• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مُحدثه، ۱۶۱۵۷

  • شروع کننده موضوع
  • #61

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
زندگی آسان است، نگران نباش

نویسنده: انیس مارتن_لوگان
مترجم: ابوالفضل الله دادی
انتشارات: به‌نگار
تعداد صفحات: ۲۸۸
امتیاز گودریدز: ۴.۰۲ از ۵
امتیازِ من: ۳.۷۵ از ۵
دسته بندی: دارم، بوکوفیل، زنان، فرانسه، عاشقانه، چالش۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

"آدم‌های خوشبخت زندگی‌شون رو توی دست‌های خودشون می‌گیرن!"
جلد دوم کتاب، هم‌چنان یک داستان عاشقانه‌ی خوش خوان با ترجمه خوب و روان و البته با پایانی خوش!
به نظرم این ترفند نویسنده‌است که شروع قوی ۳۰_۴۰صفحه‌ای داشته باشه و بعد یه داستان عاشقانه رو روایت کنه.
این کتاب بیشتر از کتاب بودن حالت دفترچه خاطرات داشت، چون یک‌جاهایی پرش زمانی در داستان داشتیم یا روزها رو تو یک پاراگراف رد کرده بود.
از لحاظ توصیفات بهتر شده بود و بیشتر به مسائل پرداخته بود اما به نظرم بازم جای کار داره.
به نظرم اسم هر دو کتاب گول زننده است و واقعا ربطی به داستان نداره، بیشتر با افکار نویسنده و اونچه که خودش میخواسته بهش برسه مرتبطه.
باز هم به نظر من اینکه شاید بهتر می‌بود اسم جلد اول و دوم جا به جا میشد! اینطوری بیشتر به داستان میومدن :D
از خوندن این مجموعه نه تنها پشیمون نیستم، بلکه چون نویسنده تونسته بود درماندگی "دایان" رو به خوبی به تصویر بکشه میتونستم با کتاب هم‌ذات پنداری کنم و دوسش داشتم. (باورم نمیشه دارم در مورد یه کتاب عاشقانه هم‌چین نظری میدم :)) )
هم‌چنان معتقدم اگه طرفدار ژانر عاشقانه هستید یا دوست دارید یک داستان عامه پسند بخونید این دوتا کتاب گزینه‌های مناسبی هستند!
 
  • شروع کننده موضوع
  • #62

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
نفرتی که تو میکاری

نویسنده: انجی توماس
مترجم: الهه مرادی و میلاد بابانژاد
انتشارات: نون
تعداد صفحات: ۳۹۶
امتیاز گودریدز: ۴.۵۳ از ۵
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، بوکوفیل، زنان، چالش۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

"شجاعت به این معنا نیست که نباید بترسی، شجاعت یعنی در حالی‌که می‌ترسی ادامه بدی"
نفرتی که تو میکاری میتونه سرآغاز یک انقلاب باشه، دعوت به مبارزه علیه نژاد پرستی و تبعیض نژادی.
داستان استار دختر ۱۶ ساله‌‌ی سیاه‌پوستی که مرگ ناحق دوستش رو جلو چشماش می‌بینه و صداهایی که هر چند بلند به جایی نمیرسه، چون یک پلیس سفید پوست حتی اگه اشتباه کنه حق زندگی داره، همینقدر منفور!


این کتاب درباره‌ی صدا هاست، صداهایی که هر چند بلند به گوش کسی نمی‌رسد و یا صدای کسانی که سکوت می‌کنند و این اشتباه آن‌هاست. تو کتاب یه جمله داره که میگه "صدای هر کس سلاح اوست" و به نظر من این جمله قابل تامله! آیا از این سلاح به حق استفاده می‌کنیم یا برای حاشا کردن و ناحقی؟!

قبل از شروع خواندن کتاب یا صحبت در موردش باید دوتا نکته رو در نظر بگیریم، اول اینکه این کتاب اولین اثر انجی توماس هست، به عنوان اولین اثر کتاب تمیز و خوش خوانیه هر چند جا داشت روی توصیف فضا و زمان کار کنه و دوم الهام گرفته از ماجرایی واقعی است که به خوبی تونسته داستان رو پیاده کنه و خواننده رو با خودش همراه کنه، البته به نظر من داستان‌هایی واقعی! که این باعث میشه کتاب دردناک‌تر بشه...
چیزی که تو این کتاب خیلی برام جذاب بود، نقش پر رنگ خانواده استار به عنوان حامی و پشتیبان بود. والدینی که با وجود گذشته‌ای سخت و اشتباهات‌شون در تلاش بودند زندگی بهتر و متفاوت‌تری برای بچه‌هاشون فراهم کنند و این آرامش خانوادگی در دل هیاهو و اتفاقات داستان برای شخص من بسی دوست داشتنی بود.
باید اعتراف کنم دلم می‌خواست کتاب هیجانی‌تر و خشن‌تر باشه :)) نیمه دوم کتاب کمی افت میکنه و به نظرم اتفاقات خیلی تند‌تند رخ میده، اما با این وجود دوستش داشتم و شاید واقعا جایزه‌هایی که گرفته حقش باشه. ترجمه‌ کتاب هم به نظر من قابل فهم و روان بود.

فیلم سینمایی که از روی این کتاب ساخته شده هم طبق معمول از کتاب ضعیف‌تره و به نظرم کلا یه داستان دیگس :))


پ.ن۱: کاش استار رو استارر مینوشتن
پ.ن۲: تقابل استار ویلیامسون و گاردن هایتس برام یادآور کتاب خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ‌پوست پاره وقت بود که بسی دوسش دارم
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • #63

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ‌پوست پاره وقت

نویسنده: شرمن الکسی
مترجم: رضی هیرمندی
انتشارات: افق
تعداد صفحات: ۲۷۷
امتیاز گودریدز: ۴.۱۱ از ۵
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، طنز، بیوگرافی، شما پیشنهاد دادید، دوست دارم
سال مطالعه: ۲۰۱۷

آن روز از سقوط کردن ترس و واهمه ای نداشتیم.
روزهای دیگر چرا، من از پرت شدن می ترسم. هر قدری هم بزرگ بشوم، فکر می کنم همیشه از سقوط کردن بترسم.
ساختارشکنی کتاب رو دوست داشتم! برخلاف تصوری بود که ازسرخ پوست ها داشتم، در واقع همه از بیرون در مورد اونها می نویسن و این بار یک سرخ پوست از سرخ پوست ها روایت میکرد. و علاوه بر اون جونیور شخصا فرد ساختار شکنی بود که با بیماری و معلولیتش و قبیله اش مبارزه میکرد.
اون قدر ک میگن کتاب خنده دار نبود و اصلا گریه دار نبود، درست ترین وصف از نظر من "لذت بخش" عه! این کتاب برای من تلنگر بود، یه جورایی بهم یادآوری کرد که من قرار بود کارهای بزرگتری کنم! خلاصه این که حس خیلی خیلی خوبی نسبت بهش دارم :D
تضادها و بلندپروازیای جونیور رو بسی درک میکردم، شاید ب خاطر یک جونیور شاید خفته درونی :]
نثر کتاب خیلی صمیمی و روان بود و قطعا اگر امتحان نداشتم یک روزه تموم میشد (من میگم بهش کتاب سریع)
کاریکاتورهای کتاب هم بسی دوست داشتنی بود
 
  • شروع کننده موضوع
  • #64

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
وسوسه

نویسنده: نیما کهندانی
انتشارات: باژ
تعداد صفحات: ۲۳۴
امتیاز گودریدز: ۴.۱۱ از ۵
امتیازِ من: ۳ از ۵
دسته بندی: دارم، ایرانی، فانتزی، نوجوان، شما پیشنهاد دادید، بوکوفیل، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

موضوع کلی کتاب رو دوست دارم، کتاب امروز ما رو با افسانه‌های کهن‌مون، با سیاوش و سودابه پیوند میده.
به نظرم برای کسانی مثل من که شاهنامه خوندن در حوصله‌اشون نمیگنجه شاید خواندن چنین کتاب‌هایی جذابیت بیشتری داشته باشه، به عبارتی هم فاله هم تماشا!
یکی از ویژگی‌های مثبت وسوسه، فصل‌های کوتاهشه که به نظرم باعث میشه خواننده نه تنها خسته نشه بلکه ترغیب بشه به خواندن ادامه داستان.
من کتاب رو حدودا ۵_۶ ساعته خوندم، این یعنی داستان جذابه و کشش داره اما به این معنا نیست که ایراداتی بهش وارد نباشه!
وسوسه دو بخش اصلی داره، بخش اول در زمان حال و بخش دوم سفر به گذشته. به نظر من اصل داستان در بخش دوم شروع میشه. شخصا دوست داشتم بخش اول کوتاه‌تر میشد و البته روی شخصیت‌ها بیشتر مانور میدادند و از اون طرف روی بخش دوم بیشتر مانور می‌دادند چه از لحاظ داستان و بخش اساطیری‌ش چه توصیف مکان‌ها.
وسوسه بیشتر شبیه یک مقدمه است و خواننده رو پر از سوال میکنه که اغلب بی‌جواب می‌مونه و فکر میکنم باید برم سراغ جلد دوم تا بتونم بهتر راجع به وسوسه نظر بدم! (این شگرد بی‌رحمانه نویسنده‌هاست که خواننده رو مجبور میکنن بره سراغ جلدهای بعدی :)) )
پس پیش به سوی مخمصه :D
پ.ن۱: طراحی جلد کتاب رو خیلی دوست دارم، به نظرم خیلی هوشمندانه‌است.
پ.ن۲: نقش کیا که شخصیت اصلی داستانه به نظرم تو کل کتاب خیلی کمرنگ بود.
پ.ن۳: امیدوارم جلد دوم بیشتر از کیا بخونیم و حماسی‌تر باشه (میگن مثبت هجده‌تر میشه ولی :( )
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • #65

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
آرامش در محیط کار
نویسنده: سوفی مرین
مترجم: مرجان گلریز
انتشارات: شمعدونی
تعداد صفحات: ۲۰۸
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، بوکوفیل، زندگی، دوباره بخونم، چالش هزار کتاب، ادبیات فرانسه
سال مطالعه: ۲۰۱۹

️آرامش در محیط کار کتاب بسی خوبیه که خوندنش بر هر انسان، کارمند، کارآفرین و مدیری لازم و حتی واجبه!
به نظرم حتا افراد خانه‌دار و یا کسانی که مشاغل خانگی دارند هم باید این کتاب رو بخونند تا بتوانند بین خانه‌اشون به عنوان محل کارشون و محل زندگی‌شون تفاوت قائل شن وبتوانند با اداره بهتر تعادل لازم رو ایجاد کنند.
کتاب به نوعی خودآموز شناخت و کنترل پیام‌های ذهنی ماست و بهمون کمک میکنه تا با شناخت بهتر افکارمون در مواقع اضطرار بهتر اوضاع را کنترل کنیم.
در واقع نویسنده در این کتاب مشکلات رفتاری رو در قالب تست‌های مختلف ریشه‌یابی می‌کنه و بعد به تحلیل آن‌ها می‌پردازه و در آخر راهکارهایی تحت عنوان خودآموز به خواننده ارائه میده.
شاید فصل اول و آخر بیشتر مرتبط با کار و محیط کار باشه، سایر فصل‌ها روی انواع رفتار و تحلیل رفتارها مانور میده.
.
.
️در معرفی این کتاب تحت عنوان: چرا باید این کتاب را بخوانیم؟، نوشته شده است:
"این کتاب رویکردی دوگانه دارد: نخست، بیان دوباره برخی نظریه‌هایی که پیش‌تر با اطلاعات آماری کلیدی اثبات شده‌اند؛ و پس از آن، ارائه ابزارهایی عملی که مانند "جعبه ابزار" هستند و به فرد کمک می‌کنند تا برنامه‌ای شخصی برای خود تعیین کند و زندگی بهتری در محل کار داشته باشد."
.
.
فصل‌های مورد علاقه من:
ف۷ مدیریت زمان
ف۹ جایگاه خود را به عنوان یک زن در دنیای کار پیدا کنید
فصل‌هایی که به نظرم کاربردی‌تره و خوندنش واجبه:
ف۳ مدیریت استرس برای دست‌یابی به آرامش و کارآیی بیشتر
ف۵ افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس
ف۶ بهبود روابط به واسطه مهارت ابراز وجود
ف۷ مدیریت زمان
.
.
امیدوارم اگه خوندیدش ازش لذت ببرید و به کارتون بیاد، من که بعدا دوباره این کتاب رو خواهم خواند
.
.
این کتاب رو می‌تونید به صورت الکترونیکی با ۴۰٪ تخفیف با استفاده از کد bookophill در اپلیکیشن #فیدیبو مطالعه کنید (و البته هر کتاب دیگه‌ای رو)
 
  • شروع کننده موضوع
  • #66

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
مَه آلود

نویسنده: الیستا آقایی
انتشارات: باژ
تعداد صفحات: ۴۱۵
امتیاز گودریدز: ۴.۱۵ از ۵
امتیازِ من: ۵ از ۵
دسته بندی: دارم، ایرانی، فانتزی، نوجوان، پیشنهاد میدم، بوکوفیل، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

"مادر بشر، اولین زن، اولین معشوق، اولین همسر، اولین بانوی ساکن زمین، اولین زن تبعیدی و اولین زن سرپیچی‌کننده از فرمان، من تمامی این‌ها بودم. حوّا نام من بود."
مَه آلود یک فانتزی عاشقانه و اولین اثر اَلیستا آقایی است. کتاب در آینده‌ای روایت میشه که زمین نابود شده و انسان‌ها در سرزمینی به نام هونا زندگی می‌کنند.
به نظرم کتاب بسی خوش‌خوان و جذابیه، ترجیح میدم به جای توضیح در مورد کتاب به نکات مثبت‌ش از دید خودم بپردازم، باشد که آگاه شوید و از نویسنده‌های کشورمون حمایت کنید!
•اولین و بزرگترین نکته مثبت کتاب ایده پردازی قوی و خوبشه و در نتیجه ریتم درست و منطقی داستان، کتاب علمی‌تخیلیه اما همه چیز ملموس و قابل درکه.
•دومین نکته مثبت کتاب فضا‌سازی خوبشه، اوایل کتاب شما در قالب روایت‌های روزمره حوا و یا کلاس‌های درسش با ساختار کلی هونا اعمم از جغرافیا، نوع حکومت، مردم و ساختار جامعه آشنا می‌شید که این اطلاعات به هیچ وجه اضافه نیست و اونقدر خوب گنجونده شده که خواننده رو خسته نمیکنه.
هونا در آینده رخ میده اما توسط چهار ایزد اداره میشه، در واقع تمدنی‌ست شاید سنتی در عین حال مدرن، انگار نویسنده با زمان بازی کرده و از دوره‌های مختلف وام گرفته تا دنیای خودش رو خلق کنه و این برای من بسی دل‌چسب بود!
• سومین ویژگی کتاب شخصیت پردازی خوبشه. آدم‌های داستان‌ حتی اگر نقش کم‌رنگی داشته باشند اضافه نیستند و نویسنده در هر بخش جنبه‌های مختلفی از شخصیت‌شون رو به خواننده نشون میده و همین ذهن ما رو به چالش می‌کشونه!
و اما در مورد شخصیت اصلی داستان، حوا! حوا شخصیت خاکستری‌ای داره. من تضادها، احساسات و منطق حوا رو خیلی خوب درک میکردم و بعضا برخی جنبه‌های شخصیتی‌ش رو در خودم می‌دیدم؛ به خوبی باهاش همذات پنداری میکردم. قهرمانی که قهرمان نیست!!
در کل کتاب رو پیشنهاد میکنم، هم به فانتزی خونا که یه اثر تالیفی خوب بخونن و هم به همه شاید با خوندن این کتاب به ژانر فانتزی علاقه‌مند شدید!
پ.ن۱: حواس‌تون باشه خواب های حوا پر از حرف و نشانه است.
پ.ن۲:حیف! خارجیا ندارن بخون‌َنِش والا احتمالا یه فیلم خفن از روش می‌ساختن و کتاب کلی معروف میشد.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #67

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
خون خورده

نام کتاب: خون خورده
نویسنده: مهدی یزدانی خرم
انتشارات: چشمه
تعداد صفحات: ۲۷۲
امتیاز عمومی گودریدز: ۴.۰۶/۵
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، ایرانی، چشمه، پیشنهاد میدم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

اولش خون بود...
خون خورده از اون دست کتابهایی است که دلم میخواد ساعت‌ها درمودرش حرف بزنم!
فکر کنم بهترین توصیف از داستان کتاب، چیزی مثل طرحای ابر و باده، تلفیقی از رنگها، همونقدر که مستقلن در هم آمیخته شدن! و شخصیت‌های کتاب هر کدوم داستان جدا به اندازه یک کتاب دارن اما همه باهم یک روایت واحد رو تشکیل میدن.
به نظرم خون‌خورده داستانی به بلندای تاریخه! پیوند ادیان، جنگ و صلح، قومیت ها و...
سبک داستان گویی و قلم نویسنده رو دوست داشتم، داستان مثل یک فیلم می‌مونه، شروعش کلوز آپ از جوی کوچکی در یکی از خیابان‌های تهرانه و کم‌کم همه‌ی تاریخ رو دربر میگیره.
خون خورده سفر در دل تاریخ است، یزدانی خرم با تکرار هوشمندانه جمله "تاریخ پر است از..." مدام چرخه تکراری تاریخ رو بهمون یادآور میشه، تاریخی که پر است از اتفاقات تکراری با آدمهایی جدید در مکانهایی جدید.
کتاب از مرگ و خون میگه اما به قدری زنده‌است که من شخصا نمیتونستم پایانی براش متصور شم و احساس میکردم این کتاب می‌تونه تا ابد نوشته و خوانده بشه.
این کتاب اولین اثری بود که از مهدی یزدانی خرم خوندم اما گویا به نحوی دنباله‌ی دو کتاب دیگر سرخ سفید و من_منچستر_یونایتد_را_دوست_دارم هست. من دو کتاب دیگه رو نخوندم و به قدری کامل بود که اگه دوستان نمیگفتن متوجه نمیشدم.
خو‌ن‌خورده از اون داستانهایی که فراموشش نمیکنم و حتما بهتون پیشنهاد میدم بخونید.
آخرش آب بود...
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • #68

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
شیگانهوس

نام کتاب: شیگانهوس
نویسنده: بهاره نوربخش
انتشارات: بهنام
تعداد صفحات: ۴۰۷
امتیاز عمومی گودریدز: ۳/۵
امتیازِ من: ۳.۵ از ۵
دسته بندی: دارم، ایرانی، فانتزی، زنان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

شیگانهوس اولین اثر بانو بهاره نوربخش در ژانر فانتری است و جلد اول سه گانه دنباله دار در عین حال مجزایی است که مرتبطند اما توالی ندارند.
کتاب داستان نوه شیطان است و دو بخش داره، در بخش اول به دل افسانه‌ها سفر میکنیم و به منشا آنها میرسیم. ملاقات با خدایان و الهه‌ها در قالب خاطرات شیطان و روایت چگونگی به وجود آمدن نخستین گرگینه و خون‌آشام و... در قالب آزمونهای شیطان برای انتخاب داماد و پدر نوه‌اش.
بخش دوم از تولد شیگانهوس شروع میشه تا آغاز فرمانروانی وی. من سیر داستانی بخش اول رو بیشتر دوست داشتم.
از محبوب‌ترین کتاب‌های فانتزی در دنیا شاید بشه به کتابهای فانتزی_اساطیری مثل سیرسه، مجموعه هایی مثل پرسی جکسون و آتش دزد اشاره کرد و من تو کتابای ایرانی این سبک رو ندیده بودم چیزی که تو این کتاب و کتاب وسوسه (نشر باژ / نیما کهندانی) دوست دارم اینکه هر دو به‌نحوی با اساطیر و شیاطین ملی و بعضا مذهبی در ارتباطند!
کتاب نثر خوش‌خوان و روانی داره، هم‌چنین فضاسازی و توصیفات کتاب رو دوست داشتم، مثلا جنگِ صفحات پایانی کتاب به نظر من بسیار خوب توصیف شده بود و من به عنوان خواننده با مطالعه‌اش میتونستم به راحتی در ذهنم تصویر سازیش کنم.
"شیگانهوس" کتاب سیاهه و قهرمان نداره، سیاهی در آخر کتاب بر جهان چیره میشه و من عاشق کتابای سیاهم! اما اواخر کتاب زمزمه‌هایی از وجود یک ناجی شنیده میشه...
همونطور که گفتم این کتاب اثر اول نویسنده در این ژانره لذا کاستی‌های کوچکی هم دیده میشه.
به طور کلی معتقدم ژانر فانتزی در ایران بسیار نوپا است و نباید با کتاب‌های خارجی مقایسه شه؛ این وظیفه ماست که از نویسنده هامون حمایت کنیم، کتاب‌هاشون رو بخونیم و با نقد درست بهشون کمک کنیم تا هم قلم‌شون قوی شه هم بیشتر با سلیقه مخاطبانشون آشنا شن.
×پیش به‌سوی جلد دوم، پریاموس!
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • #69

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
سایه روباه

نام کتاب: سایه روباه
نویسنده: جولی کاگاوا
مترجم: مهرزاد جعفری
انتشارات: آذرباد
تعداد صفحات: ۴۵۰
امتیاز عمومی گودریدز: ۴.۰۱/۵
امتیازِ من: ۴/۵
دسته بندی: دارم، فانتزی، زنان، نوجوان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

"و دنیا از ترس سیاه و تاریک خواهد شد؛ اما یک روباه بالای تمام این‌ها قرار دارد، بی آنکه صدمه ببیند و سایه‌اش اژدهای بزرگی است. نامش یومکو است، فرزند رویاها؛ چون او تنها امید ما در برابر تاریکی‌ای است که انتظارمان را می‌کشد."
سایه روباه جلد اول یک سه‌گانه فانتزی_اساطیری است. کتابی که در اون همراه یومکو و دیوکش کاگه به دنیای سامورایی‌ها، شینوبی‌ها و افسانه‌های ژاپنی سفر می‌کنیم.
کتاب خوش خوان و جالبیه این اولین تجربه خوانش من در این سبک بود. ترجمه کتاب به لطف مهرزاد جعفری بسیار روانه اما ممکنه پنجاه یا شصت صفحه اول، داستان کمی گیج کننده باشه، چون مترجم به متن و داستان نویسنده وفادار بودن و اصطلاحات ژاپنی رو عینا آوردن و اگه مثل من طرفدار انیمه و مانگا باشید خیلی جذابه، جذاب و گیج کننده در اوایل کتاب.
راستی! ته کتاب لغات نامه داره و حتی اگه بهش رجوع نکنید در حین داستان کاملا متوجه میشید معانی رو.
البته لغتنامه بر اساس الفبای انگلیسیه (مطابق خود کتاب اصلی) کاش در ترجمه مطابق الفبای فارسی می‌بود که راحتر معانی رو پیدا میکردیم.
تصویر سازی کتاب رو دوست داشتم، به نظر من توصیفاتش کاملا به اندازه بود. کتاب واقعا شبیه انیمه‌هاست دقیقا نقاط اوج لحظه‌ای ایجاد میشه و وقتی توقع داری با یه جنگ بزرگ رو به رو شی می‌بینی یه لطف کوچیک می‌تونه همه چیز رو حل کنه!
و البته پایان کتاب رو خیلی دوست داشتم :-"
خلاصه که اگه این کتاب رو دوست داشتید توصیه میکنم کتاب "شعله در مه" از نشر ویدا رو بخونید و بالعکس!

×جهت تهیه کتاب با ۲۵٪ تخفیف و امضا مترجم پیام بدید.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #70

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
سوپرمن

نام کتاب: سوپرمن / ظلمت‌شکن
نویسنده: مت دلا پینیا
مترجم: امیرمهدی عاطفی‌نیا
انتشارات: باژ
تعداد صفحات: ۳۱۶
امتیاز عمومی گودریدز: ۳.۵ از ۵
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، فانتزی، نوجوان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹


"ولی شاید معنای بزرگ شدن همین باشه؛ مگه نه، کلارک؟ کم‌کم متوجه می‌شی که دنیا چقدر غیرمنصفانه‌ست. چقدر آدم‌های کمی اهمیت می‌دن. مشکل عدالت نیست، درسته؟ موضوع قدرته و مردم من... هیچ قدرتی ندارن. هنوز ندارن."
عرضم به حضورتون که خیلی دلم می‌خواست ریویو رو با یک بیت شعر از دست تقدیر و کاراش شروع کنم، ولی چیزی یادم نمیومد :))
واقعا هیچ وقت فکر نمی‌کردم از مجموعه قهرمانان دی‌سی کتاب بخونم، اونم سوپرمن‌شون!
(اوج فعالیت سوپرهیرویی من تماشای انیمیشن شگفت‌انگیزان ۱ و ۲ بوده :)) )
این کتاب قراره آبان ماه با ترجمه امیرمهدی عاطفی‌نیا از نشر باژ چاپ بشه و من افتخار این رو داشتم که خواننده آلفا کتاب باشم.
داستان به‌قدری شسته‌رُفته و ترجمه اون‌قدر روان بود که یه جاهایی یادم می‌رفت وظایفم به عنوان خواننده الفا چیه، و مجبور می‌شدم بر‌گردم بیست صفحه قبل و یک بار دیگه با دقت متن رو بخونم! :((
خلاصه که سعی کردم با دقت و بدجنس کتاب رو بخونم و یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین تجربه‌هام بود :D (با تشکر از آقای کهندانی)
به نظرم سوپرمن، صرفا یک کتاب کیوت و مخصوص نوجوانان نیست، کلی حرف برای گفتن داره و حتی معتقدم یه جورایی در قالب قصه داره فرهنگ‌سازی می‌کنه!
دوتا موضوع فرعی اما مهم داستان:
۱.مبارزه با تبعیض و نژاد پرستی
۲. اشاره به فناوری‌های زیستی و اخلاق زیستی، گیاهان تراریخته و مهندسی ژنتیک؛ به عنوان دانشجوی بیوتکنولوژی باید بهتون بگم، کتاب صرفا "علمی_تخیلی" نیست کتاب بلکه کاملا علمیه و کارایی که تو دنیا داره روش تحقیق و حتی بخش گیاهان تراریخته‌اش داره اجرا میشه. (البته اون بخش اخر کتاب قطعا علمی_تخیلیه ولی بعید نیست عملی شدنش)
و خب اینجا به هوش و ذکاوت تقدیر پی‌ می‌بریم که از بین این همه کتابِ جدید نشر باژ عدل همین کتاب که مرتبط با رشته تحصیلی‌ منه، بهم افتاد :))

برایان به آسمان شب خیره شد و گفت:" می‌دونی چرا از پرواز خوشم میاد، کلارک؟"
کلارک از حرف بی‌ربط او غافلگیر شد و پرسید:"چرا؟"
-دنیا از فاصله ده‌هزارپایی با عقل جور درمیاد.
من هیچ وقت کتاب‌های ابرقهرمانا رو نمی‌توندم چون فکر می‌کردم مسخره‌س یه نفر همیشه خوب و عالی باشه اما چیزی تو سوپرمن برام جالب بود، این بود که به من خواننده نشون می‌داد حتی سوپرمن هم ضعف‌هایی داره و نیازمنده حمایت دوستان و خانوادشه.
و یکی از اون نکات خوب دیگه کتاب اینکه اهمیت و نقش خانواده پر‌رنگه.
در آخر باید بگم که از خوندن این کتاب بسیار لذت بردم، هم تجربه جالبی بود و هم این‌که حس ذوق‌زدگی نوجوان درونم رو زنده کرد. یه جاهایی یاد در جست‌وجوی دلتورا میوفتادم (اونجا که خانواده لیف یه سری واقعیت‌ها رو بهش میگن، مامانش بهش شنل میده و اینا)
"او بود که به نوعی قوانین را در هم می‌شکست.
اما می‌توانست به موقع آن‌ها را در هم بشکند؟"
سوپرمن/ظلمت‌شکن
 
  • شروع کننده موضوع
  • #71

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
همه‌چیز همه‌چیز

نام کتاب: همه‌چیز همه‌چیز
نویسنده: نیکولا یون
مترجم: نازیلا محبی
انتشارات: نون
تعداد صفحات: ۲۲۸
امتیاز عمومی گودریدز: ۴.۰۸ از ۵
امتیازِ من: ۴ از ۵
دسته بندی: دارم، زنان، مورد علاقه، بوکوفیل، نوجوان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۱۹

"خواستن فقط منجر به بیشتر خواستن می‌شود. آرزوها تمامی ندارند."
تصور کنید همه عمرتون پشت شیشه زندگی کرده باشید و دنیا رو فقط شنیده و دیده باشید...
کتاب همه‌چیز همه‌چیز رو در یک نشست شبانه خوندم و از خوندنش بسی لذت بردم، یک کتاب دل‌نشین در ژانر یانگ ادالت، هم غم داره، هم شادی! هم عشق داره و هم تنفر و البته در بخش‌هایی از کتاب یه طنز جذاب و ملایم که خنده روی لب‌تون میاره.
"زندگی یه موهبته. یادت نره که ازش استفاده کنی."
به نظرم این جمله مهم‌ترین مفهومیه که کتاب می‌خواد بهمون یاد بده.
طرز فکر و دیدگاه مادلین، شخصیت اصلی کتاب دختری که از بیماری نادری رنج می‌بره، نسبت به زندگی و اطرافش رو خیلی دوست داشتم.
کتاب با شازده کوچولو شروع و با شازده کوچولو تموم میشه، البته ربطی به اون داستان نداره، می‌خوام بگم اگه مثل من خوره کتاب باشید از خوندن کتاب بیشتر‌تر لذت خواهید برد.
اما پایان کتاب! بی نظیر و تامل برانگیز! من کلی حرف زیاد در موردش دارم اما هر چی بگم کتاب رو اسپویل کردم، در حد بهتون بگم که من یه حدس زدمو واقعا شوکه شدم وقتی عملی شد چون واقعا فکرشم نمی‌کردم :)) :((
یه نکته مهمی داره این کتاب که باعث میشه به پدر و مادرها خوندنش رو توصیه کنم، این که حواسمون باشه به عنوان پدر و مادر داریم با زندگی بچه‌مون چه می‌کنیم! گاهی این محبت و دوستی بیش از در حق بچه ها در حد جنایته!
همه‌چیز همه‌چیز از اون دست کتابایی بود که وقتی صفحه آخرشون رو خوندم بغلش کردم و با لبخند در افق محو شدم :D
ب لیست کتابای اضافه شد ک برا شروع کتاب‌خوانی پیشنهاد می‌کنمش.
این کتاب اولین اثر نویسنده‌شه و به نظر من داستان قشنگ و جالبی داشت، فصل‌های کوتاهی داره و یک‌سری از فصل‌ها دفتر‌خاطره طوره که باعث جذابیت داستان شده و لابه‌لای داستان یک‌سری نقاشیه که دیوید یون، همسر نویسنده کشیده و به نظرم من به‌شدت در دل‌چسب‌تر شدن داستان موثر بوده. انقدر قلم نویسنده رو دوست داشتم که کتاب دیگه‌شون "خورشید هنوز یک ستاره است" رفت توی لیستم.

×خرید این کتاب و هر کتابی بخواهید، از سایت سی‌بوک با ۲۵٪ تخفیف تا پایان دی‌ماه،
کد تخفیف: BKPHLL
 
  • شروع کننده موضوع
  • #72

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
شام با آدری هپبورن

نام کتاب
:
شام با آدری هپبورن
نویسنده: ربکا سرل
مترجم: میلادبابانژاد و الهه مرادی
انتشارات: نون
تعداد صفحات: ۳۲۴
امتیاز عمومی گودریدز: ۳.۶۱ از ۵
امتیازِ من: ۵ از ۵
دسته بندی: دارم، زنان، مورد علاقه، بوکوفیل، عاشقانه، زندگی، پیشنهاد می‌کنم، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰


"ما اینجائیم که راه برگشت‌مون رو پیدا کنیم"

اگه می‌تونستید پنج نفر رو زنده یا مرده به مهمانی شام دعوت کنید، اون پنج نفر چه کسانی خواهند بود؟!

سابرینا به این سوال پاسخ داده، و حالا از ساعت ۱۹:۳۰ تا ۰۰:۰۰ با ۵ نفر منتخب‌ش سر میز شام نشسته و این ۴:۳۰ قراره به‌اندازه همه زندگی سابرینا و حرف‌های نگفته‌ش باشه.

به‌نظر من این کتاب، یک کتاب کامله. بذارید براتون کتاب کامل رو تعریف کنم، کتابی که شما هرزمان با هر دیدگاهی سراغش بری حرفی برای گفتن باهات داره، از عشق، نفرت، دوستی، خانواده و...
که این کامل بودن رو به‌نظرم مدیون انتخاب درست و هوشمندانه ۵ نفره.

این‌کتاب دوبخش داره:
۱.سر میز شام، با ۵ نفر منتخب سابرینا، که شامل بحث‌های فلسفی‌ و نقد و بررسی بخش دوم از دید سایرینه و بالغانه‌تره. (بخش قابل تامل)

۲.فلش‌بک‌هایی به زندگی سابرینا در ۲۰_۳۰ سالگی متناسب با بحث، که پر از شور، شوق و هیجان دوران جوانیه. (بخش رمانِ راحت‌خوان)

محوریت اصلی این کتاب عشقه، من طرفدار رمان‌های عاشقانه نیستم اما این کتاب عشق پرشور و هیجان و سرخوشی سابرینا و توبیاس رو روی ترازوی نقد و در مقابل عشق واقعی و دیدگاه بقیه نسبت به رابط‌شون قرار می‌ده و نقدش میکنه.
این نوع نگاه به عشق به عنوان یک مسئله جدی نه صرفا یک احساس برای من جذاب بود.
*نکاتی که در رابطه عاطفی باید بهش توجه کرد:
(نتایج من با توجه به کتاب)
۱. عشق هرگز کافی نیست.
۲. بررسی اهمیت مسائل مالی! (این خیلی جالب بود)
۳. گاها واقعیت اون چیزی که ما فکر می‌کنیم نیست. ۴.اهمیت شناخت درست طرف مقابل و رسیدن به‌درک متقابل و فهم مشترک در روابط.
همه ما این فرصت رو نداریم که آدم‌ها رو دور هم جمع کنیم و کم‌کارهامون رو جبران کنیم یا حرف‌های نگفته‌مون رو بهشون بگیم...
مورد ۳ و ۴ در واقع محوریت اصلی کتابه، داره بهمون میگه نه فقط در زندگی عاشقانه بلکه تو همه زندگی این درک متقابل و حرف زدن چقدر می‌تونه بهمون کمک کنه.
برای همین خوندن این کتاب رو اول به کسی که به نوعی درگیر روابط عاطفی هستند، بعد پدر و مادرها، در آخر هم به هرکسی که یک رمان روان‌شناختی خوب می‌خواد پیشنهاد می‌کنم.

و اما پایان کتاب!
پایان کتاب برای من بی‌نهایت دل‌نشین و البته جذاب بود و بزرگترین درس رو بهمون میده، این که از عشق به خودمون و شناخت بهتر و بیشتر خودمون برسیم.
(خیلی دوست دارم در مورد پایان کتاب بیشتر بگم اما نمی‌خوام اسپویل کنم :D )

از ویژگی‌های خوب کتاب:
+ترجمه روان
+فصل‌های کوتاه
+شخصیت‌های واقعی و قابل درک
+همه خوانه، میشه راحت به هرکسی پیشنهادش داد


اسم اصلی این کتاب "لیست شام" هست، که به نظرم "شام با آدری هپبورن" انتخاب هوشمندانه‌تر و جذاب‌تریه.
×من طرفدار آدری هپبورن نیستم و صرفا اسمش رو شنیده بودم اما بی‌نهایت از کتاب لذت بردم، و خب اگه فَنِ آدری باشید این لذت دوچندان می‌شه.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #73

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
مثبت

نام کتاب: مثبت:کتاب خاطرات
نویسنده: پیج راول، الی بنجامین
مترجم: سرور کرمپور دشتی
انتشارات: فرمهر
تعداد صفحات: ۲۹۲
امتیاز عمومی گودریدز: ۴.۲۹ از ۵
امتیازِ من: ۳.۷۵ از ۵
دسته بندی: دارم، زنان، بوکوفیل، زندگی‌نامه، زندگی، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰


"هیچ‌کس نمی‌توانست آن را تغییر بدهد. بهترین دانشمندان روی زمین و بهترین پزشکان دنیا نمی‌توانستند آن را تغییر بدهند. مامانم هم با همه‌ی نگرانی‌ها و عشق زیادش، نمی‌توانست آن را تغییر دهد."

مثبت، زندگی‌نامه پیج راول دختریه که با ویروس اچ‌آی‌وی به‌دنیا اومده و حالا یک سخنور موفق و شخصیتی الهام‌بخش است.
دختری که وقتی دوستانش می‌فهمن اچ‌آی‌وی مثبته طرد میشه و مورد آزاد و اذیت قرار می‌گیره، اما بالاخره بعد از یک دوره سرخوردگی و افسردگی میتونه خودش رو پیدا کنه.
این کتاب رو بهتون توصیه می‌کنم اگه به سرگذشت افراد تاثیرگذار علاقه مندید.
و البته به‌نظرم خوندن کتاب برای جوانان و نوجوانان خالی از لطف نباشه چون:
کتاب بهمون نشون میده چطور نوع رفتار ما می‌تونه روی دیگران تاثیر بذاره.
اگه مورد ظلم و آزار قرار گرفتیم چه کنیم.
و البته به‌زبان خیلی ساده و روان در مورد این ویروس و ایدز توضیح دادند.
امروزه پیج یک مبارز عدم آزاررسانی و یک آموزش‌دهنده‌ی مصمم ایدز/اچ‌آوی‌وی است.
و اکنون دانشجوی بیولوژی مولکولی بال استیت است و بر روی ایدز و داروهای موثر تحقیق می‌کنه.

ترجمه به‌نظرم خوب بود و نثر کتاب بی‌نهایت ساده و بی‌تکلفه. مترجم در مقدمه کتاب توضیح داده که سعی کرده به متن اصلی وفادار بمونه. کتاب روان و ساده‌س و خیلی سریع خونده میشه. به‌شخصه عکس‌هایی که بین کتاب گذاشته شده بود رو خیلی دوست داشتم و باعث می‌شد بیشتر با کتاب و فضای داستان ارتباط برقرار کنم.

چیزی که برام جالب بود این بود که ما همیشه ایدز رو بیماری می‌دونیم که در افراد بد جامعه است، اما می‌تونه گریبان‌گیر یک کودک بی‌گناه قبل از تولد بشه.
و این‌که این بیماری هنوز حتی در آمریکا یک تابو.
این‌که کودکان با محدودیت و حتی بدون محدودیت چقدر توی مدارس (حتی خوب) می‌تونن آسیب ببین بدون این‌که کسی متوجه شه!
 
  • شروع کننده موضوع
  • #74

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
مجموعه قلمرو خار و رز (جلد ۱و۲)

نویسنده: سارا جی‌ماس
مترجم: زهرا هدایتی
انتشارات: باژ
امتیاز گودریدز جلد اول: ۴.۲۵ از ۵
امتیازِ من جلد اول: ۳.۵ از ۵
امتیاز گودریدز جلد دوم: ۴.۶۶ از ۵
امتیازِ من جلد دوم: ۴.۷۵ از ۵
دسته بندی: دارم، فانتزی، جوان، عاشقانه، زنان، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰

توجه: این ریویو برای جلد ۱ و ۲ باهمه، اسپویل هم نداره.

به‌نظر من سارا جی‌ماس روایت‌گر خوبیه، می‌تونه روایت‌های تکراری و داستان‌هایی که شبیه‌ش رو خوندی با ظرافت وارد دنیای خودش کنه و برپایه اون‌ها دنیاش رو خلق کنه. انقدر خوب داستان رو جلو میبره که خواننده رو با خودش همراه میکنه.
جلد اول (امتیاز من بهش 3.5) اقتباسی آزاد از دیو و دلبره، صرفا یک داستان قدیمی با روایتی متفاوت و در پایان جذاب از دنیای پریان که توابن جلد با فضای کلی داستان، موقعیت‌های مکانی و شخصیت‌های اصلی آشنا می‌شیم، البته باید بگم بخشی از شخصیت‌های اصلی چون قسمتی از کارکترهای جذابش رو نگه داشته برای جلد دوم، شخصیت‌هایی که عاشق‌شون میشید.
جلد دوم اما تماما وارد دنیای جی‌ماس میشیم، شخصیت‌های جدید به داستان اضافه میشه و چهره جدید و جذاب‌تری از کرکترها می‌بینیم. افسانه‌ها و خیلی از مسائلی که تو جلد یک بهشون اشاره شده حالا اهمیت پیدا می‌کنند و شرح داده میشه.
دربار خشم‌و‌مه (جلد دو) واقع‌بینانه‌تر و پخته‌تره، جنگ و ساسیت و فداکاری داره و به مسائلی اجتماعی مثل تلاش برای برقراری برابری جنسی ویا از بین بردن اختلاف طبقاتی در دل داستان می‌پردازه.
پایان جلد اول یک پایان کامله، یعنی خواننده می‌تونه تصمیم بگیره بیخیال مجموعه بشه یا ادامه بده اما پایان کتاب دوم یک آغازه!
و توصیه می‌کنم بعد از پایان جلد اول دووم بیارید و بیخیال مجموعه نشید، جلد دوم بسیار متفاوته!
در کل جلد دوم همه لحاظ جذاب‌تره، هم از نظر داستانی، هم از لحاظ فضاسازی و شخصیت‌ها.
یه‌ویژگی که تو هر دوتا کتاب نظرم رو جلب کرد اینکه سارا جی‌ماس ۵۰۰_۶۰۰ صفحه داستان می‌نویسه برای این‌که خواننده رو آماده کنه تا در حدود ۱۰۰ صفحه (حتی کمتر)غافل‌گیرش کنه.
و اما عشق!
این کتاب یک فانتزی‌رمنسه. عشقی که تو این کتابه از جنون و واقعیت میاد، رمنس بودنش برام قابل هضم بود به چند دلیل اول این که لوس نبود و مثلث عشقی نداشت! دوم این‌که کتاب انقدر لحظات هیجان‌انگیز، داستان مستقل از عشق و توام با جادو و سیاست و فضاسازی به‌نظر من قوی داره که بخش عاشقانه‌ش خیلی به چشم نیاد. ضمن این‌که شخصیت‌ها ازین عاشقای لوس آویزون نیستن.

یه نکته در مورد جلد اول بگم که با این‌که اقتباس آزاده از دیو و دلبره اصلا دیزنی‌طور نیست که یه شاهزاده‌ای بیاد یه دختری رو نجات بده و با خوش‌بختی تا آخر عمر زندگی کنند، حالا یکم هست ولی...، زن‌ها و دخترها تو این کتاب مستقلند، حتی اگه کم بیارند می‌تونند از جاشون بلند شن و به راه‌شون ادامه بدهند.
یه‌رگه فمنیستی تو کتاب دوم حس میشه و از برابری جنسی صحبت می‌کنه.در غالب داستان و سنت‌های قدیمی‌شون از تعصبات غلط در مورد خانم‌ها صحبت می‌کنه، چیزهایی که به نظرم برای ما ایرانی‌ها قابل درک‌تر باشه، در مقابل آدم‌هایی رو نشون میده که تلاش

در کل کتابیه که دوسش داشتم، باهاش ارتباط برقرار کردم و فضاش برام ملموس و جذاب بود.

×پیشنهاد می‌کنم کتاب رو اگر حداقل ۱۶ سال سن دارید.
×این مجموعه ۳ جلد اصلی و یک جلد فرعی داره.


"To the stars who listen—and the dreams that are answered.”
 
  • شروع کننده موضوع
  • #75

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
جعبه سیاه اینستاگرام

نویسنده: حسین نصیری
نشر: بهار سبز
تعداد صفحات: ۲۰۰
امتیاز من: ۴ از ۵
دسته‌بندی من: بوکوفیل، دارم، ایرانی، چالش هزار کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰


از یک‌سال قبل از این‌که پیج اینستاگرامی کتاب‌خونی‌م رو راه بندازم مقالات مخالف خارجی رو می‌خوندم تا چم‌وخم کار دستم بیاد.
بعد از اون شروع کردم با اسم خودم فعالیت کردن، آزمون و خطا بیشتر تا جایی که پیجم سه‌هزار نفری شد و "بوکوفیل" این‌طوری که امروز هست راه‌اندازی شد. (تو اینستاگرام سرچ کنید: bookophill )

اما این کتاب کار شما رو راحت می‌کنه!
جعبه سیاه اینستاگرام صفر تا صد بالا کشیدن یک پیج اینستاگرامی رو به‌صورت کاملا ایرانی و براساس الگوریتم اینستاگرام و هوش مصنوعی واتسون توضیح میده.
کتاب به‌کوشش حسین نصیری گردآوری شده، برگرفته از سه کتابِ:
Instagram Marketing
Instagram Secrets
Instagram Marketing step-by-step

و البته تجربه‌های شخصی و آزمون‌وخطاهای خود ایشونه‌ (واسه اینه که میگم ایرانیزه شده)
کتاب برای من نکته جدیدی نداشت، بیشتر یک‌جاهایی‌ش تجدید خاطره بود برام اما اگه بخواهید درست و اصولی یک کسب‌وکار یا بلاگ در اینستاگرام راه اندازی کنید نکات پایه‌ای و خیلی خوبی داره، بسیار هم ساده توضیح دادند شما فقط باید بدونید اینستاگرام چیه و چه بخش‌هایی داره.
اگه هم همین الان پیج دارید نکات خوبی در مورد امنیت پیج یا افزایش بازدید و... داره.

من کتاب رو تو دو روز خوندم، متن کتاب بسیار خودمونی و روانه اما شما اگه میخواهید برپایه کتاب و اصولش که در واقع الگوریتم اینستاگرامه کار کنید باید نُه فصل رو در نه ماه قدم به قدم پیاده کنید، و البته صبور باشید.
البته بگم با یکی_دوجای کتاب مخالف بودم چون با شیوه کاری من متفاوته اما در کل کتاب خوبیه.
یه نکته خوب کتاب جمع‌بندی‌های آخر فصل‌ها و نکات مهمه که خیلی خوبه و در واقع چکیده‌ای از اون فصل کتابه.

راستی! اگه براتون سواله چرا هی اینستاگرام اینستاگرام می‌کنم.
کافیه فصل اول این کتاب رو بخونید تا توجیه شید داشتن صفحه اینستاگرام خوب چقدر میتونه تو کسب و کارتون مفید باشه!


از من اگه بپرسید رمز موفقیت تو اینستاگرام چیه سه تا چیز بهتون میگم:
• تعامل
• خلاقیت
• برنامه‌ریزی

کتاب رو از کجا میشه تهیه کرد؟
اینستاگرام: [email protected]
تلگرام: [email protected]
 
  • شروع کننده موضوع
  • #76

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
کاراوال
نویسنده: استفنی گاربر
مترجم: محمدصالح نورانی‌زاده
نشر: باژ
تعداد صفحات: ۴۸۰
امتیاز من: ۴ از ۵
امتیاز گودریدز: ۳.۹۵ از ۵
دسته‌بندی من: بوکوفیل، دارم، فانتزی، باژ، مورد علاقه، چالش هزار کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰


کاراوال یه بازیه،
کاراوال شاید یک واقعیت در قالب یه بازیه!
کاراوال پر از رنگ، شب و دروغه!
خوندن ۲۰۰ صفحه اول کتاب برای من ۴ ساعت شد، این یعنی متن و ترجمه بی‌نهایت روان و جذابه.
پر از معما و شگفتی!
خود نویسنده گفته طوری این مجموعه رو نوشتم که انگار اولین و آخرین اثر منه و انصافا هم خوب نوشته.
به‌طور کلی من کتاب رو دوست دارم و به کسانی که فانتزی می‌پسندند پیشنهاد می‌کنم، اگه فانتزی_رمنس می‌پسندید هم خیلی پیشنهاد می‌کنم.
اما آخر کتاب خیلی همه‌چیز تموم شد! خب این مجموعه قراره دوتا جلد دیگه هم داشته باشه اما داستان در انتهای کتاب اول کاملا تموم می‌شه و هیچ‌جای ابهامی برای خواننده نمی‌ذاره که ترغیب بشه بره سراغ جلد دوم.
من دوست داشتم انتهای کتاب عجیب غریب‌تر باشه، و اتفاقات خطرناک‌تری بیفته و بعضی چیزا در مورد کاراوال مبهم بمونه.
برای همین چهار ستاره دادم و اگه پایانش یکم جذاب‌تر می‌بود پنج می‌دادم. با این‌حال بسیار دوسش داشتم.
تنها چیزی که خواننده رو به سمت کتاب دوم هدایت می‌کنه یک نامه در صفحه آخر کتابه.
قطعا جلد دوم رو می‌خونم، چون خریدمش :)) اما اگه نگرفته بودم شاید کاراوال در کاراوال برای من تموم می‌شد، با همه جذابیت بازی و علاقه‌ی من.

یه نکته‌ای رو اینجا اشاره کنم، اکثرا این کتاب رو با "سیرک شبانه" مقایسه می‌کنند، اما داستان این دو کتاب هیچ شباهتی ندارن. فقط ژانر (فانتزی_عاشقانه) و فضای کلی کتاب‌ها (مسابقه‌طور و جادویی بودنشون) بهم شبیهه‌. ضمن این‌که تو هر دو رنگ‌ها و بوها بسیار زنده هستند و شب‌ها اتفاقات رخ میده.
با این حال پیشنهاد می‌کنم اونایی که کاراوال رو خوندن و دوست داشتن سیرک شبانه رو بخونن و بالعکس!


×نشر باژ حق کپی‌رایت این کتاب رو خریده.
• جلد دومش خیلی قشنگ‌تره
پ.ن: رمنس کتاب از نظر من متعادل بود.

♡ انتشارات باژ تا دهم اردیبهشت تخفیف ویژه سی درصدی گذاشته، کد تخفیف bookophill
سایت‌شون:
Www.baazhbook.com
 
  • شروع کننده موضوع
  • #77

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
فراخوان رنگ‌ها

نویسنده: آرمینا سالمی
نشر: باژ
تعداد صفحات:
امتیاز من: ۵ از ۵
امتیاز گودریدز: ۴.۶۲ از ۵
دسته‌بندی من: بوکوفیل، دارم، علمی‌تخیلی، باژ، زنان، ایرانی، چالش هزار کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰


"می‌دانست بعد از این تجربه زندگی‌اش تغییر خواهد کرد، ولی هرگز به ذهنش خطور نمی‌کرد که این تجربه چه اندازه می‌تواند بزرگ باشد.
انسان‌هایی که هرگز افسانه‌ای شکل نمی‌دهند از درک نخستین لحظات شکل گرفتن یک افسانه عاجزند."

خب نمی‌دونم ریویو رو دقیقا چطوری شروع کنم، چون هرچی بگم اسپویله و از طرفی توضیح پشت جلد کتاب هم خیلی راه‌گشا نیست، در واقع وقتی تا نیمه کتاب رو خونده باشید متوجه استعاره‌های ظریفش می‌شید، پس فکر می‌کنم مستقیم باید بریم سراغ نظراتم!

من مسئول همخوانی کتاب کوارتت بودم، یک گروه حدود ۱۱۵ نفری رو باید مدیریت می‌کردم و روز اول انقدر از خوندن کتاب گیج شدم که خودم نتونستم به سهمیه تعیین شده برسم!
چرا اینو گفتم؟ چون شمایی که این ریویو رو می‌خونی حواست باشه حدود ۵۰ صفحه اول رو باید با دقت بخونی، یک عالمه شخصیت‌های مختلف بهت معرفی می‌شن که همگی تو داستان نقش دارند، پس لطفا سر صبر و باحوصله بخون و حتی اگه فکر می‌کنی لازمه یک کاغذ و قلم بذار کنار دستت!
اما این گنگی فقط اولشه، کم‌کم با ساختار کتاب آشنا می‌شی و روی غلتک میفتی و با شخصیت‌ها رفیق می‌شی و از رنگ‌ها و هاله‌های کتاب لذت می‌بری و شاید مثل من تا صبح بیدار نگهتون داشت!


این کتاب در دسته علمی‌تخیلی‌هاست اما سافته. فضاسازی و شخصیت‌پردازی کتاب بسی خوب و زنده‌س هرچند من گاها احساس می‌کردم به توصیفات بیشتری در کلیات فضا نیاز دارم. (مثل ساختار جزیره و قلب و ارتباط‌شون) شاید احساس کنید با ایده کتاب آشنایید، اما ساختار کتاب، شخصیت‌ها و تفکرات‌شون خیلی خاص و دوست‌داشتنیه. از طرفی فراخوان‌رنگ‌ها جلد اول یک مجموعه‌س و خیلی از نویسنده‌های معروف هم حتی جلد اول مجموعه‌هاشون رو برپایه یک داستان قدیمی می‌ذارن (با اقتباس از اون داستان مخاطب رو با شخصیت‌ها آشنا می‌کنند و دنیاشون رو بهمون نشون میدن)، پس ایده کتاب تکراری نیست ولی شباهت‌هایی میشه بینش با سایر کتاب‌ها پیدا کرد و از طرفی طوری تموم میشه که واقعا نمیشه هیچ پیش‌بینی برای اتفاقات داشت.

کتاب پر از رفرنس‌های تاریخی، سینمایی و کتابیه که محسوس و نامحسوس در بخش‌های مختلف کتاب گنجونده شده و از همه قشنگ‌تر و خلاقانه‌تر هم فهرست کتاب که متشکل از اسامی کتاب‌ها و فیلم‌های معروفه.

دوست دارم یک نقل‌قول از صفحه ۱۸۲ کتاب براتون بیارم:
"واقعیت این است که برخلاف تصور شنوندگان هر روایت، قهرمان آن روایت مرکز کائنات یا حتی جهان خودش نیست. در وانفسای اتفاقاتی که در زندگی او رخ می‌دهد، جهان و انسان‌های دیگر نیز به‌میزان درخور توجهی حائز اهمیت‌اند."
داستان از زاویه دید دانای‌کل روایت میشه و این‌که راوی خودش هم گاها نظراتش رو میگه برام خیلی جالب بود. (تنوع‌طوری و سبک متفاوت)
اما بخشی که از کتاب نقل کردم مناسب‌ترین توضیح برای شخصیت‌پردازی کتابه. هیچ شخصیتی حتی فرعی اضافه نیست و ما حضورش رو، هاله‌هاش رو و احساساتش رو می‌بینیم. و این زوایا دید متفاوته که به داستان معنا می‌بخشه.

و اما عشق!
این کتاب پر از عشقه اما رمنس نداره!
خیلی خوب به روابط بین افراد پرداخته شده و روابط بین افراد واقعا زیباست و مفهومی که از عشق صفحه پایانی کتابه، خود خودشه! یه ترازوی در حال تعادل...

سیر داستانی کتاب منطقیه هر چند یک‌جاهایی تند میشه، پایان کتاب هم خیلی کامل و دل‌نشینه، همه شخصیت‌ها دقیقا سرجاشون قرار می‌گیرند و من (ما) به‌عنوان خواننده تک‌تک‌شون رو شناختم و حالا باید بریم جلد دوم تا ببینیم چند مرده حلاجن و چه اتفاقاتی پیش روشونه! و واقعا درک نمی‌کنم چطوری قراره تموم شه. با این شخصیت‌هایی که تو جلد اول خوندیم حداقل باید سه چهار جلد داشته باشه.

× این کتاب اثر اول نویسنده‌س و به‌عنوان یک اثر اول خیلی تر و تمیزه و به نظر من ایرادی نداره به‌جز مواردی که در واقع سلیقه متفاوت من به‌عنوان یک خواننده‌س. مثلا من توقعم از یک کتاب ایرانی یک فضای ایرانی‌تره.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #78

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
Milk and honey

نویسنده: rupi kaur
تعداد صفحات: ۲۰۰
امتیاز گودریدز:۴.۰۸ از ۵
امتیاز من: ۳ از ۵
دسته‌بندی من: زبان اصلی، دارم، شعر، زنان، چالش هزار کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰

کتاب شیر و عسل، به گفته نویسنده‌ش، راهِ نجاتی از طریق شعره و در چهار بخش اصلی به شعر نوشته شده:
The Hurting (آسیب)
The Loving (دوست داشتن)
The Breaking (شکستن)
The Healing (التیام)
در واقع نوشته‌های کتاب غالبا شعره و چند صفحه‌ای متن لابه‌لاش داره اما از نظر من همه‌ش نثر بود چون واقعا هیچ درکی از شعراشون ندارم!
کتاب به‌نحوی داره سیر تکامل یک رابطه رو می‌گه و گاها به بررسی چرایی‌هاش می‌پردازه و حاوی احساسات و افکار نویسنده در هر مرحله‌س، اما اشتباه نکنید! این یک کتاب انگیزشی یا یه چیزی تو این مایه‌ها نیست و برای من هم صرفا مجموعه‌ای از افکار زیبا بود و البته بعضی از جملات رو بارها خوندم و حتی بعضی‌هاش رو یک گوشه یادداشت کردم.
دیگه عرضم به حضورتون که یه‌سری نقاشی‌های خطی هم داره که بعضیاشون رو دوست داشتم.
.
.
خب بریم سراغ مرور سریع هر فصل:

1️⃣ فصل اول (The Hurting)
این فصل از کتاب به موضوع آسیب، تجاوز و یا استفاده نابه‌جا از عشق، از دید شاعر کتاب پرداخته.
من این فصل رو خیلی دوست داشتم، سرکوب‌ها و فضایی که ازش صحبت می‌کرد به‌شدت من رو یاد ایران و رومیناهاش می‌انداخت...
✔ خوندن این فصل رو به پدرانی که دختر دارند خیلی پیشنهاد می‌کنم.
یادمون باشه تجاوز فقط یک امری فیزیکی نیست، بلکه می‌تونه حتی بدون یک لمس و روانی باشه.


2️⃣ فصل دوم (The Loving)
فصل دوم کتاب به موضوع شیرین عشق و دوست‌داشتن می پردازه، اشعارش رنگ و بوی عشق و شور و هیجان جوانی و تجربه‌های جدید داره.


3️⃣ فصل سوم (The Breaking)
این‌جا انگار اون عشق فصل قبلی جا افتاده و تازه دیدن نه این اون چیز رویایی که توقع داشتن نیست!
این فصل مثل فصل اول فضای تاریکی داره و موضوعش: شکست و جداییه.
شعرهای این فصل گاها باهم ضد نقضین، و حس دوگانگی و تردید رو دربرمی‌گیره. بعضیاشون برای سوگواری عشق از دست رفته‌س، برخی یه حس حسادت و نفرت داره و گاها تلاش‌هایی برای برخاستن و شروع دوباره...

4️⃣ فصل چهارم (The Healing)
خب دیگه داریم به آخر کتاب نزدیک می‌شیم و این فصل هم یه فصل سفیده، سفید در مقابل سیاهی فصل یک و سه.
فصلی برای شروع دوباره، التیام، بازسازی خود.
منتها نمی‌دونم چرا یهو زد تو جاده‌ خاکی و پر شد از جملات کلیشه کوتاهِ بدنت رو دوست داشته باش، تو خیلی خوبی و اینا.
تا جایی که رسید به یه جمله که می‌گفت " از دست دادنت باعث شد خودمو پیدا کنم." و از اونجایی که دارم هم‌زمان تکه‌هایی از یک کل منسجم رو می‌خونم، متوجه هدف این فصل شدم.
در واقع هم این فصل هم اون کتاب هر دو می‌گن برای این‌که یک رابطه موفق داشته باشی اول باید با خودت درست ارتباط برقرار کنی و خودت رو بپذیری.

این کتاب زبان اصلیه اما ترجمه هم شده، توصیه اکید من اینه‌که زبان اصلی بخونید چون قطعا ترجمه‌ش کلی سانسور داره و از طرفی استعاره و کنایه و معنی‌های غیر متعارف کلمات و خلاصه هیچ‌گونه پیچیدگی زبانی نداره، زبان در حد معمولی بلد باشید با کمک دیکشنری فکر می‌کنم راحت متوجه بشید.

⚠️ کتاب خیلی مستقیم و گاها غیر مستقیم به رابطه جنسی و... اشاره می‌کنه و خب از اونجایی که این مسائل تو کشور ما تابوست، ممکنه این کتاب برای همه مناسب نباشه.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #79

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
مردم مشوش

نویسنده: فردریک بکمن
مترجم: الهام رعایی
نشر: نون
تعداد صفحات: ۳۴۶
امتیاز گودریدز:۴.۳۶ از ۵
امتیاز من: ۵ از ۵
دسته‌بندی من: مورد علاقه، دارم، پیشنهاد میکنم، بوکوفیل، طنز، زندگی، بتونم باز میخونمش، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰

مردم مشوش = یک داستانِ طنزِ دل‌نشینِ احمقانه‌یِ عجیبِ آموزنده!

"حقیقت؟ حقیقت همه این ماجراها؟ حقیقت این است که این داستان درباره خیلی چیزها بود، اما بیش از هر چیز درباره احمق‌ها بود، چون ما هر کار که بتوانیم می‌کنیم، همه تلاشمان را، تا از عهده یک آدم بالغ بودن برآییم، به هم عشق بورزیم و بفهمیم این یواس‌بی لعنتی را بالاخره از کدام طرف باید وارد کرد. در پی چیزی می‌گردیم که به آن چنگ بیندازیم و خودمان را به آن بچسبانیم، چیزی که به خاطرش بجنگیم و ادامه دهیم."

مردم مشوش جدیدترین اثر فردریک بکمن، اولین کتابیه که از این نویسنده پر آوازه خوندم.
کتاب از یک سرقت ناموفق شروع و به یک گروگان‌گیری ختم میشه!
اما اشتباه نکنید، این یک کتاب معمایی_جنایی نیست، بلکه همه چیز اون‌قدر مسخره‌س که شما رو به‌خنده میندازه، اما این کتاب کمدی هم نیست! از من بپرسی این کتاب یک آینه‌س!
یه آینه از ما آدم‌هایی که آرزوی بزرگ‌شدن داشتیم و حالا که بزرگ شدیم به جای این‌که قهرمان زندگی‌مون باشیم داریم خودمون رو به فنا می‌دیم. با تصمیم‌های واقعا احمقانه‌ای که نمی‌دونم چرا در لحظه منطقی جلوه می‌کنه!

شیوه روایی کتاب رو خیلی دوست داشتم،
تصور کنید یک نقشه بهتون دادن. شما میدونی کلیت ماجرا چیه و چه اتفاقایی افتاده، اما باید یاد بگیری این نقشه رو بخونی و بدونی هر چیزی کجاست و چرا.
پس فصل‌های ابتدایی کوتاهه و فردریک بکمن مخاطب رو مورد سوال قرار می‌ده و مدام عقاید ما رو به عنوان خواننده می‌پرسه. (بیایید در گوشی بهتون بگم با ذهنتون بازی می‌کنه و حواس‌تون رو حسابی پرت می‌کنه) و کم‌کم با جلورفتن تعداد صفحات کتاب، فصل‌ها هم طولانی‌تر میشه و شروع می‌کنه به روایت ماجرا تا ۱۰۰ صفحه آخر که ورق رو برمی گردونه و... (برید بخونید تا لو ندادم همه‌شو)

شخصیت‌پردازی کتاب رو خیلی دوست داشتم، آدم‌هایی مرتبط به‌هم اما در عین حال بی‌ربط.
ویژگی مشترک همه‌ی شخصیت‌ها "تشویش" بود یا بهتر بگم "مردم مشوش"! و این ترس و اضطراب خیلی خوب توی کتاب حس می‌شد و البته اثراتش روی زندگی و تصمیم‌گیری‌ها.

داستان این کتاب و شیوه روایی‌ش متفاوته اما جان‌مایه داستان اصلا چیز عجیب و غریبی نیست. فلسفه زیربنایی داستان و حرف‌هاش همون چیزهایی که همه ما میدونیم اما فراموش کردیم یا میخواهیم فراموش کنیم.

پ.ن۱: یه حس "جز از کل"طوری به کتاب داشتم، اگه هر دوتا کتاب رو خوندید بگید موافقید یا نه.

پ.ن۲: بعدا دوباره خواهم خواند.

پ.ن۳: پایان داستان اصلا غصه‌دار نبود اما بذارید اعتراف کنم با خوندن جمله آخر یه قطره اشکم دراومد.

پ.ن۴: ولی بیایید قبول کنیم ته‌ش داستان خیلی زیادی تموم شد، یکم افت داشت نسبت به کلیت اما با این حال من بهش ۵ میدم.

پ.ن۵: "امشب که به خانه برگشتی، روز که تمام شد و شب که ما را فرا گرفت، نفسی عمیق بکش، چون ما از عهده امروز هم برآمدیم.
و فردا روز دیگری آغاز خواهد شد..."
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • #80

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,383
امتیاز
22,326
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
پرنده خارزار

نویسنده: کالین مکالو
مترجم: مهدی غبرائی
نشر: نیلوفر
تعداد صفحات: ۷۵۸
امتیاز گودریدز:۴.۳۲ از ۵
امتیاز من: ۵ از ۵
دسته‌بندی من: مورد علاقه، دارم، پیشنهاد میکنم، بوکوفیل، زنان، کلاسیک، چالش ۱۰۰۰ کتاب
سال مطالعه: ۲۰۲۰

فی بافتن را از سر گرفت و به نرمی گفت: "پس وقتی ما برویم، دیگر کسی نخواهد بود. دیگر درویدا نخواهد بود.آه، چرا، یک خط را در کتاب‌های تاریخ به آن اختصاص خواهند داد، و روزی مرد جوان و کوشایی به گیلی خواهد آمد تا هر کسی را که چیزی به یاد داشته باشد پیدا کند و با او گفت‌وگو بکند، برای کتابی که قرار است درباره درویدا این آخرین دامداری قدرتمند نیوساوث ولز، رج بزند. ولی هیچ‌یک از خوانندگانش هیچ‌گاه نخواهند فهمید که آنجا واقعا چگونه بوده است. چرا که نمی‌توانند بفهمند. باید پاره‌ای از آن می‌بودند تا به آن پی ببرند."


بعضی از کتابا هستن که خیلی نمیشه درموردشون صحبت کرد، چون از خودشون ردی روی قلبت میذارن که باید حس کنید و تو قالب کلمات نمی‌گنجه.

کتاب داستان پرفراز و نشیب سه نسل از خانواده پرجمعیت کلیری‌هاست، یا بهتر بگم هسته اصلی کتاب تنها دختر این خانواده "مگی"ست. ابتدای کتاب نامه‌ای از خواهر بزرگ پدی (پدر خانواده) به دست کلیری‌ها می‌رسه و در پی یک زندگی بهتر از نیوزلند به استرالیا مهاجرت می‌کنند.
با مهاجرت کلیری‌ها به استرالیا داستان کم‌کم از فضای نوستالژیک و خانوادگی خارج می‌شه و کلیسا و عشق و سیاست به ترتیب وارد کتاب می‌شه.

پرنده خارزار یک کتاب دوجلدی در یک جلده!
جلد اول ۴ بخش و ۱۳ فصل داره، هر بخش به یک شخصیت تعلق داره و محور اصلی داستان تقریبا همون شخصه. جلد دوم هم ۳ بخش داره و باز به همین‌صورته.

فصل اول با عشق تموم میشه و فصل دوم با جنگ جهانی دوم و قحطی شروع میشه و بی رحمانه یادآوری می‌کنه که زندگی قرار نیست همیشه آروم و قشنگ باشه و اتفاقا خیلی بی‌رحم‌تر از چیزیه که ما فکر می‌کنیم.

حدودا دو فصل ابتدای این بخش پر از اطلاعات تاریخی و سیاسیه، و به طور کلی از ابتدا تا انتهای کتاب در پس‌زمینه داستان می‌تونید یه اطلاعات کلی از تاریخ و تحولات استرالیا در قرن بیستم کسب کنید.
و خب حرف از تاریخ شد، و تاریخ دوباره تکرار میشه.
انگار اتفاقات زندگی مادر برای دختر به ارث می‌رسه و... (خودتون بخونید من که نباید همه‌شو بگم!)

حضور مگی در جلد دوم کم‌رنگ میشه و بیشتر درمورد فرزندانش می‌خونیم، هم‌چنین از استرالیا دور می‌شیم و به واتیکان، رم و لندن سفر می‌کنیم. بهتره بگم این بخش دختر جا پای مادرش میذاره و حضور جاستین دختر مگی پررنگ‌تره و در اغلب اتفاقات حضور داره.

نکته قابل توجه در جلد دوم کتاب، مقایسه زندگی مگی و جاستین بود.تحولاتی که برای جامعه زنان در این مدت رخ داده و طرز تفکرات و... به‌خوبی مشهود و قابل لمس بود.

در نهایت نمی‌تونم بگم این کتاب حکایت خیلی جدید و متفاوتی داره یا شما رو با هیجانش میخکوب می‌کنه اما این کتاب دقیقا همون کتابیه که بعد از یه روز پرمشغله، باید توی سکوت شب خوند، ذهن رو رها کرد و از طبیعت وحشی استرالیا لذت بُرد.
شما بزرگ‌شدن و قد‌کشیدن شخصیت‌ها رو می‌بینید، از تصمیم‌هاشون باخبرید و منتظر عواقبش هستید. با این کتاب خواهید خندید و خواهید گریست و احتمالا از دست رالف و لوک انقدر حرص بخورید.
و فضاسازی و جزئیات کتاب اونقدر قشنگ و کامل و به‌جاست که حس می‌کردم همین الان با کلیری‌ها در درویدا هستم.

من آدمی نیستم که به ادبیات کلاسیک علاقه‌مند باشه و احتمالا بدونید چقدر سخته واسم خوندن کتابای کلاسیک اما پرنده خارزار کتابی بود که من رو تا صبح بیدار نگه داشت.
پس اگه مثل من کلاسیک‌خون نیستید، احتمالا این کتاب رو بپسندید و اگه طرفدار این سبک هستید لذت خوندنش رو از خودتون دریغ نکنید.


پ.ن۱: گویا کتاب یک مینی سریال داره، اما بعید میدونم نگاه کنم چون دیدم رالف توی سریال به جذابیت رالف توی کتاب نیست و نمی‌خوام تصوراتم خراب شه.

پ.ن۲: می‌گن این کتاب و برباد رفته شباهت‌های زیادی دارند، ایشالله بعدش بریم سراغ اون. (البته الان نه، شاید سال دیگه)

پ.ن۳: فکر می‌کنم کتاب به یک ویرایش نیاز داره، ترجمه خوب و روانی داره اما یک دستی به سر و روش کشیده بشه شاید بد نباشه.
 
  • لایک
امتیازات: Maia
بالا