• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین ... همه غمم بود از همین که خدا نکرده خطا کنی
ــاد گــلــچــیــن مــعــانــی و نــویــد و گــلــشـن
نــوشــخــواری بــود و نــعــشــه مــعــتـاد هـنـوز
) s(
 
آخرین ویرایش:
ــاد گــلــچــیــن مــعــانــی و نــویــد و گــلــشـن
نــوشــخــواری بــود و نــعــشــه مــعــتـاد هـنـوز
ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم
که لاله می دمد از خون دیده ی فرهاد
 
ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم
که لاله می دمد از خون دیده ی فرهاد
دیـگـر گـذشـتـه از سـر و سـامـان مـن مـپرس
من بی تو دست از این سرو سامان کشیده ام
 
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
ما زخـــود سوی تو گردانیم ســــر
چون تـــویی از ما به ما نزدیکتــــر

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو
 
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهرِ بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
 
آخرین ویرایش:
همدم خار می‌شوم! بی کس و یار می‌شوم
بر سردار می‌شوم، باز مقابلم تویی!
 
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون
نیش آن خار که از دست تو در پای من است !
تـحـمـل گـفـتـی و مـن هـم کـه کـردم سـال هـا اما
چـقـدر آخـر تـحـمـل بـلـکـه یـادت رفـتـه پـیـمانت
 
تـحـمـل گـفـتـی و مـن هـم کـه کـردم سـال هـا اما
چـقـدر آخـر تـحـمـل بـلـکـه یـادت رفـتـه پـیـمانت
تا به فراق خو کنم صبر من و قرار کو؟
وعده‌ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟
 
Back
بالا