• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
لب شیرین تو هر دم شکر انگیز تر است
زلف دلبند تو هر لحظه دلاویز تر است
 
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
بر جامی بتی و بر بطی بر لب کشت
این هرسه مرا نقد و تورا نسیه بهشت
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
 
هر شبي گويم که فردا ترک اين سودا کنم
باز چون فردا شود امروز را فردا کنم
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت
 
یک روز دیگر کم شد از عمرت، خدا را شکر
امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی

از "خود" گریزانی چرا ای سنگ! باور کن
حتی اگر در کعبه باشی باز هم سنگی
 
Back
بالا