «اگه توی هر جعبه از اول یه توپ باشه، مساله دقیقاً یه توپ و مرز سادهی همیشگی دیگه ست با هفت تا توپ و سه جعبه.»
متوجه یید منظورم چی ه؟
و خب، تا جایی که من دیدهم، کم پیش میاد کسی مغزش به هر دو حالتی که گفتم طبقهبندی و برنامهریزی شدهباشه. این که طرف دیف دوست داره یا گسسته، نمود بسیااار بسیااااار سادهای ه از این که ببینه مغزش چطور کار میکنه و دیدش به حل مساله چهطور ه.
[درمورد دانشگاههاش نظری ندارم؛ بیشتر منظورم تفاوت بین رشتهها بود.]
به نظر من کاملاً مرتبط ه.من دیفرانسیلم خوب بود خب حالا که چی تو دانشگاه هم خوب میخوادبشه اصن ربطی دارن مگه؟
کسی که دیفرانسیلش خوب بوده، یعنی مثلاً فارغ از این که شهودِ فیزیکی انتگرالگرفتن چی ه و «انتگرال» اصلاً یعنی چی، میتونه باهاش کار کنه و گم نشه توی محاسبات. یعنی وقتی بهش میگن توی فضای nبُعدی یه حجم رو تصور کنید، میخوایم ازش انتگرال بگیریم [مثلاً] ، ذهنش جای این که درگیر بشه که «یعنی چی تو فضای nبُعدی؟ مگه انتگرال مساحت زیر نمودار دوبعدی نبود؟ تو فضای nبُعدی چطوری میشه انتگرال گرفت؟!» ، میره سمت این که اون تعریف ابتدایی انتگرال گرفتن رو چطوری میتونه جوری تعمیم داد که درمورد فضای nبُعدی هم کار کنه. یعنی کاری به شهودِ فیزیکی و ملموس قضیه نداره و میتونه با هر چیزی کار کنه، اگه فقط بهش بگن روش کارکردن کلیش چی ه.
از اون طرف، کسی که مثلاً ترکیبیاتش خوب ه، یعنی خلاق ه توی حل مساله. به راهحلهای کلاسیک و طولانی محدود نمیکنه خودش رو و دنبال راهحلهای ساده و سریع میگرده. یعنی میتونه از تعریفهای کلاسیک، راهحلهای جدید پیدا کنه. یعنی وقتی بهش میگن «چطور میشه ده تا توپ رو پخش کرد توی سه جعبه، جوری که هیچکدوم خالی نباشه؟» جوری مساله رو ساده و نمادگذاری میکنه که تا حد ممکن نزدیک بشه به راهحلهایی که بلد ه از قبل؛ با خودش میگه «اگه توی هر جعبه از اول یه توپ باشه، مساله دقیقاً یه توپ و مرز سادهی همیشگی دیگه ست با هفت تا توپ و سه جعبه.»
متوجه یید منظورم چی ه؟
و خب، تا جایی که من دیدهم، کم پیش میاد کسی مغزش به هر دو حالتی که گفتم طبقهبندی و برنامهریزی شدهباشه. این که طرف دیف دوست داره یا گسسته، نمود بسیااار بسیااااار سادهای ه از این که ببینه مغزش چطور کار میکنه و دیدش به حل مساله چهطور ه.
اگه «مهندس»خطابشدن برات مهم نیست، اگه به ریاضیات علاقه داری، اگه به «بهینهسازیِ حل مساله» و «کشف الگوریتم و جزییات حل شدنِ مساله» و «پایهی ریاضیاتی پیداکردن راهحل» ، به جای «حل مساله به هر قیمتی» علاقه داری، سیاس پلیتکنیک به نظر من.مهندسی کامپیوتر صنعتی اصفهان٬ یا علوم کامپیوتر امیرکبیر؟
[درمورد دانشگاههاش نظری ندارم؛ بیشتر منظورم تفاوت بین رشتهها بود.]











