• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

هزار کار نکرده

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع maleck :)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
حسرت خاصی ندارم، هیچ چیز اونقد مهم نبوده و نیست که به خاطرش نخوام بمیرم. ولی خب اگه یه بار الدترافورد میرفتم راحت تر میمردم :/
 
چرا نشریه بیرون نیومد؟؟!!:((:((:((
چرا خبرگزاری تکمیل نشد؟؟:((:((
چرا من خبرنگار دل درست نشدم -_- ؟؟!!:((:((:((
چرا اختراعاتم رو ثبت نکردم؟؟~X(~X(
فعلا همینا:|
 
حسرت این رو میخورم که شاید زندگی یک شعر بود که من از" اولش" اون رو چپه خوندم.
حسرت اینکه چرا حالا باید بیشتر به مرگ فکر کنم؟چرا این همه مدت حواسم نبود و مثل یک آدم ترسو از وحشت شکست محتاطانه بازی کردم و هیچوقت "خوده خودم" رو وارد میدون نکردم !
 
آخرین ویرایش:
عدم ابراز احساسات ( خاک تو سرم )
یاد نگرفتن انگلیسی و یک زبان دیگر
برنامه نویسی =((
درس نخواندن :D
به اندازه ی کافی حال نکردن با زندگی
 
چرا اونقدری ک باید محکم نیستم؟!
چرا با وجود این ک خیلی چیزا رو میدونم ک ذره‌ذره از درون داره نابودم میکنه، بازم کاری نمیکنم ک باعث و بانیش.......
اصلاً لعنت بهش.
 
خب الان که بیش از پیش خطر مرگ رو حس میکنید، بیاید اینجا بگید از اینکه چکار هایی نکردین پشیمونید.
لیست حسرت هایی رو که در صورت مرگ زودهنگامتون (خدای نکرده) رو دلتون میمونه
بنویسید.

این جاست که گوگوش میگه:پشیمان نیستم از آنچه بودم پشیمان نیستم از ماجرایم همین هستم،همین خواهم شد از نو اگر بار دگر دنیا بیایم
 
چرا هیچوقت شخصیت واحدی نداشتم و شبیه احمقا هر جا ی شکلی بودم.
هیچوقت سازی رو یاد نگرفتم.
تو انتخابی تیم ملی شرکت نکردم.
هیچوقت تو تکواندو خفن نشدم
هیچوقت طلای زیست نگرفتم.
هیچوقت نتونستم سیستماتیست شم
موهامو نقره ای نکردم.
تبوک مورد علاقمو نخریدم
پول در نیاوردم و مستقل نشدم
هیچوقت زندگی بعد نوجوونی رو تجربه نکردم.
هیچوقت کسی رو دوست نداشتم.
خساست کردم و چراغ مطالعه ای ک دوست دارمو نخریدم(=
 
Back
بالا