- ارسالها
- 111
- امتیاز
- 954
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
- رشته دانشگاه
- روان شناسی
آغوش وا کن محرمیت با تو لازم نیستنوشدارویی و بعد مرگ سهراب آمدی
سنگدل،این زود تر میخواستی،حالا چرا؟
دل را نمیفهمند توضیح المسائل ها
آغوش وا کن محرمیت با تو لازم نیستنوشدارویی و بعد مرگ سهراب آمدی
سنگدل،این زود تر میخواستی،حالا چرا؟
آغوش وا کن محرمیت با تو لازم نیست
دل را نمیفهمند توضیح المسائل ها
مانند برفی پاک و ساکت تا که باریدیاز دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به هزار درمان ندهم
مانند برفی پاک و ساکت تا که باریدی
کل مدارس در جهان تعطیل شد بانو
یک به یک با مژه هایت دل من درگیر استوقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
یک به یک با مژه هایت دل من درگیر است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنونمنم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ، ادعایی نیست
در عشق تو هر حیله که کردم هیچ استدر این سرای بی کسی کسی به در نمیزند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
از دیده برون مشو که نوریتو همانی که دلم لک زده لبخندش را
آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را
از دیده برون مشو که نوری
وز سینه جدا مشو که جانی
روزی تو مرا بینی،میخانه درافتادهیار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
روزی تو مرا میبینی،می خانه درافتاده
دستار گرو کرده،بیزار ز سجاده
دل بود از تو خسته ، جان بود از تو رستههر دم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد
دل بود از تو خسته ، جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته ، از تو کجا گریزم؟!
مرگ اگر مرد است گو نزد من آیمرده بدم،زنده شدم،گریه بدم،خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم:)
