- ارسالها
- 228
- امتیاز
- 3,758
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- شهرکرد
- سال فارغ التحصیلی
- 1398
می خور مخور اندوه که فرمود حکیموارث تمام اضطراب های من سلام لیلی قشنگ خواب های من سلام
فرهاد احمدی
غم های جهان چو زهر و تریاقش می
می خور مخور اندوه که فرمود حکیموارث تمام اضطراب های من سلام لیلی قشنگ خواب های من سلام
فرهاد احمدی
می خور مخور اندوه که فرمود حکیم
غم های جهان چو زهر و تریاقش می

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و گر باده مست
حافظ
من هیچ ندانم که مرا آن که سرشتمرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
حافظ
شاخه ها را جدایی گر غم استمن خرابم بنشین زحمت آوار نکش
نفست باز گرفت این همه سیگار نکش-.-
تنها شراب چشم خمار تو قادر استشاخه ها را جدایی گر غم است
ریشه ها را دست در دستِ هم است
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختتنها شراب چشم خمار تو قادر است
میخانه را دوباره پر از مشتری کند
سعید بیابانکی

قصر فردوس به پاداش عمل میبخشندهم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق
فاضل نظری
نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمانمنم که شهره شهرم به عشق ورزيدن
منم که ديده نيالوده ام به بد ديدن
حافظ

تاریک و تهی ، پشت و پس آینه ماندیمنزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت/ این اشک دیده ی من و خونِ دل شماست
" پروین اعتصامی "

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته استتاریک و تهی ، پشت و پس آینه ماندیم
هر چند که همسایه آن چشمه نوریم
ابتهاج
تا که عشقت مطربی آغاز کردما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
" پروین اعتصامی"
