• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم که توصیاد و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
فروغ فرخزاد
 
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
فروغ فرخزاد
شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر
 
روح من در جهت تازه اشیا جاری ست
روح من کم سال است
روح من گاهی از شوق سرفه اش میگیرد
روح من بیکار است:
قطره های باران را درز آجر ها را میشمارد
روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد

سهراب
 
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

حافظ
یارب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج برادران و خویشان ‌نشوم
بی‌منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر درِ ایشان نشوم
 
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که فویی به صحرا بمیرد

مهدی حمیدی شیرازی
 
دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که فویی به صحرا بمیرد

مهدی حمیدی شیرازی
 
دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

مجذوب تبریزی
 
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

مجذوب تبریزی
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار صنع حیرانیم
سعدی
 
یا رب به محمد و علی و زهرا
یا رب به حسین و حسن و آل عبا

کز لطف برآر حاجتم در دو سرا
بی منت خلق یا علی الاعلی

ابوسعید ابوالخیر
 
یا رب به محمد و علی و زهرا
یا رب به حسین و حسن و آل عبا

کز لطف برآر حاجتم در دو سرا
بی منت خلق یا علی الاعلی

ابوسعید ابوالخیر
یارب مددی کن که در این قوم بداندیش
این عاشق صادق به سر دار نباشد
بر چهره زرد و دل خونین نظری کن
مجنون صفتی نیست کز عشق تو بیمار نباشد
 
یارب مددی کن که در این قوم بداندیش
این عاشق صادق به سر دار نباشد
بر چهره زرد و دل خونین نظری کن
مجنون صفتی نیست کز عشق تو بیمار نباشد
دوستان وقت گل آن به که عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
 
من خنده ﺯَﻧَﻢ بر دل، دل خنده ﺯَﻧَﺪ بر ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ مى خندﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
"وحشی بافقی"
 
همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد
چوفرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
-مولانا
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث

حافظ
خداییش نمی دونم تکراریه یا نه ! :-?
 
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث

حافظ
خداییش نمی دونم تکراریه یا نه ! :-?


ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده‌ی عشق را زیارت کرد
حافظ
 
Back
بالا